نویسنده: م.کهریزنوی
گزارشها از ولایت هرات حاکی از آن است که گویا افراد مسلح ناشناس با تیراندازی به سوی غیرنظامیان در ولسوالی انجیل، دست کم بیش از 20 نفر از شهروندان بیگناه، عمدتاً از جامعه شیعیان، را به خاک و خون کشیدند. این فاجعه در حالی رخ میدهد که 25 سال از حمله امریکا با شعار دروغین «مبارزه با تروریسم و دمکراسی» میگذرد؛ حملهای که نه تنها تروریسم را ریشهکن نکرد، بلکه زمینه را برای ظهور گروههای جدید و تکرار تراژدیهای انسانی فراهم ساخت.
ولسوالی انجیل هرات، ساعتی پس از ظهر جمعه، صحنه یک فاجعه انسانی دیگر بود. منابع صحی محلی و مردمی که در صحنه حضور داشته اند تأیید کردهاند که نزدیک به 30 نفر در تیراندازی تروریست های ناشناس شهید شدند، در حالی که مقامات طالبان آمار 7 کشته و 13 زخمی را اعلام کردهاند. صرف نظر از اختلاف آمار، آنچه مسلم است، ریخته شدن خون انسانهای بیگناهی است که تنها برای تفریح و دعا در روز جمعه به منطقه «ده مهری» رفته بودند؛ منطقهای که عمدتاً ساکنان آن را شیعیان تشکیل میدهند.
اما این حادثه، یک رویداد منفرد و تصادفی نیست. این قطرهای از دریای خونینی است که طی دو دهه گذشته بر پیکره مردم افغانستان، به ویژه اقلیتهای مذهبی، جاری شده است. برای درک عمق این فاجعه، باید فراتر از این رویداد نگاه کرد و ریشههای این بحران را در سیاستهای فاجعه بار قدرتهای بزرگ و ناکارآمدی نخبگان داخلی جستجو کرد.
بیست و پنج سال پیش، امریکا با شعارهای فریبنده «مبارزه با تروریسم» و «استقرار دموکراسی» وارد افغانستان شد. اما امروز، پس از دو دهه حضور نظامی، نه تنها خبری از دموکراسی پایدار و محو تروریزم نیست، بلکه این سرزمین به آتشکدهای برای تروریسم بینالمللی تبدیل شده است. گزارشها نشان میدهد که 23 گروه تروریستی مختلف در افغانستان فعال هستند که امنیت 53 کشور جهان را تهدید میکنند.
دخالت های امریکا طی 20 سال:
- امریکا طی 20 سالمیلیاردها دالر از منابع زیرزمینی و سرمایههای ملی افغانستان را هدر داد و بخش عمدهای از کمکهای جهانی در جیب پیمانکاران خصوصی امریکایی مانند قرارگاههای نظامی لوکس در کابل ریخته شد و بخشی از آنها به جیب حکومت جمهوریت.
- امریکا با دخالت در ساختار قبیلهای و سنتهای اجتماعی مردم، نظم سنتی جامعه را برهم زد و خلاء فرهنگی عمیقی ایجاد کرد.
- امریکا در عمل، بیش از هر کشور دیگری به گسترش تروریسم در منطقه دامن زده است. با تجهیز نیروهای نیابتی و نادیده گرفتن شبکههای تروریستی برای منافع کوتاه مدت، عملاً به پدرخوانده گروههای تروریستی تبدیل شده است.
و سرانجام، خروج شرمآور و ذلت بار امریکا در سال 2021 از افغانستان، بزرگترین رسوایی سیاسی-نظامی قرن بیست و یکم را رقم زد. آنها افغانستان را به همان گروهی سپردند که مدعی مبارزه با آن بودند (طالبان) و هزاران دستگاه خودرو و تجهیزات نظامی پیشرفته را به عنوان غنیمت در اختیار آنها گذاشتند. این اقدام از منظر حقوق بشر و قوانین بینالمللی یک فاجعه محض بود؛ چرا که ایالات متحده نه تنها به تعهدات خود برای تأمین امنیت شهروندان افغانستان عمل نکرد، بلکه با فرار ذلت بار خود، صحنه را برای گروه های تروریستی آمده ساخته است تا قتل عامهای بیشتر اتفاق بیفتد.
در این بیست سال، طبقه حاکم تحت عنوان «جمهوریت» نیز نتوانست امنیت را برای شهروندان به ارمغان آورد. دوران ریاست جمهوری حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی، نیز دوران طلایی برای ترورهای هدفمند علیه شیعیان بود.
این روسای جمهور نه تنها «بیکفایت» بودند، بلکه عمده تمرکز خود را معطوف پر کردن حسابهای بانکی شخصی و خانوادههای شان و سیاست قومگرایانه و تفرقهافکنانه کردند. در طول این سالها، بارها مدارس دینی و مساجد و آموزشگاه ها و ورزشگاه ها شیعیان هدف حملات انتحاری قرار گرفت، اما دولتهای وابسته به غرب هیچ راهبرد مؤثری برای حفاظت از این شهروندان نداشتند و صرفاً به صدور بیانیههای محکوم کننده اکتفا میکردند.
امروز، پس از گذشت 5 سال از حاکمیت مجدد طالبان، باز هم همان روند جمهوریت ادامه دارد. گروههای تروریستی مانند داعش خراسان با آزادی عمل بیشتری به کشتار شیعیان ادامه میدهند. طالبان که اکنون مدعی تأمین امنیت است در حالی که در طی 5 سال گذشته شیعیان کشور همچنان مورد حملات تروریستی قرار گرفتند.
این چرخه معیوب و کثیف حکومتداری در افغانستان، گویی به یک ذات تلخ تبدیل شده است.
وضعیت کنونی افغانستان، حاصل جمع جبری اشتباهات فاجعهبار امریکا، خیانتهای نخبگان جمهوریت، ناکارآمدی طالبان و خودخواهی اپوزیسیون است. تا زمانی که این چرخه معیوب ادامه یابد، هر جمعه ممکن است در گوشهای از این سرزمین، خبری مشابه هرات به گوش برسد.




