بیست و هشتم سپتامبر، روز جهانی دسترسی همگانی به اطلاعات، در حالی در افغانستان فرا می رسد که پنج سال حاکمیت طالبان، کشور را به یکی از بسته ترین فضاهای اطلاعاتی جهان تبدیل کرده است. آنچه در گزارشهای پیشین خبرنگاران و رسانهها بهعنوان «محدودیت» توصیف میشد، اکنون به سیستمی فراگیر از سانسور، ارعاب و انکار حق بنیادین دانستن بدل شده است. از ممنوعیت نشر تصاویر زنده جانان تا تحریم صدها کتاب دانشگاهی، از بازداشت دهها خبرنگار تا تعطیلی رسانههای مستقل، طالبان ساختاری از کنترل اطلاعاتی بنا نهاده که نه تنها آزادی مطبوعات، بلکه حق شهروندان برای آگاهی از تصمیمهای نهادهای حاکم را نیز نابود کرده است.
روز جهانی دسترسی به اطلاعات، که در سال 2015 از سوی یونسکو بنیان گذاشته شد و در سال 2019 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد، یادآور حقی است که در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر ریشه دارد: حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات. یونسکو امسال بر «حفظ سلامت اطلاعات در عصر دیجیتال» تأکید کرده و هشدار داده که با گسترش هوش مصنوعی و حجم انبوه دادهها، تشخیص منابع معتبر بیش از هر زمان اهمیت یافته است. اما در افغانستان، مسئله نه تشخیص اطلاعات معتبر، بلکه فقدان بنیادین هرگونه اطلاعاتی است که شهروندان برای تصمیم گیری آگاهانه و نظارت بر قدرت به آن نیاز دارند.
در همان سال های نخست قدرت گرفتن طالبان، گزارشها حاکی از محدودیت دسترسی به اطلاعات، ممانعت از پوشش رویدادها، و انزوای خبرنگاران زن حکایت داشت. اما اکنون پس از پنج سال حاکمیت طالبان، تصویر به مراتب تیره تر است. آنچه در آن گزارشها «مشکل» نامیده میشد، امروز به سازوکاری حقوقی و اداری تبدیل شده که سانسور را قانونی، انتقاد را جرم، و روزنامه نگاری مستقل را عملاً غیرممکن کرده است.
گزارشگران بدون مرز در گزارش پنج سالگی حاکمیت طالبان، از بیش از بیست فرمان، بخشنامه و دستور ملی و صدها بخشنامه ولایتی پرده برداشته که نظام رسانهای افغانستان را به صورت مرحلهای از پای درآورده است. این محدودیتها از سپتامبر 2021 با «اصول یازده گانه روزنامه نگاری» آغاز شد و به تدریج به ممنوعیت پخش برنامههای زنده سیاسی، ممنوعیت انتشار تصاویر موجودات زنده، و نهایتاً قانون آیین دادرسی کیفری ژانویه 2026 رسید که «انتقاد از رهبری امارت» را به شش ماه زندان و بیست ضربه شلاق مجازات میکند .
مرکز خبرنگاران افغانستان در بیانیه روز جهانی دسترسی به اطلاعات، این تحول را «سیاست عمدی قطع اطلاعات» توصیف کرده و تأکید کرده که طالبان قانون رسانهها و قانون دسترسی به اطلاعات مصوب 1398 را عملاً تعلیق کرده و بهجای آن، نظامی از دستورالعملهای غیررسمی و شفاهی را بر رسانهها تحمیل کرده است .
این معماری سرکوب در پنج سال چه دستاوردهایی برای طالبان داشته و چه هزینههایی بر جامعه افغانستان تحمیل کرده است؟
آمارهای نهادهای بینالمللی ابعاد این فاجعه اطلاعاتی را آشکار میکند. بر اساس گزارش مرکز خبرنگاران افغانستان، در سال 2025 میلادی 207 مورد نقض حقوق رسانهای ثبت شده که نسبت به سال پیش از آن 20 درصد افزایش یافته است. در این میان، 21 ایستگاه تلویزیونی و هشت نهاد رسانهای بهطور کامل تعطیل شدهاند. تا سپتامبر 2026، ممنوعیت نشر تصاویر موجودات زنده به 25 ولایت گسترش یافته و دهها تلویزیون را از کار انداخته است.
در کنار تعطیلی رسانهها، طالبان در سپتامبر 2025 ، بیش از 700 کتاب درسی دانشگاهی را که «مغایر با شریعت و سیاستهای امارت اسلامی» تشخیص داده بود، از تدریس دانشگاهها حذف کرد. در میان این کتابهای ممنوعه، 140 عنوان نوشته نویسندگان زن و 310 عنوان نوشته یا منتشرشده در ایران دیده میشود. هیجدهمین رشته تحصیلی نیز بهطور کامل حذف شد: از «قوانین اساسی افغانستان» و «نظام انتخاباتی» تا «جنسیت و توسعه»، «حقوق بشر و دموکراسی»، و «نقش زنان در ارتباطات جمعی» . این یعنی نسل جدید افغانستان نه تنها از ابزارهای نقد قدرت محروم میشود، بلکه از فهم ساختارهای حقوقی و سیاسی که میتوانست درک انتقادی از حکومت را ممکن کند، نیز بیبهره میماند.
در همین حال، 23 تلویزیون در ولایتهای مختلف به دلیل ممنوعیت تصویر تعطیل شدهاند و تعداد خبرنگاران زن از 2833 نفر در 2021 به 747 نفر در 2025 سقوط کرده؛ کاهشی 74 درصدی که زنان را از چرخه تولید اطلاعات بهطور سیستماتیک حذف کرده است.
انحصار اطلاعاتی طالبان، فراتر از محدود کردن خبرنگاران، بافت اجتماعی افغانستان را فرسایش میدهد.
نخست، شفافیت و پاسخگویی که پیششرط هرگونه نظارت مدنی بر قدرت است، از میان میرود. وقتی شهروند نمیداند نهادهای مسئول چه تصمیمی و بر چه مبنایی گرفتهاند، نه میتواند نقد کند و نه میتواند در تصمیمگیریهایی که زندگیاش را شکل میدهد مشارکت داشته باشد.
دوم، خلأ اطلاعات رسمی با شایعه پر می شود. یونسکو هشدار داده که دسترسی برابر به اطلاعات دقیق، مؤثرترین ابزار مقابله با اطلاعات نادرست است . اما در افغانستان، وقتی منابع رسمی از پاسخ گویی طفره میروند یا صرفاً روایتهای تبلیغاتی خود را منتشر میکنند، مردم به کانالهای غیررسمی، گاه نادرست یا اغراقشده، پناه میبرند. این نهتنها امنیت روانی جامعه را تخریب میکند، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده قدرتهای دیگر فراهم میسازد.
سوم، طالبان با ایجاد سیستم رسانهای دولتی، حدود 15 تلویزیون، رادیو و پلتفرم دیجیتال تحت کنترل خود—اقتدار روایی انحصاری بنا کردهاند . در چنین فضایی، «حقیقت رسمی» تنها روایتی است که اجازه شنیدهشدن دارد. این یعنی نهفقط آزادی بیان، بلکه حافظه جمعی نیز دستکاری میشود. جامعهای که نتواند از گذشته خود روایت مستقل داشته باشد، در ساختن آینده دموکراتیک نیز ناتوان است.
در مقابل این تصویر تیره، حق دانستن بهعنوان یک اصل بنیادین باقی میماند. این حق یادآور میشود که شهروندان صرفاً «مخاطب» تصمیمهای نهادهای مسئول نیستند، بلکه صاحبان حق نظارت بر آنها هستند. طالبان در آوریل 2026 وب سایتی با نام «پرمختگ» راه اندازی کرد و مدعی شد هدف آن «مدیریت اطلاعات، دسترسی سریع مردم به معلومات و دستاوردها» است. اما یک وب سایت رسمی که صرفاً «دستاوردها» را منتشر میکند، نه حق دانستن را برمیآورد و نه جایگزین خبرنگاری مستقل است. حق دانستن در ذات خود شامل حق دانستن آنچه قدرت پنهان میکند نیز میشود: شکنجه زندانیان، فساد مقامات، نقض حقوق اقلیتها، و هزینههای انسانی سیاستهای طالبان.
سازمانهای بینالمللی مانند کمیته مصونیت خبرنگاران بارها هشدار دادهاند که «سرکوب عمیقشونده مطبوعات» در افغانستان، فضای اطلاعاتی را چنان مخدوش کرده که مردم «بیش از هر زمان از بیان نظرات خود وحشت دارند» . این وضعیت، افغانستان را به یکی از خطرناکترین کشورها برای روزنامهنگاران بدل کرده و صدها خبرنگار را به تبعید کشانده است، تبعیدی که خود به بحرانی دیگر برای دسترسی به اطلاعات دستاول و موثق تبدیل شده است.
در برابر این انسداد، نقش رسانههای مستقل و نهادهای حامی بیش از پیش حیاتی است. شهروندان خبرنگار در تبعید، با وجود دشواری دسترسی به منابع، همچنان تلاش میکنند روایتی بدیل از واقعیت افغانستان ارائه دهند. اما این تلاشها بدون حمایت بینالمللی دوام نمیآورد. گزارشگران بدون مرز از کشورهای میزبان خواسته که خطرات بازگرداندن اجباری این خبرنگاران به افغانستان را جدی بگیرند و با اعطای ویزا و حمایتهای حقوقی، از آنان محافظت کنند.
رسانههای بینالمللی نیز وظیفه دارند روایتهای تکصدایی طالبان را به چالش بکشند و فضایی برای شنیدهشدن صدای افغانهایی فراهم کنند که در داخل کشور امکان بیان ندارند. همانگونه که یونسکو تأکید کرده، سلامت اطلاعات در گرو تعدد منابع و استقلال آنهاست، نه در انحصار یک روایت رسمی.
پنج سال حاکمیت طالبان، افغانستان را به زندانی برای اطلاعات بدل کرده است. از ممنوعیت تصویر تا تحریم کتاب، از بازداشت خبرنگاران تا تعطیلی رسانهها، آنچه رخ داده نه مجموعهای از اقدامات پراکنده، بلکه پروژهای منسجم برای کنترل کامل جریان اطلاعات است. طالبان این پروژه را با ابزارهای دینی توجیه میکنند، اما نتیجه عملی آن نه «حفاظت از شریعت»، بلکه حذف هر صدایی است که میتواند پرسشگر قدرت باشد.
حق دسترسی به اطلاعات، همانگونه که در روز جهانی آن یادآوری میشود، صرفاً یک آرمان نیست؛ شرط بقای جامعه مدنی، پیششرط مبارزه با فساد، و بنیاد تصمیمگیری آگاهانه است. جامعهای که از اطلاعات محروم باشد، در تاریکی تصمیم میگیرد، در انزوا میماند، و در برابر قدرت بیدفاع میشود. بازگرداندن این حق به افغانستان، نه یک درخواست حاشیهای از طالبان، بلکه مطالبهای بنیادین از هر نظمی است که مدعی حکومت بر مردم است. تا آن روز، روز جهانی دسترسی به اطلاعات در افغانستان نه جشن، بلکه سوگ نامهای خواهد بود بر حقی که زیر چکمههای اختناق، زندهبهگور شده است.
نویسنده: دکتر حسینی




