گردشگری در قفس؛ وقتی دروازه‌های فرهنگ و اقتصاد بسته می‌شود

گردشگری تنها یک صنعت نیست؛ بلکه آیینه‌ای از فرهنگ، گشاده‌رویی، مهمان‌نوازی، اعتماد و پویایی یک جامعه است.گزارش‌ها تصویر متناقضی از وضعیت گردشگری در افغانستان ارائه می‌کنند؛ از یک‌سو، مسئولان طالبان از افزایش شمار گردشگران خارجی سخن می‌گویند و از سوی دیگر، شهروندان از کاهش محسوس گردشگران داخلی، مردانه‌شدن فضاهای تفریحی و رکود اقتصادی در مناطق گردشگری شکایت دارند.این تناقض، یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا گردشگری بدون آزادی و مشارکت همه شهروندان می‌تواند پایدار بماند؟
گردشگری در قفس؛ وقتی دروازه‌های فرهنگ و اقتصاد بسته می‌شود

در حالی که جهان، روز جهانی گردشگری را گرامی می‌دارد، صنعت گردشگری افغانستان در زیر حاکمیت طالبان با چالش‌های عمیقی رو به‌ روست. گزارش‌ها از فضای کاملاً مردانه گردشگری، کاهش چشمگیر حضور گردشگران داخلی، کسادی بازارهای محلی و ممنوعیت ورود زنان به اماکن تفریحی حکایت دارند.

گردشگری تنها یک صنعت نیست؛ بلکه آیینه‌ای از فرهنگ، گشاده‌رویی، مهمان‌نوازی، اعتماد و پویایی یک جامعه است.گزارش‌ها تصویر متناقضی از وضعیت گردشگری در افغانستان ارائه می‌کنند؛ از یک‌سو، مسئولان طالبان از افزایش شمار گردشگران خارجی سخن می‌گویند و از سوی دیگر، شهروندان از کاهش محسوس گردشگران داخلی، مردانه‌شدن فضاهای تفریحی و رکود اقتصادی در مناطق گردشگری شکایت دارند.این تناقض، یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا گردشگری بدون آزادی و مشارکت همه شهروندان می‌تواند پایدار بماند؟

آنچه دوستان نگارنده مطلب از داخل نقل می‌کنند: با وجود بهبود نسبی امنیت راه‌ها، اما فضای گردشگری کاملاً مردانه شده است. حضور گردشگران به ‌شدت کاهش یافته و بازارهای محلی در مناطق دیدنی مانند بند امیر رونق گذشته را از دست داده‌اند. کسب‌ وکار در تمام ولایت ها کساد است، ممنوعیت‌های وضع ‌شده بر بند امیر، درآمد دکانداران را متأثر ساخته است. در همین حال، سرپرست وزارت امر به معروف طالبان ورود زنان و دختران به بند امیر را ممنوع اعلام کرده و معین وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان از افزایش شمار گردشگران خارجی خبر می‌دهد.

و این در حالی ست که شاهدان عینی همیشه از اوضاع گردشگری در کشور شکایت دارند و هشدار می‌دهند که تداوم محدودیت‌ها می‌تواند حضور همان اندک خارجیان را نیز کاهش دهد؛ به ‌ویژه که ناامنی و تهدیدهای جانی، از جمله رویدادهایی که در آن شماری از خارجیان کشته یا ربوده شده‌اند، این روند را تشدید می‌کند. برای نمونه، در حملهٔ انتحاری داعش بر یک رستوران در کابل در ژانویه 2026، یک شهروند چین و شش شهروند کشور کشته و پنج شهروند چینی زخمی شدند. در رویدادی دیگر در بامیان، سه گردشگر اسپانیایی و سه شهروند کشور هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفتند و جان باختند. همچنین گزارش‌هایی از ربوده شدن شهروندان خارجی منتشر شده است. این رویدادها در کنار محدودیت‌های اجتماعی، انگیزهٔ خارجیان برای سفر به افغانستان را به‌ شدت کاهش می‌دهد و اعتماد به امنیت این کشور را تضعیف می‌کند.

نقش آثار باستانی و گردشگری در رشد فرهنگ و اقتصاد
آثار باستانی و میراث فرهنگی، حافظهٔ تاریخی یک ملت و سرمایهٔ اقتصادی آن هستند. گردشگری فرهنگی می‌ تواند به احیای هویت ملی، تبادل فرهنگی و ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار کمک کند. در افغانستان، آثاری چون تندیس‌های بودا، بند امیر در بامیان، مسجد جامع هرات، منار جام، شهر باستانی بلخ با آرامگاه‌های تاریخی، مسجد سبز (خواجه ابو نصر پارسا)، خانقاه ویرانهٔ پدر مولانا (بهاءالدین ولد) که زادگاه مولانا جلال‌الدین بلخی در جوار آن قرار دارد، تخت رستم (آتشکده و عبادتگاه باستانی) و زیارتگاه منسوب به حضرت علی (روضه شریف) و مجموعهٔ تاریخی غزنی شامل منارهای غزنی، آرامگاه سلطان محمود غزنوی، مسجد جامع غزنی، آرامگاه حکیم سنایی غزنوی در منطقهٔ مغولان و آرامگاه ابوریحان بیرونی که متأسفانه به ‌دلیل بی‌توجهی و جنگ‌های متمادی تخریب شده و تنها آجرهایی دست ‌چین جایگاه دفن او را مشخص می‌کند نه ‌تنها جاذبه‌های جهانی‌اند، بلکه می‌توانند موتور محرکهٔ اقتصاد محلی باشند.

بلخ به‌عنوان زادگاه مولانا و یکی از کهن‌ ترین شهرهای تاریخی جهان، و غزنی به‌عنوان پایتخت امپراتوری غزنوی و گنجینهٔ هنر اسلامی، هر یک ظرفیت بی‌نظیری برای جذب گردشگران فرهنگی و مذهبی دارند. آرامگاه سنایی غزنوی که در دورهٔ ظاهر شاه ساخته شده و گنبدی فلزی با دو بازوی گوشواره‌ای دارد، و آرامگاه ابوریحان بیرونی که با وجود طرح‌های بازسازی در سال‌های 1388 و 1391 همچنان خرابه‌ای بیش نیست، نمونه‌هایی از ظرفیت‌های مغفول ‌ماندهٔ غزنی هستند.

خانقاه بهاءالدین ولد، پدر مولانا، نیز در 20 کیلومتری مزارشریف با خشت خام ساخته شده و در آستانهٔ نابودی کامل قرار دارد؛ دولت جمهوریت طرح بازسازی هفت میلیون دالری آن را مطرح کرد، اما ناامنی و نبود بودجه مانع اجرا شد.  تخت رستم بلخ نیز از سازه‌های آتشکدهٔ نوبهار بلخ و عبادتگاه بودایی دورهٔ کوشانی است که در 30 کیلومتری غرب مزارشریف واقع شده و از دیدنی‌های تاریخی این منطقه به شمار می‌رود.

گردشگری سلامت، طبیعت‌ گردی و گردشگری مذهبی نیز ظرفیت‌های پنهانی هستند که بی‌ توجهی به آن‌ها، فرصت‌های طلایی را به تهدید تبدیل می‌کند. زیارتگاه منسوب به حضرت علی (روضه شریف) در مزارشریف، سالانه هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان را جذب می ‌کند و به ‌عنوان نمادی از همبستگی مذهبی در منطقه شناخته می‌شود.

طالبان مدعی‌اند که امنیت را تأمین کرده و گردشگران خارجی را افزایش داده‌اند. اما این آمار بدون در نظر گرفتن کیفیت تجربهٔ گردشگری و مشارکت همهٔ شهروندان، تصویری ناقص است. ممنوعیت ورود زنان به اماکن تفریحی، نه ‌تنها نیمی از جامعه را از حق تفریح و سفر محروم می ‌کند، بلکه به‌ طور مستقیم به اقتصاد محلی آسیب می‌زند. خانواده‌ها معمولاً به‌صورت جمعی سفر می ‌کنند؛ ممنوعیت زنان یعنی کاهش سفرهای خانوادگی و در نتیجه کاهش درآمد هتل‌ها، رستوران‌ ها و صنایع دستی. از منظر دینی و اخلاقی نیز، محدود کردن تفریح مشروع و حلال، با روح اسلام که به تفریح سالم تشویق می‌کند، سازگار نیست. پیامبر اسلام (ص) فرموده‌اند: «تفریح کنید تا دل‌ها خسته نشوند.» محدودیت‌های بی ‌مورد، نه‌ تنها با فقه اسلامی همخوانی ندارد، بلکه به انزوای بیشتر افغانستان در جهان می‌انجامد.

اظهارات اخیر والی بامیان طالبان که با افتخار از تخریب تندیس‌های بودا در 25 سال پیش یاد کرده، نشان ‌دهندهٔ نگاهی است که میراث فرهنگی را نه سرمایه، بلکه تهدید می ‌پندارد. تخریب بودا نه‌ تنها یک فاجعهٔ فرهنگی بود، بلکه ضربه‌ای سنگین به اقتصاد گردشگری بامیان وارد کرد. بامیان پیش از تخریب، سالانه میزبان هزاران گردشگر خارجی بود که برای مردم محل هم کار و هم درامدزایی قابل توجهی ایجاد می‌کرد. امروز، بامیان با وجود جاذبه‌های طبیعی بی ‌نظیر، از فقر و بیکاری رنج می‌برد. بازسازی اعتماد از دست رفته و احیای میراث فرهنگی، نیازمند عذرخواهی صادقانه و اقدام عملی است، نه افتخار به ویرانی.

تاریخ نشان داده است که جوامعی که دروازه‌های خود را به روی فرهنگ و گردشگری می‌گشایند، از نظر اقتصادی و سیاسی قدرتمندتر می‌شوند. طالبان می‌توانند با برداشتن محدودیت‌های غیرضروری، به ‌ویژه برای زنان، نه ‌تنها مشروعیت داخلی و بین‌المللی خود را افزایش دهند، بلکه به رشد اقتصادی و کاهش فقر کمک کنند. ایجاد مناطق گردشگری امن برای همه، سرمایه ‌گذاری در زیرساخت‌ها و حفاظت از میراث فرهنگی، گام‌هایی عملی هستند که می‌توانند چهرهٔ افغانستان را در جهان تغییر دهند. اسلام دینی است که به سفر، تفکر و کشف جهان تشویق می ‌کند؛ چرا باید این فرصت را از ملت گرفت؟

روز جهانی گردشگری امسال فرصتی است تا حکام کشور به خود بیایند. محدودیت‌های کنونی، نه ‌تنها گردشگری را به قهقرا می ‌برد، بلکه فرهنگ، اقتصاد و هویت ملی را تضعیف می ‌کند. تخریب بودا و ممنوعیت ورود زنان به اماکن تفریحی، دو روی سکه‌ای هستند که آیندهٔ کشور را تاریک می‌کنند. اگر طالبان به‌ راستی خیر ملت را می‌خواهند، باید از گذشته درس بگیرند، دروازه‌ها را بگشایند و بگذارند گردشگری، این سفیر صلح و رفاه به افغانستان بازگردد. در غیر این صورت، تاریخ آنان را نه به‌عنوان حافظان فرهنگ، بلکه به‌عنوان ویرانگران فرصت‌ها به یاد خواهد آورد.

نویسنده: دکتر حسینی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x