نویسند: ز. نظری
پایان ذخایر موشکی امریکا و بنبست راهبردی ترامپ در باتلاق جنگ با ایران؛ تحلیل از افول یک امپراتوری جنگ طلب
گزارشهای فزاینده از کاهش «شوک آور» ذخایر موشکهای پیشرفته امریکا در جنگ با ایران، پرده از واقعیتی تلخ برای کاخ سفید برمیدارد: جنگ فرسایشی طراحیشده برای تضعیف ایران، به دام استراتژیکی برای ایالات متحده تبدیل شده است. اظهارات لئون پانهتا، وزیر دفاع اسبق و رئیس پیشین سیا، همراه با عقب نشینی متحدان اروپایی، نشاندهنده شکستی چند وجهی برای ترامپ و هم پیمایان اش است.
آنچه دونالد ترامپ آن را «پیروزی کامل و نهایی» در جنگ با ایران مینامید، اکنون به کابوسی هزینه بر و بینهایت برای کاخ سفید بدل شده است. مقامات نظامی و اطلاعاتی امریکا به طور محرمانه و علنی فریاد میزنند که انبارهای موشکی پدافندی و تسلیحات نقطه زن در خاورمیانه به سرعت در حال تهی شدن است. این بحران که با اظهارات صریح پانه تا همراه شده، نشان میدهد که امریکا و اسرائیل و هم پیمایان عرب شان نه تنها به اهداف نظامی خود دست نیافتهاند، بلکه در یک باتلاق استراتژیک گرفتار شدهاند که در آن، دست برتر به وضوح در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
هشدار پانهتا؛ بنبست و هزینههای سرسامآور برای امریکاییها
لئون پانهتا، که از چهره های با اعتبار امنیت ملی امریکاست که به صراحت اعلام کرده است که دولت ترامپ در جنگ «غیرقانونی» علیه ایران «عمیقاً به دردسر افتاده استو» او نسبت به ادامه حملات نظامی هشدار میدهد و تأکید میکند که گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد این اقدامات ایران را به عقب نشینی وادار نخواهد کرد. پانهتا با مقایسه این جنگ با «ویتنام»، اذعان میکند که «جنگهای ابدی پایان خوشی ندارند» و ترامپ «اساساً در جعبهای گیر کرده است که به دنبال راهی برای خروج از آن است.»
این هشدارها در حالی مطرح میشود که هزینههای سنگین اقتصادی این جنگ، با افزایش شدید قیمت بنزین و بالا رفتن هزینههای زندگی، بهعنوان بهایی که مردم امریکا باید بپردازند، گریبان گیر کاخ سفید شده است. پانهتا بهعنوان یک مقام ارشد پیشین، عملاً شکست کامل راهبرد «مرد دیوانه» ترامپ را به تصویر میکشد و نشان میدهد که واشنگتن به بنبست استراتژیک رسیده است.
مستندات دست برتر نظامی و سیاسی ایران و هم پیمایان اش
در نقطه مقابل، ایران با اتکا به راهبرد جنگ فرسایشی و برتری جغرافیایی، توانسته است معادلات را به نفع خود تغییر دهد. تحلیلگران نظامی تأکید دارند که ایران با جمعیت 90 میلیونی، ارتش 600 هزار نفری و زرادخانه عظیم موشکی که قادر به هدفگیری در شعاع 2000 کیلومتری است، از برتری عددی و جغرافیایی برخوردار است.
شواهد میدانی نشان میدهد که ایران نه تنها زیرساخت های نظامی خود را بازسازی کرده، بلکه با حمله به زیرساختهای کویت و بحرین و تهدید به بستن تنگه هرمز، قدرت چانه زنی خود را افزایش داده است. «آسیا تایمز» در تحلیلی صریح اذعان کرده است: «امریکا برای نابودی ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای به جنگ رفت، اما در عوض سلطه آن را تثبیت کرد» . ایران پساجنگ، با رهبری جوان تر و جنگ دیده، نه تنها زنده مانده، بلکه به قدرت برتر خلیج فارس تبدیل شده است.
اقدامات امریکا و اسرائیل با محکومیت گسترده در سطح بینالمللی و حتی از سوی متحدان سنتی مواجه شده است. مهم ترین نشانه این انزوای سیاسی، عقب نشینی آلمان است. وزارت دفاع آلمان با خارج سازی دو فروند کشتی جنگی خود از منطقه و انتقال آنها به شرق مدیترانه، عملاً اعلام کرد که شرایط برای مأموریت در تنگه هرمز فراهم نیست. صدراعظم آلمان نیز تأکید کرد که این جنگ «مربوط به ناتو نیست» و آلمان در آن مشارکت نخواهد کرد.
این شکست دیپلماتیک نشاندهنده بحران مشروعیت برای کاخ سفید است. تحلیلگران معتقدند که متحدان منطقهای امریکا، که همسایه ایران هستند، نمیتوانند اشتباه استراتژیک واشنگتن را تکرار کنند و ترجیح میدهند با تهران قدرتمند پساجنگ، همزیستی داشته باشند تا همراه با امریکای شکستخورده.
جنگ آغازشده توسط امریکا و اسرائیل، نه تنها نتوانست ایران اسلامی را به زانو درآورد، بلکه به یک «باتلاق بینهایت» برای کاخ سفید تبدیل شده است. ذخایر موشکی که زمانی اهرم فشار واشنگتن بود، اکنون به نقطه ضعف آن بدل شده و سؤال بزرگ این است که اگر جنگ با ایران این چنین بر توانمندیهای نظامی امریکا سایه افکنده است، چگونه میتواند مدعی مهار چین در اقیانوس آرام یا مقابله با تهدیدات روسیه باشد؟
راه خروج ترامپ از این بن بست، پذیرش شکست و بازگشت به میز مذاکره بدون پیششرط های تحقیرآمیز است. همانطور که پانهتا اشاره کرد، تنها راه کسب اهرم فشار، بازگشت به تنگه هرمز است؛ اهرمی که اکنون در دستان جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. با انتخابهای پیش روی امریکا، روشن است که ایران بهعنوان یک امپراتوری مقاوم و قدرت برتر منطقهای، معادلات جدید خاورمیانه را رقم خواهد زد، و این پیامی است که ترامپ و همپیمایان اش ناچار به شنیدن آن خواهند بود.



