افول هژمونی در باتلاق خلیج فارس

حملات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران انقلای اسلامی جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های کلیدی امریکا در کویت و اردن، نه ‌تنها نشان ‌دهنده تغییر موازنه قوا در منطقه است، بلکه اعتراف غیرمستقیم مقامات پیشین امریکا به هزینه‌های سنگین جنگ با ایران را به اثبات رساند.
افول هژمونی در باتلاق خلیج فارس

چرا حملات ایران به پایگاه‌های امریکایی، معادلات راهبردی واشنگتن را بر هم زد؟

حملات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های کلیدی امریکا در کویت و اردن، نه ‌تنها نشان ‌دهنده تغییر موازنه قوا در منطقه است، بلکه اعتراف غیرمستقیم مقامات پیشین امریکا به هزینه‌های سنگین جنگ با ایران را به اثبات رساند.

در روزهای اخیر، منطقه غرب آسیا شاهد یکی از حساس ‌ترین مقاطع تقابل نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده بوده است. در حالی که گزارش‌های میدانی از حملات متقابل و گسترده حکایت دارد، بیانیه‌های رسمی سپاه پاسداران و ارتش ج.ا.ایران نشان از تغییر راهبرد دفاعی-تهاجمی تهران دارد. آنچه در این میان بیش از پیش خودنمایی می‌کند، ناتوانی پنتاگون در مهار حملات هوشمندانه ایران و افشای نقش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به عنوان سکوی پرش حملات امریکاست.

بر اساس اطلاعات موثق و گزارش‌های بین‌المللی، جمهوری اسلامی ایران طی چند روز گذشته دست به یک سلسله عملیات تهاجمی پیچیده علیه پایگاه‌های امریکایی در سه کشور کلیدی منطقه زده است. این حملات با رمزهای «یا ابوالفضل العباس (ع)» و در قالب عملیات‌های «نصر 2» و «صاعقه» سازماندهی شده است.

جزئیات حملات در کویت
نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با اصابت دقیق موشک‌ها و پهپادها، مرکز پشتیبانی نیروهای زمینی امریکا در منطقه «عریفجان» را هدف قرار داد. منابع عربی از اصابت موشک‌های ایرانی با وجود سامانه‌های رهگیر پیشرفته امریکایی خبر داده‌اند که نشان از دقت بالای تسلیحات ایران دارد. پایگاه هوایی علی‌السالم در کویت که به عنوان یکی از بزرگترین مراکز پشتیبانی و هماهنگی عملیات هوایی امریکا در منطقه خلیج فارس محسوب می‌شود، مورد حملات پهپادی قرار گرفت. بر اساس بیانیه‌های رسمی، اهداف مورد نظر شامل سامانه راداری  C-RAM، مرکز ماهواره‌ای، سوله‌های تعمیر و نگهداری تسلیحات و آشیانه پهپادها بوده است.

جزئیات حملات در اردن
پایگاه هوایی الازرق در اردن که به دلیل موقعیت استراتژیک و سرمایه‌ گذاری کلان امریکا به یک پایگاه حیاتی برای کنترل منطقه تبدیل شده است، در چهاردهمین مرحله عملیات صاعقه هدف قرار گرفت. ارتش ایران تأکید دارد که مخازن سوخت، انبارهای مهمات و ساختمان‌های ستادی این پایگاه منهدم شده است. همچنین اردوگاه العدیری در اردن که یکی از مهم‌ترین مراکز پشتیبانی و تجدید سازمان رزم نیروهای امریکایی به شمار می ‌رود، در این حملات به شدت آسیب دیده است.

جزئیات حملات در بحرین
گزارش‌ها حاکی از وقوع انفجارهای مهیب در پایگاه ناوگان پنجم امریکا در بحرین است. سامانه‌های پدافندی و راداری این پایگاه نیز در راستای عملیات سپاه و ارتش مورد هدف قرار گرفته است.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای عملیات اخیر، اثبات توانایی ایران در نفوذ به لایه‌های دفاعی مستحکم امریکا و اصابت به اهداف از پیش تعیین شده است. عبور موشک‌های ایرانی از شبکه انبوه موشک‌های رهگیر امریکایی در کویت و اصابت به مرکز پشتیبانی عریفجان، نشان‌دهنده ناکارآمدی نسبی سامانه‌های پدافندی مانند پاتریوت در برابر تاکتیک‌های ترکیبی ایران است.

این برتری که با استفاده از پهپادهای انهدامی «آرش» و موشک‌های بالستیک به دست آمده، نشان می‌دهد که ایران توانسته است فاصله فناوری با قدرت جهانی امریکا را به حداقل برساند. همان‌طور که بیانیه سپاه تأکید کرده است، نیروهای مسلح ایران در نُه حوت/اسفند (آغاز جنگ) به مراتب قوی ‌تر از روزهای اولیه شده‌اند و راهبرد «چشم در برابر چشم» را با قدرت تمام به اجرا گذاشته‌اند.

دولت‌های عربی ننگی بر پیشانی کشورهای اسلامی

در این میان، نقش منفعلانه و در عین حال خصمانه برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به شدت قابل تأمل است. دولت هایی نظیر عربستان سعودی، کویت، بحرین و اردن با در اختیار گذاشتن خاک، پایگاه‌های هوایی و بنادر خود به امریکا، عملاً به بخشی از ماشین جنگی واشنگتن تبدیل شده‌اند. این اقدام که به نوعی اعلام جنگ غیرمستقیم علیه ایران محسوب می‌شود، آن‌ها را به «نوکران حلقه ‌به‌ گوش امریکا»  و «ننگی بر پیشانی جهان اسلام»  تبدیل کرده است.

سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در بیانیه خود صراحتاً به این کشورها هشدار داده است که «واحدهای دفاع غیرنظامی خود را برای حفظ جان شهروندان و دور کردن آنها از اهداف محتمل فعال کنند». این پیام روشن به میزبانان نظامیان امریکایی، نشان‌ دهنده عزم جدی جمهوری اسلامی ایران برای پاسخگویی متقابل و متناسب به هرگونه تعرض از هر نقطه ای است. دولت‌های عربی باید بدانند که میزبانی از نظامیان متجاوز، آن‌ها را در معرض حملات قانونی و مشروع ایران قرار می‌دهد و هیچ نهاد بین‌المللی نیز نخواهد توانست از آن‌ها حمایت کند، چرا که آن‌ها با نقض حاکمیت ملی خود، زمینه را برای تبدیل سرزمین‌ شان به میدان جنگ فراهم کرده‌اند.

هشدارهای ریچارد نفیو

تحلیل‌های میدانی و موفقیت‌های ایران در این درگیری، دقیقاً همان سناریویی را محقق ساخته است که ریچارد نفیو، از طراحان ارشد تحریم‌های امریکا، حدود دو سال پیش در نشریه «فارن افرز» نسبت به آن هشدار داده بود. نفیو که از چهره‌های نزدیک به ساختار سیاست خارجی امریکاست، به صراحت اذعان کرده بود که «حمله نظامی به ایران نه‌ تنها برنامه هسته‌ای را متوقف نمی‌کند، بلکه باعث بی‌ثباتی بیشتر در خاورمیانه و مصرف منابع امریکا می‌شود.»

او به صراحت نوشته بود که حتی دقیق‌ترین حملات نیز صرفاً روند هسته‌ای ایران را به تأخیر می‌اندازد و دانش و زیرساخت انسانی ایران طی دهه‌ها به سادگی قابل نابودی نیست. اکنون و پس از چند روز درگیری، شاهد عینی این پیش‌بینی‌ها هستیم. ایران نه ‌تنها تضعیف نشده، بلکه با حملات متقابل خود به عمق پایگاه‌های امریکا در سه کشور، نشان داده است که گزینه نظامی نه ‌تنها راهگشا نیست، بلکه امریکا را در باتلاقی جدید و فرسایشی فرو خواهد برد. نفیو تأکید کرده بود که صحبت از یک «حمله ساده» علیه ایران، نگاهی سطحی است و امریکا برای مهار ایران نیاز به عملیات گسترده، حضور طولانی‌مدت و هزینه‌های بسیار بالاتر خواهد داشت که اکنون در حال وقوع است.

تحلیل سناتور روس

آلکسی پوشکوف، سناتور ارشد روسیه، دیدگاهی کاملاً همسو با واقعیات میدانی در این باره مطرح کرده است. او در کانال تلگرامی خود با اشاره به جنگ ناموفق امریکا علیه ایران، تصریح کرده است که «این جنگ نه‌تنها عظمتی برای ایالات متحده به ارمغان نیاورده، بلکه آن را در برابر دیدگان تمام جهان تضعیف می‌کند.»

پوشکوف به عنوان یک مقام بلندپایه پارلمانی، دو خطر جدی را برای ترامپ ترسیم می‌کند:

  1. خطر بی‌اعتباری بین‌المللی: اگر امریکا نتواند ایران را به زانو درآورد (که شواهد نشان از تحقق آن دارد)، ضربه‌ای مهلک به اصل هژمونی جهانی امریکا وارد خواهد شد.
  2. خطر ناکامی داخلی: درگیری طولانی و فرسایشی با ایران، شانس جمهوری‌خواهان را در انتخابات کنگره به شدت کاهش می‌دهد و این شکست را به حساب ترامپ خواهد گذاشت.

این تحلیل نشان می‌دهد که حتی متحدان سنتی و رقبای ژئوپلیتیکی امریکا نیز بر این باورند که جنگ با ایران یک اشتباه راهبردی محض است و پیروزی در آن نه ‌تنها ممکن نیست، بلکه هزینه‌های آن برای کاخ سفید بسیار سنگین ‌تر از هر دستاورد احتمالی خواهد بود.

جمع‌بندی گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های کارشناسی نشان می‌دهد که استراتژی تهاجمی امریکا و هم ‌پیمانان عربی آن در منطقه غرب آسیا با شکست راهبردی مواجه شده است.

جمهوری اسلامی ایران با نمایش قدرت دفاعی-تهاجمی خود، ثابت کرد که دیگر یک قدرت منطقه‌ای صرف نیست، بلکه به یک بازیگر بازدارنده تبدیل شده است که معادلات امنیتی جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از یک سو، دولت‌های عربی که تصور می‌کردند با میزبانی از نظامیان امریکایی امنیت خود را تأمین می‌کنند، اکنون با بحران عمیق امنیتی و تبدیل شدن سرزمین‌شان به اهدافی برای حملات متقابل مواجه شده‌اند. این دولت‌ها باید پاسخگوی وجدان بیدار ملت‌های اسلامی باشند که شاهد به هدر رفتن ثروت‌های شان در راه منافع بیگانگان هستند.

از سوی دیگر، اعترافات مقامات سابق امریکایی مانند نفیو و تحلیل‌گران روسی مانند پوشکوف، نشان می‌دهد که جهان، افول یک ابرقدرت را نظاره‌ گر است. امریکایی که با اتکا به زرادخانه و پایگاه‌های خود به منطقه آمده بود، اکنون در باتلاقی گرفتار شده است که هر روز، عمق و هزینه بیشتری پیدا می‌کند.

پیام شفاف جمهوری اسلامی ایران به امریکا و هم‌ پیمانان‌اش این است که “إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ” و مسیر مقاومت تا حذف کامل تهدیدها و اشغال‌گری، ادامه‌دار خواهد بود. آینده این درگیری، نه به سود متجاوزان، بلکه در مسیر تحقق وعده الهی در نصرت مظلومان رقم خواهد خورد و غرب آسیا، شاهد طلوع نظمی نوین خواهد بود که در آن، اراده ملت‌ها بر زورگویی ابرقدرت‌ها پیروز است.

نویسنده: م. کهریزنوی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x