تنگه هرمز؛ گورستان دیپلماسی توپ ‌دار

ناوهای امریکایی دیگر «تفنگ بر دوش» قرن نوزدهم نیستند؛ ایرانِ مقاوم، معادله «دزدی دریایی و جنگ روانی» را بی ‌اثر کرده است..
تنگه هرمز؛ گورستان دیپلماسی توپ ‌دار

نویسنده: م. کهریزنوی

امریکا با تکرار الگوی فرسوده «دیپلماسی قایق‌های توپ‌ دار»، از معاهده کاناگاوا با جاپان (1852) تا محاصره ونزوئلا (1902) – کوشیده است تا با فشار دریایی و جنگ روانی، ایران را به امتیازگیری وادارد. اما تحلیل تاریخی نشان می‌دهد: توییت‌های ترامپ درباره «مهر و موم شدن تنگه هرمز» و القای اختلاف داخلی، در برابر جامعه منسجم و با حافظه تاریخی فعال ایران، محکوم به شکست است. تجربه دو دوره مذاکرات نیز ثابت کرده که هرگاه امریکا و اسرائیل میز مذاکره را با حمله نظامی پاسخ گفته‌اند، با «پاسخ قاطع» ایران مواجه شده‌اند؛ پاسخی که توازن قدرت را به نفع مقاومت تغییر داده است.

دیپلماسی قایق‌های توپ ‌دار، ریشه در سده نوزدهم دارد: اعزام ناوگان «پرری» به جاپان، محاصره دریایی ونزوئلا توسط سه قدرت اروپایی و امریکا، و ده‌ها مداخله در امریکای لاتین، همه بر یک منطق استوار بودند یعنی  ارعاب دریایی + جنگ روانی + تحریک شکاف داخلی = گرفتن امتیاز سیاسی. اما این الگو زمانی موفق است که هدف، «انسجام اجتماعی ضعیف» و «حافظه تاریخی کوتاه» داشته باشد. جامعه ایران امروز نه تنها حافظه تاریخی خود را از کودتای 28 اسد/مرداد، تحریم‌های ظالمانه و ترور دانشمندان هسته‌ای از دست نداده، بلکه در 47 سال گذشته همواره ثابت کرده است که تهدید نظامی و روانی، تنها «عزم ملی» مردم ایران  را مستحکم ‌تر می‌کند. ادعاهای اخیر ترامپ نیز که با تمرکز بر تنگه هرمز ساخته شده، چیزی جز تکرار همان اشتباه استراتژیک نیست.

شکست الگوی «کاناگاوا» در برابر «راهبردی هرمز
در قرن نوزدهم، جاپان تازه ‌بازشده از انزوا و با ساختار فئودالی، توان مقاومت در برابر ناوگان امریکایی را نداشت و مجبور به امضای معاهده نا برابر شد. اما جمهوری اسلامی ایران امروز یک قدرت منطقه‌ای با توان بازدارندگی موشکی، تسلط بر آبراه استراتژیک هرمز و تجربه «جنگ نابرابر هشت ساله» است. ترامپ و مشاورانش گمان می‌ کنند که با استقرار چند ناو و توییت‌های جنگ روانی و یاوه گویی «مهر و موم کردن تنگه هرمز» می‌توانند ایران را به زانو درآورند، غافل از اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بارها نشان داده است که «بستن هرمز» یک تهدید نیست، بلکه یک قابلیت متقارن در برابر تحرکات دشمن است. آنچه در قرن 19 علیه جاپان کار کرد، امروز در برابر ایران نه تنها بی‌اثر، بلکه معکوس عمل می‌کند: تهدید دریایی، سرمایه‌های ایران را به سمت «نوآوری نظامی و نامتقارن» سوق می‌دهد.

جنگ روانی علیه «شکاف داخلی»؛ دامی که خود ترامپ در آن می‌افتد
توییت‌هایی که تصویر «تندروها در برابر میانه ‌روها» یا «ناتوانی حاکمیت در تصمیم‌گیری» را القا می‌کنند، همان ترفند قدیمی بریتانیا و امریکا در امریکای لاتین است. اما در عمل، واکنش هماهنگ و فوری سران سه قوه در ایران (ریاست جمهوری، مجلس و قوه قضاییه) به ادعاهای اخیر ترامپ نشان داد که جامعه ایران به سطحی از بلوغ سیاسی رسیده که این ترفندها را بی‌اثر می‌کند. در 50 روز گذشته، در حالی که کاخ سفید شاهد استعفا و برکناری مقامات ارشد نظامی و سیاسی خود بوده، ایران کمترین نشانه شکاف داخلی را تجربه نکرده است. این یک پیروزی روشن برای انسجام ملی و شکستی مفتضحانه برای عملیات روانی دشمن است.
در دو دوره تاریخی که میز مذاکرات میان ایران و امریکا برپا بود، امریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند؛ و در هر دو نوبت با «پاسخ قاطع» جمهوری اسلامی ایران مواجه شدند.

این الگوی حمله در حین مذاکره – نشان می‌دهد که امریکا و اسرائیل هرگز به تعهد دیپلماتیک پایبند نبوده‌اند. اما آنچه باید جهان ببیند، دست برتر ایران در هر دو جبهه است:

  • در جنگ: پهپادها، موشک‌های فراصوتی و سامانه‌های دفاعی ایران، معادله امنیتی منطقه را تغییر داده است.
  • در مذاکره: ایران همیشه میز را ترک نکرده، بلکه همیشه با «عزت و هوشمندی» برگشته است. برخلاف امریکا که بدعهدی را نهادینه کرده، جمهوری اسلامی ایران در عمل نشان داده است که «دیپلماسی مقاوم» به مراتب کارآمدتر از «دیپلماسی مماشات» است.

سیاست خارجی امریکا، اسیر «تله تاریخ» شده است: هنوز گمان می‌کند با ناوچه‌ هایش می‌تواند همان کند که در خلیج ادو (توکیوی امروز) کرد. اما جاپان قرن نوزدهم، جامعه‌ای سست و منفعل بود؛ ایران قرن بیست و یکم، «تمدن-دولتی» است با حافظه‌ای که غرب فراموشی را به آن صادر نمی‌کند. ترامپ و و تیم اش و همنیطور جانشینان آینده اش باید بدانند: جنگ روانی علیه ملتی که شهدای هسته‌ای، قاسم سلیمانی‌ها را از دل تاریخ بیرون می‌آورد، حکم نقاشی روی امواج طوفان را دارد.جمهوری اسلامی ایران نشان داد که الگوی «فشار دریایی – شکاف داخلی – گرفتن امتیاز» نه تنها در تنگه هرمز شکسته می‌شود، بلکه به «واکنش کوبنده» بدل می‌گردد. آنچه از کاناگاوا تا هرمز تداوم یافته، «روح استعماری» امریکاست؛ آنچه از هرمز به بعد تداوم خواهد یافت، «شکست قطعی این روح» در مقابل انسانی است که خرد، اخلاق و حافظه تاریخی را فدای ثروت و قدرت نمی‌کند. ایرانِ امروز نه جاپان دیروز است و نه ونزوئلای پیشین؛ ایران معادله جدیدی نوشته شده است که هر تهدید دریایی، یک فرصت برای اثبات بازدارندگی؛ هر جنگ روانی، یک آزمون برای اتحاد ملی که از آن سربلند بیرون آمده است. عبرت برای واشنگتن و تل‌آویو اینکه مذاکره را با حمله پاسخ ندهند که تنها پاسخ ماندگار، شکست‌ شان در خاکریز عزت ملت‌ها» خواهد بود، ان شاالله!

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x