غیبت زنان افغانستان در نهمین کنفرانس وزارتی سازمان همکاری اسلامی

 سکوت در برابر ستم؛ نهمین کنفرانس زنان در سازمان همکاری اسلامی و افغانستانِ بدون نماینده
غیبت زنان افغانستان در نهمین کنفرانس وزارتی سازمان همکاری اسلامی

نهمین کنفرانس وزارتی سازمان همکاری اسلامی (OIC) با محوریت توانمند سازی زنان در اسلام‌آباد برگزار شد؛ گردهمایی که با حضور گسترده مقامات ارشد زن از کشورهای عضو، تأکیدی بر تعهد جهان اسلام به مشارکت زنان داشت. با این حال، در تضاد کامل با شعارهای این نشست، حکومت طالبان که افغانستان را در این سازمان نمایندگی می‌کند، از اعزام یک مقام زن به این کنفرانس خودداری کرد. این اقدام، بار دیگر فاصله عمیق و غیرقابل انکار میان ادعای «امارت اسلامی» و سیاست‌های تبعیض‌آمیز مبتنی بر «آپارتاید جنسیتی» را به نمایش گذاشت و زنگ خطری برای وجدان بیدار جهان اسلام به صدا درآورد.

در روزهای 21 و 22 سرطان، اسلام‌آباد میزبان نهمین کنفرانس وزارتی سازمان همکاری اسلامی درباره زنان بود. این نشست که با شعار «توانمند سازی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان» برگزار شد، فرصتی مغتنم برای تبادل تجربه و ارائه راهکارهایی برای افزایش نقش زنان در جوامع اسلامی بود. از ایران و عراق با معاونان رئیس‌ جمهور در امور زنان تا نمایندگانی از عربستان، مصر، بنگلادش و نیجریه، همگی در این اجلاس حضور یافتند تا بر تعهد خود به پیشبرد اهداف توسعه پایدار با محوریت زنان تأکید کنند.

اما در این میان، سکوت و عدم حضور پررنگ ‌ترین غایب، یعنی افغانستان تحت کنترل طالبان، به یک پرسش اساسی بدل شد. کشوری که در کنار سایر اعضای OIC پرچم آن در محل برگزاری نشست به اهتزاز درآمده بود، هیچ هیئت رسمی، به ویژه هیچ نماینده‌ای از جنس زن را به این گردهمایی اعزام نکرد. طالبان که پس از بازگشت به قدرت، زنان را از تمام پست‌های بلند دولتی کنار زده و آن‌ها را از آموزش و کار محروم کرده‌اند، عملاً فاقد هرگونه «مقام زن با صلاحیت» برای شرکت در این نشست تخصصی هستند. این غیبت، نه یک تصمیم اداری، بلکه بازتابی از یک ایدئولوژی حذفی است که در تقابل آشکار با اصول بنیادین اسلام و خواست جامعه جهانی قرار دارد.

شکاف میان شعار و عمل

گزارش‌های دریافتی به وضوح نشان می‌دهد که محور اصلی این کنفرانس، بررسی چالش‌های فراروی زنان و ارائه راهکارهایی برای افزایش مشارکت آن‌ها در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و حرفه‌ای بوده است. شرکت ‌کنندگان بر کاهش شکاف دیجیتال، ایجاد فرصت‌های بیشتر در حوزه فناوری و توانمند سازی زنان در مناطق بحرانی تأکید کردند. در حاشیه این نشست، معاون دبیرکل سازمان همکاری اسلامی و دبیرکل اتحادیه جهان اسلام نیز بر ضرورت کمک به مردم افغانستان و حمایت از آن‌ها تأکید داشتند.

با این حال، در نقطه‌ای مقابل، طالبان با وضع قوانینی همچون «قانون امر به معروف و نهی از منکر به شیوه خود شان» در آگوست 2024 و مقررات آیین دادرسی کیفری 2026، زنان را از لیسه ها، دانشگاه‌ها، مشاغل و حتی عرصه عمومی طرد کرده‌اند. این قوانین، صدای زنان را «عورت» دانسته، آن‌ها را از خواندن شعر و سخن گفتن در ملأ عام منع کرده است. در چنین شرایطی، حضور در یک کنفرانس بین‌المللی با موضوع توانمند سازی زنان، نه تنها برای طالبان بی ‌معنا، بلکه ناقض سیاست‌های داخلی آن‌هاست و هرگونه شرکت در آن، به منزله به رسمیت شناختن حذف سیستماتیک زنان خواهد بود.

طالبان با نام‌گذاری حکومت خود به «امارت اسلامی»، مدعی اجرای شریعت هستند و محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان را ناشی از تفسیر خود از اسلام می‌دانند. این ادعا، بزرگترین چالش فکری و دینی است که باید به آن پاسخ داده شود. آیا منع آموزش دختران بالاتر از صنف ششم و محرومیت زنان از دانشگاه، ریشه در دین مبین اسلام دارد یا زاییده فرهنگ مردسالارانه طالبان است؟

پاسخ قاطع قرآن و سنت نبوی، این اقدامات را به شدت محکوم می‌کند:
دین مقدس اسلام، طلب علم را فریضه‌ای همگانی و بر عهده هر زن و مرد مسلمانی می‌داند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ»، این حدیث شریف، بدون هرگونه تبعیض جنسیتی، بر وجوب علم‌آموزی برای همه مسلمانان تأکید دارد. منع دختران از تحصیل، نه تنها با این فریضه الهی در تضاد است، بلکه جامعه را به سمت جهل و عقب ‌ماندگی سوق می‌دهد. در کنفرانس پیشین OIC در اسلام‌آباد که با موضوع آموزش دختران برگزار شد، محمد بن عبدالکریم العیسی، دبیرکل اتحادیه جهان اسلام، به صراحت اعلام کرد که محروم کردن زنان از آموزش و نسبت دادن آن به اسلام، «کاملاً نادرست» است.
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» (سوره اسراء، آیه ۷۰). کرامت انسانی، ذاتی و غیرقابل سلب است و به جنسیت یا جایگاه اجتماعی بستگی ندارد. طالبان با تقلیل زنان به موجوداتی فاقد عقل و اراده، که باید از انظار عمومی پنهان شوند، این کرامت الهی را نقض می‌کنند. آن‌ها با قوانینی که زنان را ملزم به پوشاندن کامل صورت و بدن و خودداری از سخن گفتن می‌کند، نه تنها به کرامت انسانی، بلکه به روح تعالیم قرآنی که بر مدارا، احسان و عدالت استوار است، خیانت می‌کنند.
زندگی پیامبر اکرم (ص) و سیره ایشان با همسران و دخترانشان، بهترین الگو برای جامعه اسلامی است.

آیا قوانین طالبان که حتی صدای زن را عورت می‌دانند و حق تحصیل و کار را از او سلب می‌کنند، با سیره نبوی همخوانی دارد؟ قطعاً خیر. به تعبیر یکی از فعالان حقوق بشر، طالبان با این اقدامات، به دنبال ایجاد «آپارتاید جنسیتی» و محو کامل زنان از صحنه اجتماع هستند.

نهمین کنفرانس وزارتی سازمان همکاری اسلامی در اسلام‌آباد، بیش از آنکه نشستی برای توانمند سازی زنان باشد، آینه تمام‌نمای شکاف عمیق میان جهان اسلام در حال حرکت به سوی توسعه و حکومت‌های بسته و تمامیت‌ خواه نظیر طالبان بود. غیبت نماینده زن از افغانستان در این کنفرانس، یک ضعف اداری یا یک غفلت ساده نبود؛ بلکه اعلام رسمی یک سیستم حذفی بود که در آن زنان نه به عنوان نیمی از پیکره جامعه، بلکه به عنوان موجوداتی فاقد هویت اجتماعی تلقی می‌شوند.

جهان اسلام و نهادهای بین‌المللی، بار دیگر با این واقعیت تلخ مواجه شدند که تا زمانی که حکومتی مانند طالبان، نام «امارت اسلامی» را بر نظامی مبتنی بر «آپارتاید جنسیتی» نهاده است، هرگونه تلاش برای توسعه و همگرایی با چالش‌های اساسی روبرو خواهد بود. سکوت در برابر این بی‌عدالتی، نه تنها به معنای تداوم رنج زنان و دختران افغانستان است، بلکه به اعتبار دین مبین اسلام در عرصه جهانی لطمه می‌زند. اکنون زمان آن رسیده که وجدان‌های بیدار در جهان اسلام، فراتر از شعارها، با اجماعی قاطع و مستمر، طالبان را به چالش بکشند و آن‌ها را به اجرای اصول حقیقی قرآن و سنت که سرشار از احترام به کرامت و حقوق زنان است، فراخوانند. آینده افغانستان، به توقف «محدودیت های ظالمانه زنان و دختران» و بازگشت به مسیر انسانی و اسلامی مبتنی بر عدالت، علم و کرامت انسانی گره خورده است.

نویسنده: م. کهریزنوی

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x