نویسنده: ز. نظری
مایک پومپئو، وزیر خارجه اسبق امریکا، اشرف غنی را «فاسدترین رهبری» میخواند که ملاقات کرده است. اما سوال این است: آیا امریکا که غنی را سالها با بودجههای میلیاردی و حمایت سیاسی تمامعیار روی کار نگه داشت، خود در این فساد شریک نیست
اظهارات تازه پومپئو در دانشگاه دارتموث، بار دیگر تناقض آشکار سیاست خارجی امریکا را برملا ساخت. او اشرف غنی را فاسد میخواند، اما از ذکر این نکته طفره می رود که امریکا چگونه این «فاسدترین» را سالها بر مسند قدرت نشاند.
اشرف غنی نه تنها فاسد، بلکه اسیر تعصبات کور قومی نیز بود. او تمام تیم حکومتی خود را از قوم و تبار خودش انتخاب کرده بود، بدون توجه به شایستگی. این انحصارطلبی قومی باعث شد نهادهای کلیدی افغانستان از کارایی بیفتند و اعتماد مردم از بین برود.
غنی در یک مصاحبه تلویزیونی صراحتاً گفت: «چرا در زندانهای افغانستان اکثراً گویندگان یک زبان هستند؟ این عدالت نیست.» این سخن نشان می دهد که او حتی درک نمیکرد زندان بر اساس جرم تعیین میشود، نه بر اساس زبان و قوم. این حماقت تعصب زده، عقل را از او ربوده بود.
غنی زمانی که رئیس دانشگاه کابل بود، واژههای فارسی همچون «دانشگاه»، «نگارستان»، «دانشجو» و «دانشکده» را نشانهای برای حذف دانشجویان قرار داد. استادان همسو با او، دانشجویان فارسی زبان را تهدید به اخراج میکردند و بسیاری را به بهانههای واهی از دانشگاه بیرون انداختند. این سیاست «پاک سازی زبانی» در یک نهاد علمی، رسوایی بزرگ روشنفکری بود.
وقتی غیر همتباران غنی در کنکور بالاترین نمرات را کسب میکردند، او و تیم اش تاب نیاوردند. به جای اصلاح آموزشی، شرط ورود به دانشگاه را از نمره به «سهمیه قومی» تغییر دادند. دانشگاه از یک نهاد علمی به یک بازار قوم پرستی تنزل یافت. این بزرگ ترین خیانت به نسل جوان افغانستان بود.
آقای پومپئو!
درست است که اشرف غنی فاسد بود، اما این شما امریکایی ها بودید که فاسدان را در افغانستان روی کار آوردید. غنی جاسوس شما بود و با چراغ سبز واشنگتن هر جنایتی که خواست انجام داد. گناه شما از گناه غنی بیشتر است، زیرا شما با بودجههای تسلیحاتی و مالی بیحساب، از او حمایت کردید. شما میدانستید او فاسد است، اما به خاطر منافع خود نه تنها سکوت کردید بلکه از او حمایت های همه جانبه کردید، شما توافق دوحه را پنهانی با طالبان بستید و غنی و تیم اش را لگد کرده رها کردید و اشرف غنی هم با تیم اش با پول های که از بیت المال دزدیده بود از کشور فرار کردند.
آقای پومپئو، شما با سه شعار دروغین وارد افغانستان شدید؛ «دموکراسی» که در واقع منظور از دمکراسی شما همان هرج و مرج، بیثباتی، حاکمیت زور و قاچاقچیان مواد مخدر بود.
«مبارزه با تروریسم» که در واقع ایجاد و حمایت از 23 گروه تروریستی از جمله داعش و دیگر گروه های تروریستی بود.
«آزادی» که همان رایج بیبند و باری اخلاقی، ترویج فرهنگ غربی سطحی، نه آزادی واقعی انسانها.
شما بعد از 20 سال کشتار جمعی، بمباران عروسیها و تشییع جنازهها، با بی مسئولیتی تمام، افغانستان را به همان های سپردید که روزی آنها را تروریست مینامدید. افغانستان امروز، سند افتخار شما نیست؛ سند رسوایی ابدی سیاست خارجی امریکاست.
افغانستان به مثابه یک آزمایشگاه انسانی شکست خورده است؛ جایی که دو نوع فساد در هم تنید: فساد داخلی رهبران قوم گرایی چون غنی، و فساد بینالمللی ابرقدرتهایی چون امریکا. پومپئو امروز از فساد غنی میگوید، اما فراموش میکند که امریکا نه تنها فساد را درمان نکرد، بلکه خود عامل اصلی گسترش آن بود.
نکته تأمل برانگیز اینجاست که هر کشوری که به امید «نجات دهنده خارجی» دست از عقلانیت و عدالت بومی بردارد، سرنوشتی جز افغانستان نخواهد داشت. وابستگی به قدرتهای دروغین، خیانت به آرمانهای واقعی آزادی و عدالت است. تنها راه نجات، تکیه بر خرد جمعی، شایسته سالاری، مبارزه با تعصبات قومی و زبانی، و ساختن آینده با دستان خود مردم است نه با وعده های پوچ واشنگتن.
امریکا میتواند یک دیکتاتور فاسد را «فاسدترین» بخواند، اما هرگز نمیتواند مسئولیت خود را در به قدرت رساندن او بشوید. وجدان تاریخی، قاضی نهایی این دادگاه است.




