نویسنده: دکتر نجفی
از حدود سه دهه پیش، یک اصطلاح پرکاربرد و عبارت تهدیدآمیز، وارد ادبیات سیاسی امریکا شد. آن اصطلاح معروف این بود که “در تقابل با ایران، تمام گزینهها روی میز است.” مفهوم واضح و صریح آن تهدید و اخطار این بود که ایالات متحده در مسیر مهار و تضعیف جمهوری اسلامی ایران، تمام احتمالات و گزینهها (اعم از مذاکره، فشار، تحریم، ایجاد اجماع بین المللی، حمله به تأسیسات هستهای و حتی حمله و تجاوز گستردۀ نظامی و تغییر نظام) را روی میز دارد و در صورت نتیجهبخش نبودن گزینههای مذاکره و فشار و تحریم، ممکن است از گزینههای نهایی (حمله به تأسیسات اتمی یا حمله نظامی به ایران) استفاده شود.
بعد از تهاجم مشترک امریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در جنگ دوازده روزه و تهاجم شرورانه و همهجانبهی همان دو کشور یاغی و شرور به ایران در جنگ چهل روزه، اکنون باید نگاه مجدد به میز گزینههای امریکا در مقابله با ایران انداخت و دید که چه گزینهها و نتخابهایی برای آن کشور باقی مانده است.
الف) مذاکره و دپلماسی:
نخستین گزینهی پرکاربرد بر روی میز امریکا، مذاکره و مسیر دپلماسی بود که در نهایت منجر به امضای توافقنامۀ جامع «برجام» گردید. اما با عهدشکنی ترامپ و فروپاشی برجام، ابزار دپلماسی و گفتگو عملاً کارایی خود را از دست داد. پس از آن نیز علیرغم دیوار بلند بیاعتمادی میان طرفین، دو دور مذاکره و گفتگو در دورۀ دوم ریاست جمهوری ترامپ میان ایران و امریکا برگزار گردید که در هر دو دور، میز مذاکرات توسط امریکا و اسرائیل بمباران شد و همه دانستند که مذاکره، مقدمه و بهانهای برای تجاوز و تهاجم است.
بدین ترتیب، اینک گزینهای به نام مذاکره و دپلماسی عملاً از روی میز گزینههای امریکا حذف شده است. دیگر ترامپ قادر نیست با با فشار و تهدید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند.
ب) تحریم و فشار حداکثری:
دومین گزینه و ابزار فشار که همواره روی میز امریکا قرار داشت، اعمال تحریمهای فلجکننده و فشار حداکثری علیه ایران و به صفر رساندن صادرات نفت این کشور بود. از این ابزار فشار نیز طی 47 سال گذشته، به وفور و با تمام ظرفیت استفاده شد و شدیدترین و بیسابقهترین تحریمها علیه ایران اعمال گردید؛ اما این تحریمهای فلجکننده و فشارهای حداکثری تا کنون جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی از مواضع و آرمانهای خود نکرده است. اکنون سردمداران و کارشناسان غربی خود به ناکارآمدی تحریمها اعتراف میکنند.
بدین ترتیب، آن گزینۀ فلجکننده نیز عملاً از روی میز گزینههای امریکا حذف شده و این کارت بازی را نیز در اختیار ندارد؛ زیرا دیگر تحریمی باقی نمانده که علیه ایران اعمال نشده باشد؛ تا امریکا و غرب ایران را تهدید به اعمال آن تحریم نمایند.
ج) مهار یا نابودی برنامۀ هستهای:
سومین گزینهی روی میز امریکا، مهار برنامۀ هستهای ایران بود. امریکا و اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی پیوسته تلاش میکردند تا با ترساندن جهانیان از مسلح شدن ایران به سلاح هستهای، یک اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی به وجود آورند و بدینوسیله علاوه بر وضع تحریمها و اعمال فشار در مجامع جهانی، زمینههای حملۀ نظامی به تأسیسات هستهای صلحآمیز این کشور را نیز فراهم سازند.
اما با حملات گستردۀ هوایی و موشکی امریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در جنگ دوازده روزه و چهل روزه، از آن گزینهی تهدیدآمیز (حمله به مراکز اتمی) نیز به شکل کامل و تمام عیار استفاده شد و تمام تهدیدها در این خصوص نیز عملی گردید و دیگر مرکز یا تأسیساتی باقی نمانده است که مورد تعرض قرار نگرفته باشد.
اینک گزینه و تهدیدی به نام «حمله به مراکز هستهای ایران» کاملاً و عملاً از روی میز گزینههای امریکا حذف شده است و هیچ تیری در تیرکش امریکا در این عرصه باقی نمانده است.
د) حملۀ نظامی و آغاز جنگ علیه ایران:
آخرین و مخربترین تهدید علیه ج.ا.ایران، استفاده از گزینۀ حملۀ نظامی و برخورد قهرآمیز بود. سرانجام در تجاوزها و تهاجمهای دوازده روزه و چهل روزه، از این آخرین گزینه و حربه نیز استفاده شد و امریکا با همدستی اسرائیل، آخرین تیر در تیرکش خود را نیز شلیک کرد؛ ولی با مقاومت جانانه و دور از انتظارِ مردم و نیروهای مسلح ایران، این آخرین تیر هم به سنگ خورد.
اکنون این آخرین گزینه و آخرین امید امریکا نیز از روی میز گزینهها و تهدیدهای این کشور حذف شده است و بدین ترتیب، میز انتخابهای امریکا از تمام گزینهها (مذاکره، تحریم، حمله به تأسسیات هستهای و حملۀ گستردۀ نظامی) خالی و تهی به نظر میرسد




