نویسنده: م. کهریزنوی
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، خروج احتمالی امریکا از ناتو را «ویرانگر» برای اروپا میخواند؛ اما واقعیت میدانی و آماری این ادعا را به چالش میکشد. معاون دبیرکل ناتو رسماً اعلام کرده که «دوران اتکا به امریکا به پایان رسیده است». این قلم با بهره گیری از توانمندیهای نظامی، اقتصادی و سیاسی اروپا، نشان میدهد که نه تنها خروج امریکا فاجعه بار نیست، بلکه میتواند سرآغاز استقلال راهبردی اروپا و پایان باج خواهیهای ترامپ باشد. سخنان فیدان یا ناشی از ناآگاهی است یا صدور دستوری از سوی کاخ سفید برای ایجاد وحشت.
در مجمع دیپلماسی آنتالیا، هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه ادعا کرد که خروج امریکا از ناتو پیامدی «ویرانگر» برای اروپا خواهد داشت. این اظهارات در حالی مطرح میشود که دونالد ترامپ بارها ناتو را بی فایده خوانده، گرینلند را نشانه رفته و اعضای اروپایی را به دلیل عدم همراهی در تنگه هرمز تهدید به خروج کرده است. اما آیا واقعاً اروپا بدون امریکا درمانده است؟ یا این روایت، یک عملیات روانی برای حفظ ساختار کهنه ی وابستگی است؟
برخلاف ادعای فیدان، اروپا از سه منظر قادر به تأمین امنیت خود است:
- قدرت نظامی هستهای و متعارف، فرانسه به عنوان یک قدرت هستهای مستقل (حدود 300 کلاهک) و بریتانیا (220 کلاهک) بازدارندگی کافی را فراهم میکنند. آلمان با اقتصاد اول اروپا، به راحتی میتواند بودجه نظامی خود را دوچندان کند. ایتالیا، اسپانیا و لهستان نیز ارتشهای مدرنی دارند.
- اقتصاد قوی، تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا بیش از 17 تریلیون دالر است، تقریباً برابر امریکا. اگر اروپا تنها %2 تولید ناخالص داخلی خود را (مانند تعهد ناتو) صرف دفاع کند، بودجهای نزدیک به 350 میلیارد دالر سالانه خواهد داشت که بدون امریکا نیز ابرقدرتی نظامی میسازد.
- فنآوری نظامی پیشرفته، اروپا جنگندههای یوروفایتر، تانک لکلر، سامانههای پدافندی مانند «آستر» و ماهوارههای جاسوسی «گالیلئو» را خود تولید میکند.
بنابراین، سخن رادمیلا شکرینسکا، معاون دبیرکل ناتو، کاملاً خردمندانه و منطقی است که «دوران اتکا به امریکا به پایان رسیده است». او به درستی اشاره میکند که اعضای اروپایی توان مالی و سیاسی برای نقش پررنگ تر را دارند.
هاکان فیدان با ادعای «ویرانگر بودن» خروج امریکا، یا واقعیت را تحریف میکند یا تحت تأثیر دستورات کاخ سفید سخن میگوید. چرا؟ زیرا، ترکیه خود سالهاست که با خرید سامانه اس-400 از روسیه، به ناتو پشت کرده و استقلال عمل نشان داده است. او چگونه توقع دارد اروپا وابسته بماند؟
فیدان از «حلقه جداگانه و مستقل» اروپاییها گلایه دارد، در حالی که این استقلال دقیقاً همان چیزی است که امنیت واقعی را تأمین میکند.
اگر خروج امریکا فاجعه بود، چرا ترامپ از این تهدید به عنوان اهرم فشار استفاده میکند؟ باج خواهی و فروش اجباری تسلیحات، نشانه ضعف امریکاست، نه قوت.
ترامپ آشکارا خواستار «تصرف گرینلند» (حتی با زور) شده است. این تجاوزطلبی، یادآور سیاستهای قرن نوزدهمی است. او همچنین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اروپا را مجبور به خرید تسلیحات گران امریکایی میکند. امریکا با افروختن آتش در اوکراین (برای تضعیف روسیه) و خاورمیانه، به دنبال فروش بیشتر مهمات و تجهیزات است. آیا اروپا باید بهای این آتشافروزیها را بپردازد؟ قطعاً خیر.
اروپای بیدار امروز میداند که حضور امریکا در ناتو دیگر یک «خدمت امنیتی» نیست، بلکه یک «بار اقتصادی و سیاسی» است که با زیاده خواهیهایی مانند گرینلند همراه شده است.
در دو دوره مذاکره ایران و امریکا، واشنگتن و تلآویو پشت پرده با یکدیگر هماهنگ کرده و به تأسیسات هستهای ایران حمله کردند، مثل ترور دانشمندان و خرابکاری در نطنز و بمباران مناطق مسکونی و دانشگاه ها و پل های شهری.
و جنایتکارانه تر از همه بمباران مکتب ابتدایی «شجره طیبه» در میناب (جنوب ایران) که منجر به شهادت 108 کودک بیگناه شد که اکثر رسانه های جهان این جنایت را ضمن پوشش دادن محکوم نیز کردند.
کودک کشی سیستماتیک در غزه، بمباران شفاخانه ها در غزه و لبنان و یمن که این جنایات با همکاری و هماهنگی اسرائیل و امریکا انجام شد.
حال سوال این است که چرا اتحادیه اروپا باید هزینههای نظامی این جنایتکاران را تقبل کند؟ چرا ناتو باید ابزار دست امریکا برای پوشش دادن این جنایات باشد؟ اروپا نه تنها نیازی به امریکا ندارد، بلکه باید هرچه سریعتر از این پیمان آلوده خارج شود تا دست کم وجاهت اخلاقی خود را باز یابد.
در نتیجه خروج امریکا از ناتو به ضرر خودش است، نه به ضرر اروپا. امریکا پایگاههای خود در اروپا، بازار تسلیحات و نفوذ ژئوپلیتیک اش را از دست میدهد. اروپا اما میتواند با 27 کشور عضو، اقتصاد بزرگ و تسلیحات مستقل، امنیت خود را تأمین کند.
هاکان فیدان یا فریب خورده یا مأمور به سخنرانی است. او به خوبی میداند که ترکیه نیز روزی باید بین وفاداری به ناتوی امریکایی و منافع ملی خود (مانند مبارزه با پ.ک.ک یا روابط با روسیه) یکی را انتخاب کند. هشدار او بیش از آنکه علمی باشد، سیاسی و دستوری است.
اروپا بیدار شده است و دیگر باج نمیدهد. از طرح «قابلیت دفاع اروپایی»(PESCO) تا ایجاد نیروی واکنش سریع 5000 نفری مستقل از امریکا، نشانههای جدایی آشکار است. حتی فرانسه و آلمان آشکارا از «خودمختاری راهبردی اروپا» سخن میگویند.
صلح واقعی زمانی ممکن است که اروپا از همراهی با جنایتهای امریکا و اسرائیل دست بردارد، جلوی فروش اسلحه به رژیمهای جنگ افروز را بگیرد و به جای جنگ افروزی در اوکراین و خاورمیانه، واسطه صلح شود.
خروج امریکا از ناتو نه فاجعه، بلکه فرصتی تاریخی برای اروپاست تا هویت اخلاقی، نظامی و اقتصادی خود را بازآفرینی کند.




