بیداری استراتژیک؛ چگونه ایران و متحدانش معماری قدرت جهانی را بازنویسی می‌کنند؟

بیداری استراتژیک؛ چگونه ایران و متحدانش معماری قدرت جهانی را بازنویسی می‌کنند؟

در تحولات اخیر ژئوپلیتیک، نشانه‌های روشنی از دگردیسی بنیادین در معماری قدرت جهانی مشاهده می‌شود. گزارش‌های منتشر شده در نشریه «پلیتیکو» و تحولات میدانی در خاورمیانه و سایر نقاط جهان، گواهی بر این مدعاست که جنگ‌افروزی‌ها و سیاست‌های تهاجمی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، نه‌تنها به اهداف اعلام‌شده دست نیافته، بلکه اثرات معکوس و ویرانگری بر جایگاه جهانی واشنگتن داشته است. آنچه امروز رخ می‌دهد، نه یک نوسان موقت در روابط بین‌الملل، بلکه آغازِ «عصر پس‌از آمریکا» و تسریعِ فرآیند جدایی جهان از کانون قدرت سنتی آمریکاست.

۱. افسانه‌ی «پناهگاه امن» و ظهور «تهدید وجودی»

تا پیش از این، ایالات متحده خود را ضامن امنیت و پناهگاه سرمایه‌های جهانی معرفی می‌کرد. اما تحلیل‌های حاضر نشان می‌دهد که این تصویر در ذهن اکثریت قریب به اتفاق جوامع و حاکمیت‌های ملی فرو ریخته است. جهان دیگر آمریکا را حامی نمی‌بیند، بلکه آن را عامل بی‌ثباتی، تهدیدی برای امنیت وجودی ملت‌ها و حتی خطرناک‌ترین عامل برای نابودی سرمایه‌های مادی و معنوی بشریت می‌داند.

این تغییر، ریشه در بی‌اعتمادی عمیقی دارد که ناشی از نقض مکرر تعهدات، تحریم‌های یک‌جانبه و دخالت‌های نظامی بی‌پروای واشنگتن است. وقتی یک قدرت بزرگ به جای ایجاد ثبات، عامل اصلی جنگ و ویرانی شناخته شود، مشروعیت هژمونی آن به کلی ساقط می‌گردد.

۲. افول اتحاد‌های سنتی و بیداری استراتژیک متحدان

واکنش متحدان سنتی آمریکا، از کانادا تا اروپا و آسیا، گویای تمامِ واقعیت است:
کانادا: با اذعان به «ضعف‌های ساختاری» در روابط اقتصادی با آمریکا، نشان می‌دهد که حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز از سودجویی‌های یک‌طرفه‌ی واشنگتن خسته شده‌اند.
اروپا و آسیا: شتاب‌بخشی به پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به دالر و تکنولوژی آمریکا، نشان‌دهنده‌ی یک استراتژی دفاعی هوشمندانه است. این کشورها در حال ساختن «زیرساخت‌های مستقل» برای بقای اقتصادی خود در دنیایی هستند که امنیتش توسط سیاست‌های سلیقه‌ای آمریکا تضمین نمی‌شود.
بریتانیا و فرانسه: برگزاری نشست‌های امنیتی در تنگه هرمز بدون حضور آمریکا، پیامی صریح و هشداردهنده به واشنگتن است: «ما می‌توانیم بدون شما امنیت منطقه را مدیریت کنیم.» این اقدام، نمادی از استقلال‌طلبی سیاسی اروپا در برابر آمریکا است.

۳. درس‌های تلخ خلیج فارس: توهم امنیت تحت سایه‌ی آمریکا

تحلیل وضعیت کشورهایحاشیه خلیج فارس، درسی آموزنده برای تمام جهان است. این کشورها با توهم امنیتِ ناشی از حضور نظامی آمریکا، خود را در معرض خطرناک‌ترین حملات موشکی و پهپادی ایران قرار دادند.

نکته کلیدی اینجاست: آیا ایران بدون حضور فیزیکی و سیاسی آمریکا در خاک این کشورها، دست به این اقدامات می‌زد؟ پاسخ منفی است. حضور آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس، نه‌تنها امنیت ایجاد نکرد، بلکه آن‌ها را به «هدف استراتژیک» تبدیل کرد.

ایران، به عنوان یک قدرت منطقه‌ای با خط‌کشیدن بر اساس منافع ملی و امنیت مرزی، هرگونه تهدیدی را که مستقیماً یا غیرمستقیم از سوی یک قدرت فرامنطقه‌ای (آمریکا) سرچشمه می‌گیرد، پاسخ می‌دهد. بنابراین، مسئولیت اصلیِ آسیب‌های وارده به کشورهای منطقه، متوجه کسانی است که «زمین بازی» را برای آمریکا خالی کردند و اجازه دادند خاکشان به پایگاه تهاجمی علیه همسایه‌ای قدرتمند تبدیل شود. این نشان می‌دهد که وابستگی به آمریکا، به جای ایجاد امنیت، به معنای «سرپهلو کردن» به آتش جنگ است.

۴. محاسبه هزینه-سود: ضررِ وابستگی، سودِ استقلال

جهان در حال انجام یک محاسبه‌ی ریاضیِ ژئوپلیتیک است و نتیجه‌ی آن واضح است: ضررِ ارتباط با آمریکا، بسیار فراتر از سودِ آن است.

کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه‌یافته، اکنون درک کرده‌اند که:

الف.  ثبات اقتصادی با تحریم‌های آمریکا در خطر است.
ب.  امنیت ملی با حضور نظامی آمریکا در همسایگی دشمنان ایران، به خطر می‌افتد.
ج.  استقلال سیاسی با زیرمجموعه‌ی بودن در ناتو یا پیمان‌های آمریکایی‌محور، سلب می‌شود.

بنابراین، حرکت به سمت «خودکفایی»، «تنوع‌بخشی به شرکای تجاری» و «ایجاد بلوک‌های منطقه‌ای مستقل»، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورتِ اجتناب‌ناپذیر برای بقای ملی است.

جنگ ایران و آمریکا، آینه‌ای تمام‌نما از افول قدرت هژمونیک واشنگتن بود. این تقابل نشان داد که جهان دیگر توانایی یا تمایلی برای پذیرش نظم تک‌قطبی آمریکا ندارد. کشورها در حال رهایی از «سرسپردگی» به آمریکا هستند، چرا که دریافت کرده‌اند که این کشور نه پناهگاه، بلکه منشأ فتنه و فساد است.

آینده‌ی جهان، متعلق به کشورهایی است که استقلال خود را حفظ کرده‌اند، با ایران و سایر قدرت‌های نوظهور تعامل سازنده دارند و درک کرده‌اند که امنیت واقعی، در گروِ قدرت ملی و عدم وابستگی به ابرقدرت‌های فروپاشیده‌ای است که منافع خود را بر امنیت جهانی ترجیح می‌دهند. جهان در حال گذار به نظم چندقطبی است و آمریکا، با تمام توان، در حال کنار گذاشته شدن از میز قدرت است.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x