تبار واحد، سنگر واحد

جنگ رمضان نقطه عطفی در معادلات امنیتی غرب آسیا بود. آنچه این جنگ را از منظر جامعه‌شناختی و سیاسی برجسته می‌کند، فقط قدرت و توان بازدارندگی ج.ا.ایران نیست؛ بلکه صحنه‌ آرایی یک اراده جمعی فراتر از مرزهای ملی است. مهاجرین افغانستانی مقیم ایران که خود در سال‌های جنگ تحمیلی و نبرد با داعش سابقه درخشانی دارند، در این نبرد نیز نه تماشاگر، که کنشگرانی فعال در کنار ملت شریف ایران بودند.
تبار واحد، سنگر واحد

نویسنده: ز. نظری

تبار مشترک، مقاومت واحد؛ از جبهه‌های سوریه و عراق تا پایداری در جنگ رمضان؛ تاریخچه حضور افتخارآمیز برادران و خواهران افغانستانی  در کنار ملت شریف ایران، این همدلی و همبستگی مردم افغانستان و ایران مصادیقی از یکپارچگی راهبردی در برابر محور شرارت است.
در روزهایی که میز مذاکره میان ایران و امریکا برپا بود، رژیم کودک کش اسرائیل و ایالات متحده با تکیه بر تاکتیک خیانت ‌آمیز «حمله در حین مذاکره»، جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان را علیه ایران کلید زدند. اما نه تنها سامانه‌های دفاع هوایی پیشرفته دشمن نتوانست مانع از موشک ‌باران پایگاه‌های امریکایی و آسیب جدی به زیرساخت‌های اسرائیل شود، بلکه یک جبهه مردمی بی‌سابقه نیز در ایران شکل گرفت: همبستگی تمام‌عیار مهاجرین افغانستانی با مردم ایران.

جنگ رمضان نقطه عطفی در معادلات امنیتی غرب آسیا بود. آنچه این جنگ را از منظر جامعه‌شناختی و سیاسی برجسته می‌کند، فقط قدرت بازدارندگی موشکی ایران نیست؛ بلکه صحنه‌ آرایی یک اراده جمعی فراتر از مرزهای ملی است. مهاجرین افغانستانی مقیم ایران که خود در سال‌های جنگ تحمیلی و نبرد با داعش سابقه درخشانی دارند، در این نبرد نیز نه تماشاگر، که کنشگرانی فعال در کنار ملت شریف ایران بودند.

در هر دو مقطع – جنگ دوازده روزه  و جنگ رمضان، شاهد یک الگوی تکراری بودیم: در حالی که مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا از طریق واسطه‌ها جریان داشت، رژیم کودک کش اسرائیل همراه با واشنگتن، حملات خود به اهداف دیپلماتیک و نظامی ایران را تشدید کردند. اما این بار، پاسخ های جمهوری اسلامی ایران فراتر از انتظار بود، کلیه پایگاه‌های نظامی امریکا در منطقه توسط موشک‌های دقیق ‌زن ایران شخم زده شد. اسرائیل با وجود برخورداری از پیشرفته‌ ترین سامانه‌های پدافندی؛ گنبد آهنین، فلاخن داوود و….، نتوانست از آسیب به پایگاه هوایی، مرکز موساد و زیرساخت‌های حیاتی خود جلوگیری کند. تلفات انسانی و مالی به حدی بود که رسانه‌های عبری از «شکست بزرگ اطلاعاتی و دفاعی» سخن گفتند.

در همان ساعات اولیه جنگ، صفحات جعلی وابسته به شبکه‌های معاند در فضای مجازی، یک جنگ روایت‌ها را آغاز کردند. سناریوی دوگانه آنها به این شرح بود که در مرحله اول خبرهای جعلی مبنی بر همکاری برخی مهاجرین افغانستانی با اسرائیل و جاسوسی آنها برای تل‌آویو منتشر شد، تا بذر بی‌اعتمادی بپاشند.

و در مرحله دو، وقتی این توطئه با هوشیاری مردم افغانستان و ایران خنثی شد، همان تیم‌ها وارونه عمل کرده و شایعه «ظلم مردم ایران به افغانستانی ‌های مقیم ایران» را راه انداختند تا شکاف قومی-مذهبی ایجاد کنند.

اما نقشه دشمن با دو عامل اصلی نقش بر آب شد: نخست، حافظه تاریخی مردم هر دو کشور از همدلی‌های گذشته؛ دوم، هوشیاری خود مهاجرین که با اقدامات عینی پاسخ کوبنده‌ای به این تبلیغات دادند. برنامه کامل تیم‌های مهاجرین از مؤسسات خیریه گرفته تا مؤسسات فرهنگی و اراده جمعی خودجوش مردمی در مصادیق زیر نمایان شد:

مصداق اول: برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران توسط مهاجرین افغانستانی در سراسر شهرهای ایران. از شب نخست جنگ رمضان، تصاویری منتشر شد که جوانان افغانستانی در میدان آزادی تهران، میدان شهدای مشهد، چهارراه ولیعصر تبریز، خیابان زند شیراز و بسیاری از نقاط دیگر کشور جمهوری اسلامی ایران، پرچم ایران را بر دوش گرفته و تا دیر وقت شب در حمایت از ملت شریف ایران شعار می‌دادند. آنها با این کار نه تنها همبستگی خود را نشان دادند، بلکه عملاً به نوکران صهیونیست پاسخ عملی دادند.

مصداق دوم: رسوایی رسانه‌های معاند. داد فریاد این رسانه‌ها بلند شدند که «چرا افغانستانی‌ها با ایرانی‌ها همصدا شده‌اند؟» آنها مجبور شدند این صحنه‌ها را طبق معمول تحریف کنند؛ اما حضور داوطلبانه هزاران خانواده افغانستانی در راهپیمایی‌های محکومیت اسرائیل و امریکا نه تنها در شهر های ایران بلکه در کشور های اروپایی نیز ادعاهای رسانه های معاند را بی‌اثر کرد.
برای درک عمق این همبستگی، باید به تاریخ مراجعه کرد، جنگ هشت ساله ایران و عراق هزاران جوان افغانستانی در جبهه‌های نبرد در کنار رزمندگان ایرانی علیه صدام ایستادند. همچنین در پشت جبهه، مهاجرین افغانستانی در فعال نگه داشتن کارخانجات و امدادرسانی نیز نقش فعال داشتند.

نبرد با داعش در سوریه و عراق، مجاهدین افغانستانی مقیم ایران، در کنار برادران ایرانی، عراقی و سوری، جانانه علیه تروریسم تکفیری جنگیدند. شهدای مدافع حرم افغانستانی نماد این همبستگی خونین هستند.
اینبار نیز هم مهاجرین مقیم جهوری اسلامی ایران و هم گروه‌های مردمی داخل افغانستان رسماً اعلام آمادگی همه‌جانبه کردند. بیانیه‌های صادر شده از سوی شورای هماهنگی مهاجرین افغانستانی در قم و مشهد، حاکی از آن است که هزاران نفر برای هرگونه کمک معنوی، رسانه‌ای، لجستیکی و حتی میدانی در صورت نیاز اعلام آمادگی کرده‌اند.
جنگ رمضان نشان داد که توطئه «تفرقه بینداز و حکومت کن» دیگر در منطقه غرب آسیا کارایی ندارد. مردم آگاه و شریف افغانستان و ایران، با وجود فشارهای اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی، ثابت کردند که پیوند «همزبانی، هم‌دینی، هم‌فرهنگی و هم‌تباریشان» از هر توطئه دشمن قوی‌تر است. درسی که امریکا و اسرائیل از این جنگ گرفتند فقط شکست موشکی و اطلاعاتی نبود؛ بلکه مهم‌تر، شکست پروژه «تفرقه» در برابر «همبستگی مقاومت» بود. مهاجرین افغانستانی که دیروز در کنار ایران علیه صدام و داعش ایستادند، امروز نیز با افتخار در کنار ملت شریف ایران علیه محور شرارت می‌ایستند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x