نویسنده:م. کهریزنوی
در روزهایی که آسمان اسلامآباد میزبان هیئتهای بلندپایه ایران و امریکاست، تکرار الگوی تاریخی «جنگ در سایه مذاکره» بیش از هر زمان دیگری ذهن ناظران را به خود مشغول کرده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، با صراحت از «بیاعتمادی حاصل از تجربه شکستخورده مذاکرات پیشین» میگوید و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، طرفین را به «حسن نیت» فرامیخواند. اما پرسش اینجاست: آیا اینبار امریکا بدون تکرار سناریوی خیانت، به دنبال صلاح واقعی است یا اسلامآباد شاهد سومین دور از بازی فریب خواهد بود؟
ورود همزمان هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف (همراه با وزیر خارجه، رئیس بانک مرکزی و مقامات نظامی) و هیئت امریکایی با حضور جیدی ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر به پاکستان، در نگاه اول نویدبخش یک رخداد دیپلماتیک است. اما حافظه تاریخی ایران، مملو از تصاویری است که در آنها امریکا پشت میز مذاکره نشسته و همزمان با اسرائیل، آتش جنگ را گشوده است. نخستوزیر پاکستان این لحظه را «سرنوشتساز» خوانده، اما سوال اصلی این است: آیا سرنوشتسازی در مسیر صلح است یا تکرار یک خطای استراتژیک؟
آقای قالیباف اندکی پس از ورود به اسلامآباد گفت: «ما نیت خوبی داریم، اما اعتماد نداریم. تجربه ما از مذاکره با امریکاییها همواره با شکست و نقض وعدهها همراه بوده است.»
این سخنان نه یک موضع سیاسی که روایت یک واقعیت تلخ تاریخی است. در دو دوره پیشین مذاکره، در حالی که گفتگوها جریان داشت، امریکا همراه با اسرائیل حملات غافلگیرانهای علیه ایران ترتیب داد؛ حملاتی که با پاسخهای کوبنده جمهوری اسلامی مواجه شد. ایران تمام پایگاههای امریکایی در منطقه را با خاک یکسان کرد و شهرهای فلسطین اشغالی را هدف موشکهای خود قرار داد. هر دو بار، وقتی امریکا دید دست برتر با ایران است، درخواست مذاکره داد.
تحلیل این الگو نشان میدهد: امریکا مذاکره را نه به عنوان راهی برای صلح، بلکه به عنوان ابزاری برای خرید زمان و بازسازی توان نظامی خود به کار میبرد. قالیباف با هوشمندی تمام، این حافظه تاریخی را به میان کشیده تا هم میزبان پاکستانی و هم میانجیگران بینالمللی بدانند که ایران با چشمانی باز پای میز میآید.
آنتونیو گوترش از ایران و امریکا خواسته «با حسن نیت وارد گفتگو شوند». اما جای تأمل دارد که دبیرکل سازمان ملل در بیانیه خود اشارهای به پیشینه نقض عهد امریکا نمیکند. حسن نیت وقتی معنا مییابد که طرف مقابل سابقه خیانت نداشته باشد.
سخنگوی سازمان ملل تأکید کرده که «هیچ جایگزین قابل قبولی برای حل مسالمتآمیز وجود ندارد». این گزاره درست است، اما زمانی که یک طرف بارها از مسالمت به عنوان نقاب برای جنگ استفاده کرده، دیگر نمیتوان با سادهانگاری خواهان «حسن نیت» شد. آنچه گوترش باید میگفت این بود: «امریکا باید ثابت کند این بار مثل دو بار قبل عمل نخواهد کرد.»
تحلیلهای مستقل جهان، از جمله گزارشهای برخی رسانههای امریکایی و اظهارات سناتورهای منصف در کنگره، نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده است. ایران همواره در چارچوب دفاع مشروع و بر اساس حقوق بینالملل عمل کرده است. حتی در اوج تنشها، این ایران بود که به تعهدات خود پایبند ماند و این امریکا و اسرائیل بودند که با ترور فرماندهان، حمله به تاسیسات هستهای و تحریمهای ظالمانه، ثبات منطقه را بر هم زدند.
نکته قابل تحسین، صبوری و خردمندی رهبران ایران در این مسیر است: نه آغازگر جنگ، اما نه عقب نشین از دفاع. حضور قالیباف، سیاستمدار نظامیپیشه، در رأس هیئت مذاکره کننده، خود پیامی روشن دارد: «ما برای صلح آمدهایم، اما سپر و شمشیر خود را هم به همراه داریم.»
نقش امریکا و اسرائیل در حمایت از گروههای تروریستی در خاورمیانه بر کسی پوشیده نیست. از تجهیز داعش در سوریه و عراق تا حمایت همهجانبه از حملات وحشیانه به غزه و کشتار کودکان فلسطینی، رژیمی که خود را «مدافع دموکراسی» مینامد، بزرگترین تهدید برای صلح جهانی بوده است.
در شرایطی که اسرائیل با چراغ سبز امریکا، شفاخانهها، مکاتب و مناطق مسکونی غزه را بمباران میکند، چگونه میتوان به حسن نیت دولتی اعتماد کرد که پشت میز مذاکره، نیتهای صلحآمیز دارد؟
جمهوری اسلامی ایران همواره در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و مقابله با تروریسم دولتی، نقش پیشرو داشته است. این حقیقت انکارناپذیر را حتی منتقدان ایران نیز تأیید کردهاند.
اسلامآباد امروز شاهد آغاز گفتگوهایی است که میتواند سرنوشت ساز باشد؛ اما نه به معنایی که نخستوزیر پاکستان میگوید. سرنوشت سازی در این است که امریکا برای اولین بار ثابت کند از اشتباهات گذشته درس گرفته و مذاکره را وسیلهای برای فریب و خرید زمان قرار نمیدهد. در غیر این صورت، پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی ایران که پیشتر پایگاههای آمریکایی و شهرهای اسرائیل را لرزانده، باز هم تکرار خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران با صادقانه ترین نیت پای میز آمده، اما با بالاترین سطح آمادگی دفاعی. این همان خردمندی شرقی و قدرت واقعی است که ترامپ و مشاورانش باید آن را جدی بگیرند. اگر امریکا اینبار نیز مانند دو بار پیشین عمل کند، نه تنها صلحی شکل نمیگیرد، بلکه منطقه وارد مرحله جدیدی از بیداری و واکنشهای سختتر خواهد شد.




