بازنده‌ای جنگی که فریاد پیروزی سر می‌دهد

بلومنتال: ترامپ جنگ را باخته، دست و پایش بسته است، اما دهانش همچنان باز است و فریاد پیروزی سر می دهد.
بازنده‌ای جنگی که فریاد پیروزی سر می‌دهد

نویسنده: ز. نظری

سیدنی بلومنتال، مشاور ارشد پیشین بیل و هیلاری کلینتون، در تحلیلی تند، دونالد ترامپ را «گروگان ایرانی‌ها» و «نادانی عجیب» خوانده است که پس از شکست در «عملیات کوتاه ‌مدت» خیالی خود، با اعلام‌های مکرر پیروزی، سعی در پوشش بن ‌بست راهبردی دارد.

وقتی مشاوری با قدمت چهار دهه در سیاست خارجی امریکا، از زبان «گروگان ایرانی‌ها» برای توصیف رئیس ‌جمهور امریکا استفاده می‌کند، دیگر جای هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند. سیدنی بلومنتال، که نه یک تحلیلگر حاشیه‌ای، بلکه ستون ‌نویس گاردین و مشاور ارشد کلینتون‌هاست، با صراحت تمام اعلام کرده است که ترامپ جنگ را باخته است. او در اشاره‌ای طعنه‌آمیز، «عملیات کوتاه ‌مدت» ترامپ را شکست ‌خورده خوانده و تأکید کرده که هیچ راه فرار معجزه‌آسایی برای ترامپ و تیم اش وجود ندارد. این اظهارات، سند محکمی بر افول راهبرد «فشار حداکثری» و رسوایی ذهنیت نظامی‌گریِ فاقد محاسبه واقع‌بینانه است.

بلومنتال با دقت جراحانه، سه مؤلفه را در هم می‌تنید:

بسته بودن دست و پای ترامپ: یعنی محدودیت عملیاتی، دیپلماتیک و نظامی. ایران پس از خروج امریکا از برجام، نه تنها عقب‌ نشینی نکرد، بلکه به آستانه‌های جدیدی از توان دفاعی و منطقه‌ای دست یافت. تحریم‌ها شکست خورد و اجماع بین‌المللی علیه ایران شکل نگرفت.

باز بودن دهان ترامپ: اشاره به بیش از هشت بار «اعلام پیروزی» و شش بار «تهدید به نابودی ایران» دارد. این رفتار، نشانه اختلال در سنجش واقعیت است؛ ترامپ در فضای توهمی رسانه‌ای خود، شکست را به عنوان پیروزی قالب می‌کند.

نادانی عجیب و عجول بودن: بی‌توجهی به تاریخ و به قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و صبوری راهبردی این کشور، مصداق بارز «نادانی مرکب» ترامپ است. ترامپ گمان می‌کرد با چند توییت و تهدید، نظامی با 47 سال تجربه مقاومت را وادار به تسلیم کند.

بلومنتال در یادداشت خود مستقیماً به جنگ رمضان اشاره نکرده، اما منطق تحلیل او بی‌ نظیر همان سناریوی شکست ‌خورده است، این دومین بار است که مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا از طریق واسطه‌ها جریان داشت که امریکا و اسرائیل دست به حملات سایبری و ادعایی به اهدافی در اطراف خلیج فارس زدند و بار دوم با حمله ناجوانمردانه و ترور و بمباران منطق مسکونی و همینطور بمباران مکتب ابتدایی «شجرهء طیبه» که منجر به شهادت بیش از 175 کودک شد،  که در نتیجه با پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی ایران مواجه شدند.

حمله در میانه مذاکره، نه تاکتیک فشار، که نشانه یأس و بی‌راهبردی است. بلومنتال این الگو را «عملیات کوتاه‌مدت بدون خروجی» می‌نامد: همان تکرار خطای محاسباتی جنگ دوازده روزه و اکنون هم جنگ رمضان، با این تفاوت که اکنون ایران قدرتمندتر و امریکا منزوی‌تر شده است.

تحلیل بلومنتال قویاً مورد تأیید دیگر تحلیلگران است، زیرا:

شواهد میدانی جنگ دوازده روزه: از خروج برجام تا ترور سلیمانی و پاسخ موشکی ایران به عین‌الاسد، هیچ نقطه‌ای نشان نداد که ترامپ «طرح برنده» داشته است. هر اقدام او با واکنش متقارن یا فراتر از آن از سوی ایران مواجه شد.

شواهد میدانی جنگ رمضان:  این جنک نیز نشان می‌دهد که پس از حمله ناجوانمردانه دوم امریکا و اسرائیل بر ایران، در شرایطی که میز مذاکره میان ایران و امریکا برای دومین بار جریان داشت، آنها با پاسخ‌های قاطع و کوبنده جمهوری اسلامی ایران مواجه شدند. بر اساس گزارش رسانه‌های جهان، تمام پایگاه‌های امریکا در منطقه بر اثر ضربات سخت جمهوری اسلامی ایران با خاک یکسان شد. همچنین شهرهای فلسطین اشغالی (اسرائیل) نیز مورد ضربات سهمگین موشک‌ها و پهپادهای شاهد ایران قرار گرفت.

شواهد روانشناختی: اعلام‌ های مکرر پیروزی از سوی ترامپ (بیش از 8 بار در کمتر از دو ماه) در فضایی که هیچ دستاورد عینی جز تداوم تحریم‌های شکست ‌خورده و پایگاه های با خاک یکسان شده وجود ندارد، مصداق کامل واکنش جبرانی خودشیفتگی در برابر واقعیت تلخ است.

ترامپ و تیم اش اصل «پرهیز از خودفریبی در سیاست» را نقض کرده‌اند. آنها به جای بازنگری در خطای راهبردی، با توسل به دروغ‌های مکرر (ما در حال پیروزی هستیم)، می خواهند افکار عمومی امریکا و جهان را به گروگان توهمات خود گرفته‌ و فریب دهند، این در حالی ست که در عصر تکنولوژی و رسانه و فضای مجازی دیگر کسی فریب نمی خورد.

بلومنتال در جایگاه یک مشاور ارشد دموکرات، اخلاق ‌مداری را فدای جناح بندی نکرده و حقیقت را فریاد زده است: ترامپ گروگان ایرانی‌هاست، نه به معنای اسارت فیزیکی، بلکه به این معنا که تمام محاسبات او حول ایران می‌چرخد و هر اقدامی، ایران را قاطع ‌تر و خودش را بن‌بست ‌زده‌ تر می‌کند.

ترامپ نه یک استراتژیست، بلکه یک «تبلیغات‌چی جنگ» است. تیم او متشکل از افرادی هستند که هم در دوره قبل و هم اکنون که سخنان تهدیدآمیز خطاب به ایران می زدند و می‌نوشتند، و آنها همواره از محاسبه عقلانی عاری بوده‌اند. جنگ طلبی آ‌نها ریشه در سه باور غلط دارد:
1. ایران در برابر «فشار روانی» فرو می‌پاشد (در حالی که فشار، انسجام داخلی ایران را افزایش داد).
2. اروپا و شرق آسیا از امریکا در جنگ با ایران حمایت می‌کنند، در حالی که اسپانیا، آلمان، ایتالیا، نرویژ و حتی انگلیس و فرانسه بارها مخالفت خود را با جنگی با ایران اعلام کردند.
3. فریب قدرت نظامی خود را خوردند، در حالی که پاسخ‌های کوبنده موشکی و پهپادی ایران در عملیات‌های واقعی  این توهم را رسوا کرد.

سیدنی بلومنتال تنها یک تحلیل ننوشته، بلکه نعش‌نامه راهبرد «ترامپیسم» در برابر ایران را تنظیم کرده است. آنچه امروز می‌بینیم، بن‌بستی است که از ترکیب «نادانی عجیب»، «عجله خودویرانگر» و «فروش توهم پیروزی به افکار عمومی» شکل گرفته است. تجربه جنگ دوازده روزه و جنگ جاری (رمضان) نشان داد که حتی اگر امریکا و اسرائیل در میانه مذاکره دست به حمله بزنند، ایران پاسخی «کوبنده، غافلگیرکننده و بازدارنده» خواهد داد ،  نه از روی شانس، بلکه بر پایه یک دکترین دفاعی هوشمندانه و مردم‌ پایه.

ترامپ و تیم اش هنوز نفهمیده‌اند که در برابر ایران، «راه فرار معجزه‌آسا» وجود ندارد؛ تنها راه، پذیرش واقعیت، احترام به حقوق ملت شریف ایران و کنار گذاشتن زبان تهدید است. تا آن روز، بلومنتال درست می‌گوید: دست و پای ترامپ بسته است، اما دهانش همچنان دروغ‌های پیروزی را تکرار خواهد کرد. ایران نه تنها شکست نخورده، بلکه معادلات قدرت را در منطقه به نفع مقاومت بازنویسی کرده است. این همان حقیقتی است که تیم جنگ ‌طلب ترامپ هرگز نمی‌خواهد بشنود و بفهمند، و بلومنتال شجاعانه آن را فریاد زد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x