«نه» بزرگ اروپا به جنگ ‌طلبی امریکا

توسعه اخیر، یعنی «نه» قاطع اروپا به امریکا؛ صرفاً یک واکنش تاکتیکی نیست، بلکه آغازی بر پایان نظم تک‌ قطبی است.
«نه» بزرگ اروپا به جنگ ‌طلبی امریکا

نویسنده: م.کهریزنوی

در تحولی بی‌سابقه که می‌توان آن را نقطه عطفی در روابط فرا آتلانتیکی تلقی کرد، کشورهای کلیدی اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و لهستان آشکارا به درخواست‌های دولت دونالد ترامپ برای مشارکت در جنگ علیه ایران پاسخ منفی داده‌اند. این مخالفت‌ها که از بستن حریم هوایی تا خودداری از استقرار سامانه‌های پاتریوت را شامل می‌شود، نه تنها شکاف عمیق در ائتلاف غربی را آشکار می‌سازد، بلکه بیانگر پایان دوران «اطاعت محض» از زیاده‌ خواهی‌های واشنگتن است.

برای نزدیک به یک دهه، رهبران اروپایی سیاست «صبر استراتژیک» را در قبال زیاده ‌خواهی‌های امریکا در پیش گرفته بودند. از خروج یک جانبه از برجام تا ترور شهید سردار سلیمانی و نقض مکرر قوانین بین‌الملل، کاخ سفید همواره از «وابستگی امنیتی» اروپا به ناتو به عنوان اهرم فشار استفاده کرده است. اما به نظر می‌رسد که جام صبر اروپا لبریز شده است. گزارش‌های متعدد رویترز، نیویورک تایمز و رسانه‌های ایتالیایی و لهستانی حاکی از آن است که برای اولین بار، اروپا نه در لفافه، بلکه آشکارا و قاطعانه به واشنگتن «نه» گفته است. این نه فقط یک مخالفت دیپلماتیک، بلکه افشای یک دروغ بزرگ است: این جنگ، «جنگ امریکاست»، نه جنگ ناتو.

برخلاف گذشته که مخالفت‌های اروپا جنبه نمادین و تشریفاتی داشت، این بار اقدامات کشورهای اروپایی عملی و بازدارنده بوده است:

فرانسه: امانوئل ماکرون به رژیم اسرائیل اجازه استفاده از حریم هوایی فرانسه برای انتقال محموله‌های تسلیحاتی امریکا را نداد. این اولین محدودیت از این دست است که باعث عصبانیت آشکار ترامپ شد.

ایتالیا: دولت رم به صراحت از هواپیماهای نظامی امریکایی که قصد فرود در پایگاه سیسیل را داشتند، جلوگیری به عمل آورد. توجیه رسمی ایتالیا «عدم درخواست مجوز» بود، اما تحلیلگران این را نشانه‌ای از عزم جدی برای عدم مشارکت در تجاوز می‌دانند.

اسپانیا: حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای درگیر در حملات علیه ایران بست.

لهستان: ورشو درخواست امریکا برای استقرار سامانه پاتریوت در غرب آسیا را رد کرد.

آلمان: یوهان داوید وادِفول، وزیر خارجه آلمان، تأکید کرد که برلین در حملات علیه ایران مشارکت نخواهد کرد و از تغییر نظام در ایران حمایت نمی‌کند و گفته است که در مورد نوع دولت خود مردم ایران تصمیم می گیرند نه دیگران.

نکته کلیدی: مقامات نروژی با صراحت اعلام کردند که جنگ علیه ایران یک «جنگ انتخابی» است و بر خلاف حادثه 11 سپتامبر، تعهدی برای ناتو ایجاد نمی‌کند . این یعنی اروپا دیگر باور کرده است که دروغ‌های واشنگتن درباره «تهدید قریب‌الوقوع» صرفاً بهانه‌ای برای تامین منافع اسرائیل و شرکت‌های نفتی به نفع شخصی خودش است و تمام.

جنایتکارانه‌ ترین وجه این جنگ، بمباران مکتب دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب است. گزارش‌های تأیید شده تمام رسانه های جهان و حتی توسط نیویورک تایمز نشان می‌دهد که بیش از 175 نفر که اکثریت قریب به اتفاق آنها دختران 7 تا 12 ساله بودند، در این حمله هوایی به شهادت رسیدند.

تصاویر پیکرهای کوچکی که در میان خاک ‌سارها پیدا می‌شدند و مادرانی که خود را بر روی تابوت‌های روباز فرزندان شان می‌انداختند، قلب هر انسان آزاده‌ای را جریحه ‌دار کرد. سازمان ملل اعلام کرد که این حمله «وحشت احشایی» را برانگیخته است.

بر اساس اساسنامه رم و کنوانسیون‌های ژنو، هدف قرار دادن عمدی یا حتی سهوی اماکن غیرنظامی مانند مکاتب در صورت عدم وجود کاربرد نظامی، جنایت جنگی محسوب می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که این مکتب از سال 2016 کاملاً از پایگاه نظامی مجاور جدا شده بود و دیوارهای آن نقاشی‌های کودکانه داشت.

پنتاگون و نیویورک تایمز اذعان کرده‌اند که این حمله نتیجه «اشتباه اطلاعاتی» و استفاده از داده‌های قدیمی توسط ارتش امریکا بوده است، اما آیا اشتباه در کشتن بیش از 175 کودک، خطای قابل اغماض است؟ ترامپ و تیم ماجراجوی او باید در دیوان کیفری بین‌المللی پاسخگوی این فاجعه انسانی باشند.

در این جنگ ثابت کرد که جمهوری اسلامی ایران «قدرت پنهانی منطقه» بوده، که اکنون آشکار شده است: «جمهوری اسلامی ایران  قدرت بزرگ بازدارنده جنایتکاران در منطقه است.»

برخلاف روایت‌های دروغین رسانه‌های غربی، پاسخ کوبنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باعث شد پایگاه‌های نظامی امریکا در منطقه به لرزه درآید. توانایی ایران در هدف قرار دادن دقیق اهداف نظامی، معادلات پنتاگون را به هم ریخته است.

موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری ایران نه تنها توان دفاعی رژیم صهیونیستی را به چالش کشید، بلکه باعث شد برای اولین بار شهرک‌ نشینان صهیونیست، طعم واقعی جنگ را در تل‌آویو و حیفا بچشند. حملات هماهنگ ایران، فغان واشنگتن و تل‌آویو را بلند کرده است.

با وجود ادعای ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، واقعیت میدانی این است که اراده ایران بر این آبراه استراتژیک حاکم است. ناتوانی امریکا در تأمین امنیت خطوط کشتیرانی، باعث افزایش قیمت نفت که هر بشکه از 140 تا 160 دالر شده است.

جالب توجه است که میلیون‌ها امریکایی در بیش از 3200 راهپیمایی در 50 ایالت، جنگ علیه ایران را محکوم کردند. این نشان می‌دهد که نه تنها جهان، بلکه حتی شهروندان امریکایی نیز از سیاست‌های توسعه ‌طلبانه و جنگ‌افروزانه دولت شان خسته شده‌اند.

توسعه اخیر، یعنی «نه» قاطع اروپا به امریکا؛ صرفاً یک واکنش تاکتیکی نیست، بلکه آغازی بر پایان نظم تک‌ قطبی است. ترامپ و تیم جنگ‌ طلب او با محاسبه اشتباه مقاومت ایران و با تکیه بر دروغ‌ پردازی‌های اطلاعاتی، امریکا را به پرتگاه انزوای استراتژیک کشاندند.

رمضان 2026 نشان داد که امنیت غرب قابل تفکیک از بمباران مکاتب در شرق نیست. اروپا سرانجام فهمید که «جنگ انتخابی» و «تغییر دولت ها» هزینه ‌هایی دارد که اتحادیه شمال آتلانتیک توان یا تمایل پرداخت آن را ندارد. از سوی دیگر، ایران ثابت کرد که قدرت حقیقی نه در بمب‌افکن‌های رادارگریز، بلکه در اراده مردم و پیچیدگی ژئوپلیتیکی نهفته است. تا زمانی که مردم ایران شهیدان مکتب ابتدایی «شجرهء طیبه » را در یاد دارند، هیچ پیروزی نظامی برای پنتاگون معنایی نخواهد داشت.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x