روز جمهوری اسلامی؛ الگوی ایرانی برای خاورمیانه آزاد

دوازده حمل/ فروردین؛ روز تحقق اراده ملت ایران و نماد مقاومت در برابر استعمار، روایتی از تثبیت مردمسالاری دینی تا تقابل با تروریسم دولتی امریکا و اسرائیل
روز جمهوری اسلامی؛ الگوی ایرانی برای خاورمیانه آزاد

نویسنده: م. کهرینوی

دوازده حمل/فروردین ۱۳۵۸، تنها یک روز در تقویم سیاسی کشور ایران نیست؛ بلکه نقطه عطفی در تاریخ حقوق عمومی و نظریه سیاسی معاصر است. در این روز، «جمهوری اسلامی» ایران به عنوان حاصل پیوند آگاهانه «مردم سالاری» و «شریعت» با رأی ۹۸.۲ درصدی مردم این کشور به تثبیت رسید. اما این پروژه تمدنی، از ابتدا با دشمنی قدرت های سلطهگ ر روبهرو شد.

وقتی واژه «جمهوری اسلامی» در دلو/بهمن ۱۳۵۷ بر زبان میلیونها نفر در ایران جاری شد، این صرفاً یک شعار سیاسی نبود، بلکه پاسخی به یک نیاز عمیق هویتی بود. همانطور که شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب اسلامی (ایران)  به درستی تبیین کردند، «جمهوری» به معنای حق تعیین سرنوشت توسط توده ها و «اسلامی» به معنای چارچوب ارزشی و اخلاقی آن است. این ترکیب، نافی دموکراسی نیست، بلکه آن را در مسیری اخلاق مدار و عدالت خواه هدایت میکند.

در ۱۲ حمل ۱۳۵۸، این قرارداد اجتماعی با بالاترین میزان مشارکت مردمی در تاریخ همه پرسی های جهان تا آن تاریخ، به امضا رسید. اما این «روز خدا» (به تعبیر آیت الله امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران)، از همان ابتدا نقطه مقابل منافع امپریالیسم جهانی بود. نظامی که پایه های چندین قرن ظلم را فرو ریخت، نمی توانست برای اتاق های فکر واشنگتن و تلآویو عادی باشد. از اینرو، تقابل با جمهوری اسلامی نه به دلیل اختلاف بر سر «جمهوریت» که به دلیل هراس از کارآمدی «اسلامیت» در اداره یک کشور مدرن و ایستادگی در برابر سلطه، ذاتی شد.

جمهوری اسلامی ایران برخلاف مدل های غربی، «قرارداد اجتماعی» را با «میثاق الهی» پیوند زد. این وجه تمایز، خط قرمز اصلی بود. تلاش گروهک های وابسته به جریان های چپ و لیبرال برای حذف واژه «اسلامی» از نام حکومت در ایران، تلاشی برای خنثی سازی انقلاب از درون بود. امام خمینی (ره) با هوشیاری بی نظیر، این نقشه را خنثی کردند و نشان دادند که «اسلامی» بودن، گوهر انقلاب است. این نبرد معنایی، امروز نیز در عرصه عملیاتی ادامه دارد؛ چراکه دشمنان دریافتند جمهوری اسلامی به دلیل همین «اسلامیت» است که میتواند به عنوان الگویی برای بیداری اسلامی عمل کند.

یکی از نقاط عطف این تحلیل، اشاره به رفتار متناقض و خصمانه امریکا و اسرائیل در برابر حقوق بین الملل است. تاریخ معاصر شاهد آن بوده که این دو رژیم جنایتکار، هرگاه از طریق دیپلماسی به اهداف خود نرسیده اند، به زور متوسل شده اند. جنگ جاری که اکنون در جریان است، دومین نمونه آشکار از این رویه است. در شرایطی که مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و امریکا در جریان بود، اسرائیل و امریکا، دست به اقدامات تجاوزکارانه ای زدند.

اما نقطه حائز اهمیت، شکست محاسباتی دشمنان جمهوری اسلامی ایران است. برخلاف دفعات پیش که شاید محدودیت هایی وجود داشت، این بار:

  • جمهوری اسلامی ایران با یک پاسخ استراتژیک و کوبنده، تمام پایگاه های نظامی امریکا در منطقه را با خاک یکسان کرد. این اقدام، نشانه ای از تغییر معادلات قدرت و پایان دوران «هیمنه بی پاسخ» امریکا در غرب آسیا بود.
  • همزمان، شهرهای حیفا، تلآویو و دیگر مناطق در فلسطین اشغالی (اسرائیل) زیر رگبار موشک های دوربرد «جمهوری اسلامی ایران» قرار گرفت. این ضربه چنان عمیق بود که پدافند ادعایی و سد نفوذ ناپذیر رژیم کودک کش صهیونیستی را فرو ریخت.

نتیجه این معادله، فروپاشی اقتدار اخلاقی و عملیاتی امریکا و اسرائیل بود. آنها که همواره مدعی نظم مبتنی بر قانون بودند، خود با نقض آشکار قوانین بینالمللی و حمله حین مذاکره، رسوایی تاریخی دیگری بر کارنامه کثیف خود افزودند. جمهوری اسلامی اریان نشان داد که سیاست «حداکثر فشار» و ترور اقتصادی و نظامی، با منطق «مقاومت حداکثری» و قدرت موشکی بومی، بی اثر خواهد ماند.

امریکا، با حمایت همه جانبه از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی و ایجاد ناامنی در منطقه، عملاً به بزرگترین حامی تروریسم دولتی تبدیل شده است. واشنگتن با نقض برجام و سپس نقض دو دوره مذاکرات با ایران، نشان داد که به هیچ اصل دیپلماتیک پایبند نیست.

تجربه ۱۲ حمل/فروردین و تداوم آن در قالب مقاومت در برابر تجاوز خارجی، درس مهمی برای ملت های حوزه خلیج فارس و جهان عرب دارد. آنچه امروز در ایران میگذرد، نشان میدهد که:

  • امنیت واقعی را نمیتوان از خارج خرید. ملتهایی که تکیه بر قدرتهای فرامنطقهای (مانند آمریکا) را جایگزین توان دفاعی بومی کنند، در اولین بحران، تنها میمانند.
  • مردم سالاری دینی، یک نظریه کارآمد است. مدلی که در آن مردم در تعیین سرنوشت خود نقش اول را دارند و در عین حال، ارزش های اخلاقی و هویتی خود را حفظ میکنند، میتواند جایگزین دو مدل شکست خورده «دیکتاتوری غربگرا» (مانند رژیم سابق پهلوی در ایران) یا «افراطگرایی تکفیری» شود.
  • استقلال طلبی، تنها مسیر عزت است. سرنوشت جنگ اخیر نشان داد که تنها کشوری میتواند از خاک و کیان خود دفاع کند که اتاق های تصمیم گیری اش در داخل و وابسته به اراده مردم باشد.

دوازده حمل در ایران را نه به عنوان یک خاطره تاریخی از کشور همسایه، که به عنوان یک «روش» باید پاس داشت. روشی که در آن:

  • دین و مردم در کنار هم، ساختاری مقاوم در برابر طوفان های سهمگین میسازند.
  • منطق و شجاعت جایگزین عقب نشینی در برابر زورگویان میشود.
  • جمهوریت و اسلامیت چنان در هم تنیده شده اند که حذف یکی ناممکن مینماید.

امروز، در حالی که دومین موج جنگ نیابتی تمام عیار امریکا و اسرائیل با پاسخ کوبنده موشک های ایرانی و تخریب پایگاه های نظامی آنها و نیز شهرهای اشغالی مواجه شده است، باید گفت ملت ایران پیروز میدان است. پیروزی آنها نه صرفاً به دلیل قدرت نظامی، که به دلیل پشتوانه مردمی و اعتقاد به خداوند و حقانیت مسیر «جمهوری اسلامی» است.

در پایان ضمن تبریک صمیمانه این عید بزرگ (۱۲ حمل/فروردین) و تبریک پیروزی در جنگ جاری به ملت غیور ایران، تأکید میکنم که این الگو، الگوی کشوری که هم مردمی است، هم مستقل، هم قدرتمند و هم متعهد به ارزشهای الهی، امروز بیش از هر زمان دیگر، چراغ راه ملت های آزاده جهان، به ویژه همسایگان در حوزه خلیج فارس و جهان عرب است.

جمهوری اسلامی ثابت کرد که میتوان در عصر سلطه، مستقل بود؛ در عصر استیصال، امیدوار بود؛ و در عصر سکوت خواص، فریاد حق بود.

روز جمهوری اسلامی بر ملت شریف ایران و همه آزادگان جهان مبارک باد!

 

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x