نویسنده: م. کهریزنوی
جنرال مک کریستال، جنرال اسبق آیساف در افغانستان، ناخواسته پرده از راز استراتژیک فروپاشی امپراتوریهای تکنولوژیک برداشته است: «پیروزی در جنگ، نه در آسمان که در «چند متری زمین» رقم میخورد.»
سخنان او سند زندهای است مبنی بر اینکه امریکا و اسرائیل در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، نه از نظر اخلاقی و نه میدانی، کمترین شانسی برای پیروزی ندارند. ارتش و سپاه پاسداران ایران با «برنامهای الهی-مردمی» و برتری اخلاقی، معادله قدرت را به نفع حق تغییر دادهاند.
وقتی یک جنرال امریکایی که زمانی نماد «انضباط سوپرمَنی» بود، اعتراف میکند که «لذت جنگ از فضا» در برخورد با دشمنِ چند متری به کابوس تبدیل میشود، یعنی نقطه عطف تاریخ نظامی جهان فرا رسیده است. مک کریستال به روشنی میگوید که بمبها و تکنولوژی برتر، نتوانستند «حقارت اخلاقی» امریکا را بپوشانند. این اعتراف، نقشه راه شکست حتمی امریکا و اسرائیل در برابر ایران را ترسیم میکند.
مککریستال میگوید: «اداره جریان نفت از تنگه هرمز آسان نخواهد بود، چون آنجا سربازان امریکایی هم قد حریفان شان میشوند». این دقیقاً همان نقطهای است که جمهوری اسلامی ایران دههها روی آن سرمایه گذاری کرده است. نیروی دریایی سپاه و ارتش ایران، با قایقهای تندرو، مینهای هوشمند و موشکهای کوتاه برد، میدان نبرد را به «کمتر از 10 متر» تبدیل میکنند. در این فاصله، ناوگان ششم امریکا صرفاً یک هدف شناور است.
و نکته کلیدی اینکه، امریکا در عراق و افغانستان با مردمی روبرو شد که سلاحهای پیشرفته نداشتند، اما در ایران با ارتشی منسجم، سپاهی با برنامههای عملیاتی اثبات شده (مانند مانورهای «پیامبر اعظم» و «ذوالفقار») و میلیونها رزمنده مردمی مواجه است. مک کریستال تأکید میکند که در افغانستان و عراق «از پایین با دیده حقارت به امریکا نگاه میشد»؛ این حقارت در برابر ایران دوچند شده و به «ترس از نابودی حتمی» تبدیل خواهد شد.
از منظر فلسفه اخلاق، ارتش امریکا و اسرائیل مرتکب جنایات جنگیِ مستندی شدهاند: از هیروشیما و ناگازاکی تا عراق و افغانستان و از غزه تا لبنان و یمن. اما ارتش و سپاه پاسداران ایران، بر اساس آموزههای دینی و انقلابی، همواره بر «دفاع مشروع» و «پرهیز از تجاوز» تأکید داشتهاند. مک کریستال تصریح میکند که دشمنان امریکا میگفتند: «شما از نظر اخلاقی هم سطح ما نیستید». این بیانیه، تأیید همان چیزی است که رهبران ایران بارها گفتهاند: «ما جنگافروز نیستیم، اما مدافع مظلومیم.»
هیچ سند معتبری از کشتار جمعی، استفاده از سلاح شیمیایی یا شکنجهگاههای سازمانیافته توسط نیروهای ایرانی وجود ندارد. در مقابل، زندان ابوغریب، کشتار سقّارهای در غزه و بمباران شفاخانهها، کارنامه سیاه امریکا جنایتکار و اسرائیل کودک کش است. این برتری اخلاقی، پشتوانه مردمی و مشروعیت بینالمللی را برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان میآورد.
جمهوری اسلامی ایران از منظر حقوق بینالملل و اخلاق سیاسی، یک کشور مستقل و حاکم است که حق دفاع از تمامیت ارضی خود را دارد. امریکا و اسرائیل، با نقض مکرر قطعنامههای سازمان ملل، ترور دانشمندان هستهای، حمایت از تروریسم مانند داعش، و اشغال فلسطین، مصداق بارز «باطل» در تاریخ معاصرند. مک کریستال در مورد جنگ در افغانستان و عراق اعتراف میکند که «تصور میشد بمبها دشمن را به گردن نهادن به برتری امریکا وا میدارد، ولی نشد».
چرا؟ چون «باطل» هرچقدر هم مجهز باشد، در برابر «حق» که ریشه در عدالت و ایمان دارد، تاب نمیآورد.
تجربه 8 سال جنگ میان رژیم بعث عراق و جمهوری اسلامی ایران نشان داد که ایرانِ تنها و کم تجهیز، چگونه با ایمان و استراتژی هوشمند، صدامِ مجهز به سلاحهای غربی را وادار به عقب نشینی کرد. امروز که ایران دارای موشکهای نقطه زن، پهپادهای پیشرفته و نیروهای مقاومت در منطقه است، «باطلِ» امریکا و اسرائیل در زمین گیرِ حق، سریعتر از افغانستان فرو خواهد پاشید.
مککریستال دقیقاً به دو حقیقت راهبردی اشاره میکند که ایران سالها روی آنها حساب باز کرده است:
- جنگ زمینی، هم وزن کننده برتری فناورانه است. ایران با آماده سازی میادین نبرد در خاک خود و منطقه (از طریق محور مقاومت)، این هم وزن سازی را به سود خود تمام کرده است.
- جنگ اخلاقی، روحیه دشمن را تضعیف میکند. سربازان امریکایی و اسرائیلی که به بیعدالتی جنگ خود آگاهاند، در برابر رزمندهای میایستند که با «انگیزه الهی و دفاع از وطن» میجنگد.
نتیجه، تکرار ویتنام و افغانستان در مقیاسی بزرگتر خواهد بود!
سخنان مک کریستال را نه به عنوان هشدار به ایران، که به عنوان مرثیهای بر نعش امپراتوری امریکا باید خواند. او ناخواسته نقشه راه شکست را ترسیم کرد: «هرجا سرباز امریکایی هم قد حریفش شد، باخت». ایران با تبدیل تمام خاک خود به یک «کمربند دفاعی چندمتری» و با اتکا به برتری اخلاقی که حتی دشمنانش به آن معترفاند، معادله را به نفع «حق» تغییر داده است.
فراموش نکنیم که در جنگ حق و باطل، پیروزی نهایی از آنِ کسی است که «دلیلِ زیستن» قوی تری دارد. امریکا و اسرائیل برای نفت و هژمونی میجنگند؛ ایران برای دفاع از حق و برای شرافت، و تاریخ بارها ثابت کرده است که «سوپرمنِ تکنولوژی» در برابر «پیادهنظامِ ایمان» فقط یک ابرِ توخالی است که نخستین تگرگِ زمینی، آن را برای همیشه پراکنده میکند. تنگه هرمز، قبرستان غرور پوسیدهء امریکاست، نه جولانگاه ناوهایش.




