تنش‌ها میان کابل و اسلام‌آباد و لزوم پرهیز از ادبیات جنگ و نظامی‌گری

در روزگار پرآشوب کنونی، شعله‌های تنش میان کابل و اسلام‌آباد، دو همسایه دیرینه اما پرمناقشه، زبانه می‌کشد و چشم‌انداز صلح و امنیت در دو سوی مرز را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.
تنش‌ها میان کابل و اسلام‌آباد و لزوم پرهیز از ادبیات جنگ و نظامی‌گری

آنچه این روزها شاهد آن هستیم، صرفاً جدالی دیپلماتیک نیست، بلکه درگیری‌های نظامی کم‌سابقه‌ای است که به بهای جان صدها تن و آوارگی هزاران نفر دیگر تمام شده و مردمان آسیب‌پذیر در نوار مرزی را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است.

حملات تجاوزکارانه پاکستان، که با توجیه مبارزه با گروه‌های شبه‌نظامی مخالف اسلام‌آباد در خاک افغانستان صورت می‌گیرد، از همان ابتدا نشانه‌هایی از تبعات سنگین و خطرات پیش‌بینی‌ناپذیر را به همراه داشت.

اسلام‌آباد، بی‌اعتنا به هشدارهای منطق و پیامدهای ناگوار چنین اقدامی، مسیر تقابل نظامی را در پیش گرفت و در این رهگذر، مردمان بی‌گناه بسیاری قربانی شدند. این در حالی بود که جایگزین‌های مسالمت‌آمیز و مبتنی بر مذاکرات، همچون روش‌های پذیرفته شده منطقه‌ای و بین‌المللی، می‌توانستند راهگشای حل اختلافات باشند.

با گذشت چندین هفته از این درگیری‌ها، اکنون نشانه‌هایی از تمایل نسبی به گفتگو و بازگشت به سنت دیرینه «جرگه» و مذاکرات به چشم می‌خورد. دیدار و گفتگو میان برخی مقامات پاکستانی با جانب کابل، نویدبخش گشایشی در این بن‌بست است.

گزارش‌ها همچنان حاکی از برگزاری نشستی قریب‌الوقوع در پیشاور پاکستان با حضور نخبگان، سیاستمداران و فعالان رسانه‌ای از هر دو کشور است که می‌تواند بارقه‌های امید را برای حل این کشمکش‌ها از طریق گفتگوهای سازنده روشن سازد.

حل ریشه‌ای این اختلافات، که ریشه در تاریخ پرفراز و نشیب روابط دو کشور دارد، می‌تواند فصل نوینی از تعامل و حسن همجواری را میان کابل و اسلام‌آباد رقم زند و سیاست تقابل و ستیز را به همکاری و همیاری بدل کند. تغییر رویکرد اسلام‌آباد از سیاست‌های مداخله‌جویانه و نظامی‌گرایانه به سوی تعامل سازنده، گامی حیاتی در این مسیر خواهد بود.

اکنون، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت پرهیز از سیاست‌های تقابلی و اتخاذ رویکردی تعاملی بر پایه موازین دیپلماتیک، بیش از پیش احساس می‌شود. تا زمانی که اسلام‌آباد نسبت به حاکمیت ملی افغانستان و تمامیت ارضی آن احترام نگذارد و به دخالت در امور داخلی این کشور پایان ندهد، برقراری صلح و امنیت پایدار در دو سوی مرز، همچون سرابی بیش نخواهد بود.

تغییر نگاه از «امنیت ملی» که غالباً با اولویت دادن به منافع یک‌جانبه تعریف می‌شود، به «امنیت منطقه‌ای» که منافع جمعی را در بر می‌گیرد، می‌تواند نقطه عطفی در روابط کابل و اسلام‌آباد باشد. این امر مستلزم اعتمادسازی، شفافیت در اقدامات و پایبندی به تعهدات دوجانبه است.

با این حال، این مذاکرات و گفتگوها باید فراتر از یک نمایش دیپلماتیک، به بستری برای حل عمیق و پایدار اختلافات تبدیل شود. لازمه این امر، اراده سیاسی قوی از سوی هر دو طرف، به‌ویژه اسلام‌آباد، برای پذیرش واقعیت‌های جدید و حرکت به سوی همزیستی مسالمت‌آمیز است. در این صورت می‌توان امیدوار بود پرچم صلح و امنیت، بر فراز دو سوی مرزهای افغانستان و پاکستان به اهتزاز درآید.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x