در این میان، اختلاف آمارهای ارائه شده توسط مقامات طالبان و پاکستان، بر پیچیدگی اوضاع افزوده و ضرورت تحلیل عمیقتر این رویدادها را آشکار میسازد.
حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان با تأیید بمباران «مرکز درمان ۲۰۰۰ بستر امید» (مرکز توانبخشی معتادین)، مدعی شد که در این حمله دستکم ۴۰۰ نفر کشته و ۲۵۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
این آمار در تناقض با گزارشهای اولیه منابع دیگر در کابل است که تعداد کشتهشدگان را تا ۶۵۰ نفر تخمین زده بودند.
این در حالی است که عطاالله تارر، وزیر اطلاعات پاکستان، ضمن تأیید انجام حملات هوایی، مدعی شده که جنگندههای این کشور «انبارهای مهمات» و «تأسیسات نظامی حامی تروریزم» را در کابل و ننگرهار هدف قرار دادهاند.
وی با استناد به «انفجارهای ثانویه»، حجم بالای مهمات در این تأسیسات را نشانه انهدام کامل آنها دانسته است. این ادعا در حالی مطرح میشود که ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان نیز ضمن تأیید حملات، به اصابت یکی از این حملات به «شفاخانه توانبخشی» اشاره کرده و منطقه نزدیک میدان هوایی بینالمللی کابل را نیز هدف قرار گرفته خوانده است.
این حملات در حالی صورت میگیرد که مناسبات میان کابل و اسلامآباد همواره پرتنش بوده است. پاکستان پیش از این نیز سابقه حملات مشابه در ولایات افغانستان را داشته که منجر به تلفات غیرنظامیان شده است.
این حملات، که تحت پوشش توجیهات امنیتی صورت میگیرد، همواره با محکومیتهای داخلی و بینالمللی در خارج از پاکستان مواجه بوده است. این رویکرد پاکستان، به ویژه در حمله اخیر به مرکز توانبخشی معتادان در کابل، این گمانه را تقویت میکند که اسلامآباد در صدد ایجاد رعب و وحشت در افغانستان و تحت فشار قرار دادن کابل از طریق تشدید درگیریها است.
از سوی هم، سیاست تشدید جنگ از سوی پاکستان، فارغ از تبعات سنگین سیاسی و اقتصادی، خطر شعلهور شدن آتش یک جنگ تمامعیار در دو سوی مرز را هشدار میدهد.
این رویکرد، که در آن قوانین بینالمللی نادیده گرفته میشود، تلاشی آشکار برای به زانو درآوردن کابل به نظر میرسد؛ سیاستهایی که گاه با حمایت از گروههای خاص و گاه با ایجاد خلاء قدرت، بر آتش تنشها میافزایند.
چشمانداز وضعیت کنونی، با توجه به نظامیگری فزاینده پاکستان و احتمال واکنش بالمثل از سوی کابل، بسیار خطرناک به نظر میرسد. این وضعیت میتواند منطقه را در آستانه یک درگیری تمامعیار دیگر قرار دهد.
در چنین شرایطی، دیپلماسی فعال، پایبندی به قوانین بینالمللی و تلاش برای یافتن راهحلهای صلحآمیز، بیش از هر زمان دیگری برای جلوگیری از فاجعهای انسانی و منطقهای ضروری است. تداوم این روند، نه تنها افغانستان، بلکه امنیت و ثبات کل منطقه را در معرض تهدیدی جدی قرار خواهد داد.




