حمله به اتباع چینی در کابل و آزمون جدی امنیت منطقه‌ای در برابر تروریزم فراملی

یکشنبه، ۲۹ جدی/دی گزارش‌ها از حمله انتحاری در یکی از مراکز عمومی شهر حکایت داشت؛ حمله‌ای که به کشته‌شدن دو تبعه چینی و شماری از شهروندان افغان انجامید و مسئولیت آن را گروه تروریستی داعش بر عهده گرفت.
حمله به اتباع چینی در کابل و آزمون جدی امنیت منطقه‌ای در برابر تروریزم فراملی

انفجار مرگبار اخیر در کابل، بار دیگر پایتخت افغانستان را به صدر خبرهای امنیتی منطقه بازگرداند؛ رویدادی که نه‌تنها جان شهروندان بی‌گناه را گرفت، بلکه پیام روشنی از تداوم تهدید تروریزم فراملی مخابره کرد.

در واکنش به این رویداد، سفارت چین در کابل با صدور بیانیه‌ای هشدار داد که «وضعیت امنیتی افغانستان همچنان وخیم است» و از اتباع خود خواست به‌گونه موقت از سفر به این کشور خودداری کنند. این موضع‌گیری، فراتر از یک توصیه قنسولی، بازتاب‌دهنده نگرانی عمیق بجینگ از هدف‌گیری مستقیم منافع و شهروندانش در افغانستان است؛ نگرانی‌ای که در سایه گسترش همکاری‌های اقتصادی میان چین و کابل معنا می‌یابد.

این حمله، در خلأ رخ نداده است. از زمان بازگشت طالبان به قدرت، دست‌کم سه حمله مرگبار علیه اتباع چینی در افغانستان ثبت شده که مسئولیت همه آن‌ها را داعش پذیرفته است. ترور یک تبعه چینی در تخار و حمله به مهمانخانه چینی‌ها در کابل در سال‌های گذشته، نشان می‌دهد که یک الگوی هدفمند در حال شکل‌گیری است؛ الگویی که بیش از آن‌که تصادفی باشد، حساب‌شده و پیام‌محور به نظر می‌رسد.

داعش با تمرکز بر اتباع چینی، در پی ضربه‌زدن به یکی از معدود شراکت‌های اقتصادی فعال افغانستان است، چه این‌که چین در بخش معادن، نفت و زیرساخت‌ها ده‌ها پروژه در شمال کشور دارد؛ پروژه‌هایی که می‌توانند در صورت ثبات نسبی، موتور محرک اقتصاد بحران‌زده افغانستان باشند. از این منظر، حملات اخیر را می‌توان تلاشی برای تضعیف پیوندهای اقتصادی و اخلال در نقش‌آفرینی منطقه‌ای چین دانست.

بیشتر بخوانید:  حمله مرگبار کابل؛ چشم‌انداز مبهم روابط پاکستان و طالبان

بیشتر بخوانید

 

هرچند طالبان بارها از سرکوب هسته‌های داعش سخن گفته‌اند و آمار حملات نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما تداوم عملیات‌های هدفمند این گروه، تناقضی آشکار میان ادعای مهار کامل و واقعیت میدانی ایجاد می‌کند. داعش، اگرچه تضعیف شده، اما همچنان آتش زیر خاکستری است که با هر خلأ امنیتی شعله‌ور می‌شود و ثبات شکننده را به چالش می‌کشد.

در این میان، نمی‌توان از نقش سیاست‌های دوگانه غرب در قبال تروریزم چشم پوشید. تجربه دو دهه گذشته نشان داد که برخورد ابزاری با گروه‌های افراطی، تفکیک «تروریزم خوب و بد» و واگذاری امنیت منطقه به مداخلات مقطعی، نه‌تنها ریشه‌های افراط‌گرایی را خشک نکرد، بلکه به بازتولید آن در قالب‌های جدید انجامید. نتیجه، شبکه‌ای سیال و فرامرزی از خشونت است که امروز کابل، فردا بجینگ یا هر پایتخت دیگری را هدف می‌گیرد.

مقایسه وضعیت کنونی با سال‌های اوج حضور نظامی غرب در افغانستان، نشان می‌دهد که راه‌حل صرفاً نظامی نه پایدار بوده و نه بازدارنده. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد، مبارزه همه‌جانبه با شبکه‌های تروریستی و نیز نحله‌های فکری و مالی پشتیبان آن‌هاست؛ مبارزه‌ای که بدون همکاری صادقانه منطقه‌ای، به‌ویژه در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان، به سرانجام نخواهد رسید.

بیشتر بخوانید:  حمله مرگبار کابل؛ چشم‌انداز مبهم روابط پاکستان و طالبان

واقعیت انکارناپذیر این است که تروریزم و افراط‌گرایی خشن، تهدیدی مشترک برای کل منطقه و جهان است. حمله کابل زنگ هشداری است برای بازاندیشی در رویکردها، تقویت همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی، و عبور از سیاست‌های مقطعی و گزینشی. امنیت افغانستان، به‌عنوان قلب اتصال آسیای مرکزی و جنوبی، نه یک مسئله داخلی، بلکه آزمونی سرنوشت‌ساز برای اراده جمعی در برابر این اختاپوس جهانی است.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x