با توجه به چهلمین روز تدفین امام شهید لازم است با دقت بیشتر ویژگی های مکتب امام شهید را مورد مطالعه قرار دهیم.
بدون تردید برجسته ترین ویژگی مکتب قائد شهید امت بحث استکبار ستیزی آن حضرت بود. ویژگی که الهام گرفته از آموزه های قرانی بود. واما شاخصههای مبارزه با استکبار جهانی در مکتب امام شهید هم، مجموعهای از اصول بههمپیوسته است که مبارزه را از سطح واکنش سیاسی به سطح یک هویت مکتبی ارتقا میدهد. این شاخصهها نشان میدهند که مقاومت در این مکتب نه یک تاکتیک، بلکه یک جهانبینی است.
نخستین شاخصه، نفی سلطه است؛ یعنی ایستادگی در برابر هر ساختار قدرتی که ارادهٔ ملتها را مصادره میکند. در این نگاه، آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها دو مصداقاند، نه تمام مسئله. اصل، مقابله با هر نظمی است که بر پایهٔ تحقیر ملتها بنا شده باشد.شاخصهٔ دوم، عدالتمحوری است. مبارزه با استکبار در این مکتب بدون عدالتخواهی بیمعناست. عدالت نه یک شعار داخلی، بلکه معیار سنجش رفتار قدرتهای جهانی است؛ هرجا ظلم ساختاری وجود دارد، میدان مبارزه شکل میگیرد.شاخصهٔ سوم، امتمحوری است. امام شهید مبارزه را محدود به مرزهای ملی نمیدید؛ او آن را بخشی از مسئولیت تاریخی امت اسلامی میدانست. حمایت از ملتهای مظلوم، از فلسطین تا یمن وافغانستان تا لبنان و عراق، نه دخالت در امور دیگران، بلکه پاسداری از کرامت امت تلقی میشود.شاخصهٔ چهارم، عدم بیعت با ستمگران است. این اصل، ریشه در عاشورا دارد و در مکتب امام شهید تبدیل به یک قاعدهٔ سیاسی شده است: هیچ سازشی با قدرتی که بر ظلم بنا شده باشد مشروع نیست، حتی اگر هزینهٔ مقاومت سنگین باشد.شاخصهٔ پنجم، میدانداری روایت است. مبارزه با استکبار فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ بخش مهمی از آن در میدان روایت است. امام شهید با تولید معنا، با زبان مقاومت، با بازتعریف دشمن و با تبدیل شهادت به سرمایهٔ اجتماعی، جنگ روایتها را به بخش اصلی مبارزه تبدیل کرد.شاخصهٔ ششم، پیوند مقاومت و معنویت است. در این مکتب، مبارزه بدون معنویت به خشونت کور تبدیل میشود. معنویت، مبارزه را اخلاقی، انسانی و قابلگسترش میکند و آن را از سطح واکنش سیاسی به سطح تکلیف الهی ارتقا میدهد.این شاخصه تفاوت مکتب امام شهید با گروه های خشونت محوروتکفیری همچون داعش را که بنام اسلام و مبارزه با کفر،جنایت خلق کرده اند برجسته می سازند. شاخصهٔ هفتم، تبدیل مقاومت به پروژهٔ تمدنی است. امام شهید مقاومت را نه پایان راه، بلکه مقدمهٔ ساخت تمدن اسلامی میدانست. مبارزه با استکبار باید به ایجاد نظم جدیدی منتهی شود که بر عدالت، استقلال و کرامت ملتها بنا شده باشد.این شاخصهها مجموعاً مکتبی را شکل میدهند که در آن مبارزه با استکبار جهانی یک مسیر تاریخی است، نه یک واکنش مقطعی.
و اما ادامهٔ مکتب امام شهید در مبارزه با استکبار جهانی، بعد از شهادت قائد امت، تنها زمانی قابلفهم است که شاخصههای این مبارزه را بشناسیم و سپس ببینیم چگونه این شاخصهها در رهبری آیت الله سید مجتبی خامنهای امتداد پیدا میکنند.
آیت الله سید مجتبی خامنهای در موقعیتی رهبری انقلاب را به عهده گرفته اند که جهان اسلام با پیچیدگیهای تازهای روبهروست. ادامه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی، بازآرایی قدرتهای جهانی، تحولات منطقه و بحرانهای امنیتی، مبارزه با استکبار را از حالت دفاعی به یک راهبرد فعال تبدیل کرده است. در این شرایط، استمرار مکتب امام شهید یعنی حفظ همان اصول، اما با زبان و ابزارهای متناسب با زمانه. نفی سلطه امروز در قالب تقویت بازدارندگی و جلوگیری از بازگشت سلطهٔ آمریکا به منطقه معنا مییابد. عدالتمحوری در سطح جهانی، به حمایت از ملتهای مظلوم و مقابله با نظمهای تبعیضآمیز تبدیل میشود. امتمحوری در قالب پیوند جبهههای مقاومت و تقویت همبستگی اسلامی جلوه میکند. عدم بیعت با ستمگران، در سیاست خارجی، به رد هر معاملهای که عزت ملت را مخدوش کند ترجمه میشود. میدانداری روایت، امروز یعنی حضور فعال در جنگ رسانهای و تولید معنای مقاومت در برابر روایتهای تحریفشدهٔ غرب. و پیوند مقاومت با معنویت، یعنی حفظ اخلاق سیاسی در میانهٔ بحرانها و تبدیل شهادت به سرمایهٔ تمدنی.در این چارچوب، حمایت از رهبری آیت الله سید مجتبی خامنهای برای ملت ایران و سایر مسلمانان جهان نه یک موضع سیاسی، بلکه بخشی از فرآیند استمرار مکتب امام شهید است. این حمایت، بیعت با مسیر تاریخی مقاومت است؛ مسیری که از خون شهید آغاز شده و اکنون باید در قالب یک پروژهٔ تمدنی ادامه پیدا کند.
رهبری جدید، حلقهٔ اتصال میان گذشتهٔ خونین مقاومت و آیندهٔ تمدنی امت اسلامی است؛ آیندهای که در آن مبارزه با استکبار نه یک واکنش احساسی، بلکه یک راهبرد عقلانی، اخلاقی و مبتنی بر کرامت ملتها خواهد بود. استمرار این مکتب یعنی تبدیل مقاومت به ساخت تمدن؛ یعنی عبور از دفاع صرف و حرکت بهسوی ایجاد نظمی که بر عدالت، استقلال و عزت بنا شده باشد. این همان جایی است که مکتب امام شهید و رهبری ایت الله سید مجتبی خامنهای در یک مسیر واحد قرار میگیرند: مسیر مبارزه، مسیر معنا، مسیر آینده.
لازم است ملت مسلمان و سلحشور افغانستان هم بیش از پیش همراه با سایر امت اسلامی در ساختن نظم جدید تمدنی، سهم شایسته خود را ایفا نمایند



