ضربه 20 میلیاردی؛ افول هژمونی در سایه بلوف‌های ترامپ

جنگ دو هفته‌ای اخیر میان ایران و آمریکا نه‌تنها معادلات نظامی منطقه را دگرگون کرد، بلکه با وارد کردن خسارتی حدود ۲۰ میلیارد دلاری به تجهیزات و زیرساخت‌های ارتش آمریکا، در پی حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، نشان داد که دوران بلوف‌های توییتری و وعده‌های پوچ به پایان رسیده است.
ضربه 20 میلیاردی؛ افول هژمونی در سایه بلوف‌های ترامپ

جنگ دو هفته‌ای اخیر میان ایران و امریکا، نه تنها معادلات نظامی منطقه را دگرگون کرد، بلکه با تحمیل خسارتی حدود 20 میلیارد دالری به تجهیزات و زیرساخت‌های ارتش امریکا، نشان داد که دوران بلوف ‌های توئیتری و وعده‌ های پوچ به پایان رسیده است. بیاییم ابعاد این ضربه بزرگ، مقایسه آن با بلوف‌های بی‌سابقه دونالد ترامپ، و پیامدهای راهبردی آن برای منطقه و جهان اسلام را بررسی کنیم.

جنگ، آزمون سخت ‌افزار و نرم ‌افزار قدرت است. در میانه درگیری‌های اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، آنچه بر سر میز محاسبات راهبردی نشست، نه توئیت‌های رنگارنگ و نه ادعاهای رسانه‌ای، بلکه موشک‌ های دقیق ‌زننده و پهپادهای انتحاری بود که آمار و ارقام تازه‌ای از توازن قوا را به نمایش گذاشت.

مطلب حاضر که بر اساس گزارش رسانه های مختلف جهان و برآوردهای اقتصادی از قیمت تجهیزات نظامی امریکا تهیه شده، از ضربه‌ای 20 میلیارد دالری به ارتش ایالات متحده حکایت دارد. رقمی که اگرچه از سوی پنتاگون تأیید نشده، اما با استناد به قراردادهای نظامی، بودجه دفاعی و تحلیل‌های مؤسسات معتبر بین‌المللی مانند بی‌بی‌سی و مؤسسه سیاست خارجی امریکا، قابل‌دفاع است.

بر اساس جزئیات اعلامی از سوی سردار محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، طی بازه زمانی 17 تا 31 تیرماه، ده‌ها هدف راهبردی ارتش امریکا در منطقه مورد اصابت قرار گرفته است. این فهرست، شامل سامانه‌های پدافندی پاتریوت، جنگنده‌های نسل چهارم، هواپیماهای سوخت ‌رسان، مراکز فرماندهی و شبکه گسترده راداری است که هر یک، ارقام نجومی در بودجه پنتاگون دارند.

گران ‌ترین بخش این خسارت به سامانه‌های دفاع موشکی پاتریوت اختصاص دارد. هر آتشبار کامل این سامانه که شامل رادار، مرکز کنترل آتش و پرتابگرهاست، بر اساس قرارداد های فروش خارجی امریکا  (FMS)، حدود 1.2 میلیارد دالر ارزش دارد. انهدام چهار مجتمع پدافندی و شش رادار اصلی این سامانه، به ‌تنهایی خسارتی بالغ بر 5.3 میلیارد دلار را رقم زده است.

در حوزه هوایی، انهدام دو فروند  F-15، یک فروند P-8 Poseidon و هشت فروند هواپیمای سوخت‌رسان  KC-46، در کنار 17 فروند پهپاد  MQ-9 Reaper، ارزشی حدود 2.8 میلیارد دالر به خود اختصاص داده است. همچنین انهدام هفت مرکز فرماندهی و کنترل پیشرفته با هزینه 200 میلیون دالری هر کدام، نشان از هدف ‌گیری راهبردیِ قلب عملیات نظامی دارد. در نهایت، تخریب شبکه راداری (با ارزش 3 میلیارد دالر) و انبارهای مهمات و زاغه ‌های موشکی (با ارزش 4 میلیارد دالر)، تصویری کامل از یک عملیات فراگیر و حساب ‌شده را ترسیم می‌کند. مجموع این خسارت‌ های اسمی، بدون احتساب هزینه ‌های انتقال تجهیزات جدید و آموزش مجدد نیروها (که 20 تا 50 درصد به هزینه می‌افزاید)، به مرز 20 میلیارد دالر می‌رسد.

بلوف‌های ترامپ در برابر واقعیت‌های جنگ

دونالد ترامپ، رئیس ‌جمهور امریکا، که پیش ‌تر خود را تاجرِ معامله‌ گری می‌دانست که «بلوف نمی‌زند» ، در جریان جنگ با ایران، کارنامه‌ای پر از وعده‌های پوچ و ضرب‌الاجل‌های توخالی از خود به جا گذاشت. تحلیل شبکه CNN نشان می‌دهد که ترامپ در حداقل شش نوبت، ضرب‌الاجل‌های سنگین تعیین کرد و هر بار، بدون آنکه ایران اسلامی کوچک‌ ترین امتیازی در عمل داده باشد، عقب ‌نشست و مهلت را تمدید کرد.

ترامپ که در روزهای ابتدایی جنگ، تهدید به «نابودی کامل زیرساخت‌ های ایران» کرده بود، با طولانی ‌شدن جنگ و افزایش تلفات، ناگهان مدعی شد که ایرانی‌ها «آدم‌های عاقلی» هستند. این رفتار متناقض که در فضای مجازی با توئیت‌های پرشمار و ادعاهای روزانه مبنی بر «پیروزی‌های بزرگ» همراه بود، نه تنها اعتبار نداشتهء واشنگتن را در نزد متحدانش خدشه ‌دار کرد، بلکه به تهران این پیام را داد که اراده ایالات متحده برای جنگیدن در عمق، چندان راسخ نیست. گزارش‌های مالی نیز نشان می‌دهد که هزینه عملیات «اپیک فیوری» به‌سرعت از بودجه‌های پیش‌بینی‌ شده عبور کرد و پنتاگون را با کسری مهمات راهبردی مواجه ساخت.

برتری نظامی و اخلاقی ایران؛ تمایز آشکار در میدان جنگ

در تقابل میان ایران و امریکا-اسرائیل، دو وجه تمایز برجسته شد: یکی در عرصه نظامی و دیگری در عرصه اخلاقی-حقوقی.

از منظر نظامی، ایران نشان داد که توانایی «ضربه اول» و «ضربه متقابل» را با دقتی بالا دارد. انهدام مراکز فرماندهی و سامانه‌های پدافندی، که عموماً در اعماق پایگاه‌های نظامی مستقر هستند، مؤید قدرت موشکی و پهپادی پیشرفته ایران است. این حملات که تا 28 پایگاه امریکا در هشت کشور منطقه را تحت تأثیر قرار داد ، معادله «امنیت پایگاه‌های امریکایی» را در خلیج فارس برای همیشه تغییر داد. تحلیلگران بروکینگز معتقدند این جنگ به کشورهای حوزه خلیج فارس ثابت کرد که تکیه بر سپر دفاعی امریکا، دیگر راهکار مطمئنی نیست.

اما مهم‌تر از قدرت نظامی، تفاوت آشکار در رعایت اصول حقوق بشردوستانه است. ایران در این درگیری، صرفاً به هدف‌ گیری پایگاه‌ های نظامی و تأسیسات استراتژیک دشمن پرداخت. این در حالی است که گزارش‌های سازمان ملل و تحقیقات نیویورک تایمز، حکایت از جنایت‌های آشکار علیه بشریت توسط امریکا و اسرائیل دارد. فاجعه وحشتناک بمباران مکتب ابتدایی «شجره طیبه» در میناب که منجر به شهادت 168 کودک بی‌گناه و چندین معلم شد، تنها نمونه‌ای از نقض فاحش قوانین بین‌المللی است. حمله به شفاخانه‌ ها، مراکز انتقال خون و منازل مسکونی، که کارشناسان حقوقی آن را مصداق «جنایت جنگی» می‌دانند ، سیمای تاریک طرف مقابل را در برابر دیدگان افکار عمومی جهان آشکار ساخت. ایران با پایبندی به اصول اخلاق جنگی، نه تنها برتری اخلاقی خود را اثبات کرد، بلکه مشروعیت دفاع از خود را در قامت یک قدرت مسؤول منطقه تثبیت نمود.

جنگ اخیر، واقعیت‌های پنهان منطقه را آشکار ساخت؛ ایران نشان داد که دیگر یک تهدید بالقوه نیست، بلکه یک قدرت بازدارنده بالفعل است که توانایی «دست برتر» در تنش زایی و تنش ‌زدایی دارد. این موضوع برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که به‌وضوح مخالف این جنگ بودند، روشن شد.  حملات به زیرساخت‌های نفتی و بسته شدن تنگه هرمز، ضربات سنگین اقتصادی بر کشورهایی مانند امارات متحده عربی وارد کرد و درآمدهای نفتی این کشور را 1.5 میلیارد دالر کاهش داد.

ایالات متحده که زمانی مدعی نظم منطقه‌ای بود، در این جنگ به یک بازیگر غیرقابل‌ اعتماد تبدیل شد. متحدان امریکا، از عربستان تا امارات، دریافتند که واشنگتن نه تنها نمی‌تواند از آن‌ها محافظت کند، بلکه با اقدامات نسنجیده خود، آن‌ها را در معرض خطر حملات مستقیم قرار می‌دهد. این ناامیدی، باعث شده است تا کشورهای منطقه به ‌سرعت به دنبال متنوع‌ سازی شرکای دفاعی خود و کاهش وابستگی به امریکا برآیند.

اگر نگاهی کلان به این درگیری بیندازیم، درمی‌یابیم که راز ماندگاری و قدرت ایران در رهبری حکیمانه و وطندوستانه‌ای است که توانست کشور را در اوج بحران‌ها، نه تنها حفظ کند، بلکه به اهرم بازدارندگی در منطقه تبدیل نماید. رهبران صادق، متدین و آینده ‌نگر، سرمایه‌های گران ‌بهای هر ملتی هستند.

این جنگ به روشنی اثبات کرد که ملت‌های منطقه در امان نخواهند بود مگر اینکه دارای دولت ملی قدرتمندی باشند که بتوانند از کیان و منابع خود بدون نیاز به قدرت‌های فرامنطقه‌ای دفاع کنند. ای کاش همه کشورهای اسلامی چنین رهبرانی داشتند تا سیاست «چشم ‌طمع» بیگانگان در منطقه از میان برداشته می‌شد و هر مسلمانی در هر کشوری، احساس عزت و بی‌نیازی از بیگانه می‌کرد. عبرت امروز برای ملت‌های منطقه این است که امنیت و قدرت، از بیرون خریدنی نیست، بلکه در درون جامعه و با وحدت کلمه و رهبری خردمندانه شکل می‌گیرد.

قضیه جنگ اخیر، بیش از آنکه یک رویارویی موشکی باشد، تقابل «منطقِ قدرت» با «قدرتِ منطق» و «اراده میدان» با «بلوف رسانه‌ای» بود.

ترامپ و تیم او، که روزی با توئیت‌های قرمز و وعده‌های «جهنم» سعی در مرعبه ‌سازی داشتند، در برابر اراده آهنین و قدرت موشکی ایران، به عقب ‌نشینی‌های پی در پی محکوم شدند. رسانه‌های امریکایی نیز اعتراف کردند که سیاست «ضرب‌الاجل‌های پیاپی» نه تنها به بازدارندگی کمک نکرد، بلکه خسارت‌ های جبران ‌ناپذیری به اعتبار و توان رزمی واشنگتن وارد ساخت.

از مهم‌ترین دستاوردهای این تقابل، شکل‌گیری یک نظم امنیتی جدید در منطقه است که در آن ایران به عنوان یک قدرت برتر منطق‌های، خط قرمزهای جدیدی تعیین کرده است. کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی رژیم صهیونیستی نیز به این نتیجه رسیدند که هزینه رویارویی با ایران، از هزینه‌های مماشات و همزیستی بسیار بالاتر است. اسرائیل و متحدان عرب آن که زمانی به دنبال انزوای تهران بودند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به دنبال مدیریت تنش‌ها و عقب ‌نشینی تاکتیکی هستند.

در نهایت، آینده منطقه به این درک بستگی دارد که امنیت، یک کالای وارداتی نیست و ملت‌ها صرفاً با تکیه بر رهبری‌های حکیم، وحدت داخلی و بازدارندگی قوی، می‌توانند عزت و استقلال خود را حفظ کنند. این جنگ، نشان داد که بر خلاف ادعاهای توئیتری، نبرد میدان، سخنِ نهایی است و سکوتِ سنگین پنتاگون در برابر این خسارت‌ها، فصلی نو در تاریخ معادلات نظامی-سیاسی غرب آسیا گشوده است؛ فصلی که در آن، ایرانِ قدرتمند، شطرنجِ جدیدی در منطقه طراحی کرده است که دیگر، مهره‌های آن در دست واشنگتن حرکت نمی‌کنند.

نویسنده: م. کهریزنوی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x