سخنگوی طالبان، ذبیح الله مجاهد، در واکنش به نگرانی های بین المللی در نشست وزرای امور زنان سازمان همکاری اسلامی، مدعی تأمین حقوق زنان در افغانستان بر اساس شریعت شده است. این ادعا در حالی مطرح میشود که سیاست های این گروه، از بستن مکاتب و دانشگاه ها بر روی دخترانو زنان تا ممنوعیت اشتغال زنان بیوه و نان آور خانه، نه تنها با آموزه های روشن قرآن و سنت نبوی در تضاد آشکار است، بلکه مصداق بارز تحریف دین و نابود کردن بنیان های اخلاقی و انسانی جامعه محسوب میشود.
گزارش ها از اسلام آباد حکایت از آن دارد که نهمین نشست وزرای امور زنان کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، بار دیگر نگاه نگران جهان اسلام را به وضعیت اسفبار زنان در افغانستان معطوف کرده است. در پایان این نشست، وزیران با صدور بیانیه ای مشترک، نسبت به ادامه محدودیت هایی بر آموزش و اشتغال زنان و دختران ابراز نگرانی کرده و آن را با ارزش های اسلامی مبتنی بر حفظ کرامت و حقوق زنان مغایر دانستند. در واکنش، ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، در اظهاراتی دفاعی، بار دیگر بر این باور غلط پافشاری کرد که حقوق زنان در این کشور در چارچوب شریعت تأمین شده و هیچکس نباید نگران باشد. این ادعا، اما آنچنان با واقعیت های تلخ میدانی فاصله دارد که به جرأت میتوان آن را یکی از بزرگترین تناقض های سیاسی-دینی عصر حاضر نامید. چگونه حکومتی که دختران را بیش از شش کلاس حق تحصیل نمی دهد، زنان را از کار منع میکند و آنان را در خانه های شان زندانی ساخته، میتواند مدعی اجرای شریعت اسلام باشد که خود، بنیانگذار نهضت علم آموزی و کرامت انسانی برای زنان بود؟
وزرای کشورهای اسلامی در اسلام آباد، صراحتاً اعلام کرده اند که محدودیت های وضع شده علیه زنان و دختران افغانستان با “ارزش های اسلامی” که بر “حفظ کرامت، حقوق و پیشرفت زنان” تأکید دارند، در تضاد کامل است. این اجماع، اجماع مهمی از سوی کشورهای مسلمان است که نشان میدهد تفسیر طالبان از اسلام، تفسیری انحرافی و نادرست است. اما طالبان به جای پذیرش این نقد، با رد آن، سازمان همکاری اسلامی را نیز نادیده گرفته و بر تفسیر انحرافی خود اصرار می ورزند. این رویکرد، انزوای هرچه بیشتر این گروه را در میان جامعه جهانی و حتی جهان اسلام به همراه خواهد داشت.
مهمترین و هولناک ترین جنایت طالبان، بستن دروازه های علم بر روی نیمی از پیکره جامعه است. آنان با افتخار اعلام می کنند که به زنان اجازه تحصیل تا کلاس ششم را میدهند، اما در جامعه ای که با شش کلاس ابتدایی، آنهم با آن کیفیت آموزشی، حتی نمیتوان درست نامه ای خواند یا نوشت، این ادعا نه تنها بیهوده، بلکه توهینی آشکار به شعور انسانی است. آنان دختران را در محرابی از جهل و نادانی زندانی کرده اند تا جامعه را به انحطاط بکشانند.
در هیچ جای قرآن و سنت، نهی از علم آموزی وجود ندارد. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «طلب علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.».، خداوند در سوره علق، نخستین آیات وحی را با امر به «خواندن» و «آموزش» آغاز میکند: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ… الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»(سوره علق، آیات 1 تا 4)، این آیات، انسان را به تعالی از طریق دانش دعوت میکند و تفکیک جنسیتی در این مسیر وجود ندارد. طالبان با بستن دانشگاه ها و لیسه ها، نه تنها با صریح ترین آموزه های دینی مخالفت ورزیده اند، بلکه شالودهء آینده یک تمدن اسلامی را ویران ساخته اند. سازمان یونیسف نیز هشدار داده است که ادامه این محدودیت ها به کاهش نیم درصدی تولید ناخالص داخلی و محرومیت یک میلیون دختر از تحصیل منجر شده است و این یعنی شکست قطعی یک کشور.
طالبان نه تنها دختران را از مکتب و دانشگاه بیرون کرده اند، بلکه زنان، به ویژه زنان بیوه و سرپرست خانوار را که شوهرانشان را در جنگ ها و انتحاری های تروریست ها در داخل شهر ها از دست داده اند، از حق مسلم کار و معاش محروم ساخته اند. این اقدام نه تنها ظلمی آشکار، بلکه ستمی چندلایه است که خانواده های بسیاری را به ورطه فقر و گرسنگی می کشاند.
از منظر حقوق بشر، حق کار و انتخاب شغل را برای همگان به رسمیت می شناسد و منع زنان از اشتغال، مصداق بارز تبعیض جنسیتی است. اما از منظر دین مبین اسلام، این اقدام طالبان، خیانتی بزرگ به روح شریعت است. حضرت زهرا (س) به عنوان الگوی زنان، به عنوان مدیر داخلی خانه و همکاری با همسر در امور معیشت شناخته میشوند. تاریخ اسلام سرشار از زنانی است که در عرصه های اقتصادی و حتی سیاسی فعالیت داشتند. حضرت خدیجه (س)، بانویی تاجر و کارآفرین بود و پیامبر (ص) با سرمایه ایشان به تجارت می پرداخت.
طالبان با ممنوعیت کار زنان، قانون صریح الهی را نقض کرده و آنان را به گدایی و تحقیر کشانده اند.
ذبیح الله مجاهد میگوید: «حقوق زنان در چارچوب شریعت تأمین شده است». پرسش این است: این “چارچوب شریعت” که شما می گویید، چیست؟ مگر شریعت اسلامی به زن حق انتخاب، حق اظهار نظر، حق تحصیل، حق کار، حق آزادی رفت وآمد و حق بهره مندی از حیثیت انسانی را نداده است؟ چگونه است که شما دین را محدود به پوشش اجباری مورد سلیقه خود تان و حبس خانگی می کنید و از آن به عنوان “شریعت” یاد می کنید؟
طالبان، با وضع بیش از 50 فرمان محدود کننده علیه زنان، درست در مسیر مخالف آنچه اسلام خواسته حرکت می کنند. دین مقدس اسلام با فرستادن پیامبرش، زنان را از ظلمت جاهلیت نجات داد و به آنها کرامت بخشید.
اما طالبان به راحتی حیثیت هزاران زن تحصیل کرده و شاغل را لگ دمال کرده و آنان را به خانه ها تبعید میکنند. این نه “تأمین حقوق”، که مصداق بارز “تحریف دین” و “ظلم به مظلوم ترین قشر” جامعه است. طالبان حتی پزشکان زن را از ادامه تخصص منع کرده و شبکه بهداشت و درمان کشور را با بحران مواجه ساخته اند که خود جنایتی علیه بشریت و نسل آینده است.
آنچه طالبان در افغانستان رقم زده، نه “حکومت اسلامی” که “حکومت جهل و زور” است. آنان با تمسک به نام شریعت، بزرگترین جنایت را علیه اسلام، قرآن و انسانیت مرتکب میشوند. در حالی که زنان و دختران کشور از حق مسلم خود برای نفس کشیدن در فضای آزاد و شرافتمندانه محروم شده اند، سخنگویان این گروه با الفاظی به ظاهر فقهی، سعی در فریب وجدان های بیدار دارند.
اما حقیقت آن است که این سیاست ها هیچ نسبتی با اسلام رحمانی و کرامت بخش ندارد. این سیاست ها، زاییده ذهنیت قبیله ای و مردسالارانه ای است که با “دین” و “تعقل” سرسازش ندارد. تا وقتی که در گوشه ای از جهان اسلام، دختری نتواند به مکتب برود و زنی نتواند در تأمین معاش خانواده اش سهیم باشد، نمیتوان از “تمدن اسلامی” سخن گفت. جامعه جهانی و به ویژه دانشمندان و عالمان دینی، باید با قاطعیت بیشتری این جنایت را محکوم کنند و اجازه ندهند که نام اسلام با این اعمال غیرانسانی آلوده شود. سرنوشت افغانستان در گرو پذیرش این حقیقت است که زن، نیمی از پیکره جامعه است و نمیتوان آن را برای همیشه در محاق جهل و محرومیت زندانی کرد. تاریخ، قضاوت نهایی را درباره این فرصت سوزی بزرگ به جا خواهد گذاشت و طالبان را به عنوان گروهی که با دین، بازی تاریک و خطرناکی کرد، خواهد شناخت.



