دریافتهای میدانی از ولایات بدخشان و پنجشیر، تصویری نگرانکننده از عمق ناامنی و گسست میان حکومت طالبان و بومیان مناطق کوهستانی افغانستان ترسیم میکند. اعزام نیروهای اضافی از فیضآباد، بهارک و اشکاشم به ولسوالی جرم در بدخشان و حضور مستقیم جمالالدین حقجو، معاون والی طالبان در این منطقه، نشاندهنده تشدید تنشها و ناتوانی ساختارهای امنیتی فعلی در کنترل اوضاع است.
مستقر شدن دهها مخالف مسلح در ارتفاعات و پیوستن روزافزون ناراضیان به این گروه، ریشه در سیاستهای نادرست طالبان دارد؛ از جمله حذف نیروهای محلی از بدنه قدرت، بهرهبرداری بدون ضابطه از معادن، نابودی کشتزارهای تریاک بدون ارائه جایگزین معیشتی، و آنچه مردم آن را رفتارهای تحقیرآمیز میدانند.
وضعیت در ولایت پنجشیر نیز از این قاعده مستثنا نیست. گزارشها از درگیریهای خونین در ولسوالی پریان و منطقه «سمهر دره» حاکی از آن است که عملیاتهای چندجانبه طالبان با مقاومت شدید مواجه شده و نیروهای این گروه پس از متحمل شدن تلفات، ناچار به عقبنشینی شدهاند. بسیج بیش از ۳۰۰ جنگجو از ۶۰ پست نظامی برای سرکوب این مقاومت، گواه آن است که طالبان با یک بحران امنیتی پیچیده و چندوجهی روبرو هستند.
این ناآرامیها تنها یک چالش امنیتی نیستند، بلکه نشانههای واضحی از تبدیل شدن نارضایتیهای مردمی به یک «بمب ساعتی» قابل انفجار هستند. نادیده گرفتن خواستههای مشروع مردم و حذف آنها از شئون اجتماعی و سیاسی، موجی از خشم فروخورده را ایجاد کرده است.
به نظر میرسد طالبان تاکنون از این هشدارهای جدی غافل بوده و با واکنش منفی یا سرکوب نیروی نظامی به جای گفتگو و اصلاحات ساختاری، فاصله میان خود و جامعه را عمیقتر کردهاند. اگر این روند با تغییر رویکرد و توجه به مطالبات معیشتی و سیاسی مردم همراه نشود، احتمال گسترش ناآرامیها به سایر مناطق و تبدیل شدن اعتراضات پراکنده به یک جنبش سازمانیافته و سراسری، سناریویی محتمل و خطرناک برای آینده افغانستان خواهد بود.




