بشریت به بردگی نرفت!

 در بحبوحۀ حملات بی‌رحمانه و بمباران‌های شرورانه‌ی امریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در اوایل جنگ چهل روزه، یک کاربر غربی دنیای مجازی در شبکه‌های اجتماعی چنین نوشت:«اگر ایران در این جنگ شکست بخورد، بشریت به بردگی خواهد رفت». این سخن کم و محکم، به اندازۀ یک کتاب قطور، مطلب و محتوا را در خود جای داده است. خوشبختانه با پایمردی جانانۀ نیروهای مسلح و رهبران شجاع جمهوری اسلامی، ملت و دولت ایران از این آزمون تاریخی، سربلند بیرون آمدند و آخرین مشعل امید و رهایی بشریت خاموش نگردید.
بشریت به بردگی نرفت!

نویسنده: دکتر نجفی

 در بحبوحۀ حملات بی‌رحمانه و بمباران‌های شرورانه‌ی امریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در اوایل جنگ چهل روزه، یک کاربر غربی دنیای مجازی در شبکه‌های اجتماعی چنین نوشت:

«اگر ایران در این جنگ شکست بخورد، بشریت به بردگی خواهد رفت». این سخن کم و محکم، به اندازۀ یک کتاب قطور، مطلب و محتوا را در خود جای داده است. خوشبختانه با پایمردی جانانۀ نیروهای مسلح و رهبران شجاع جمهوری اسلامی، ملت و دولت ایران از این آزمون تاریخی، سربلند بیرون آمدند و آخرین مشعل امید و رهایی بشریت خاموش نگردید.

سخن و پیام آن کاربر اروپایی شبکه‌های اجتماعی، بی‌نهایت دقیق و عمیق و ناشی از درک و تحلیل درست بود. جمهوری اسلامی تنها پرچم برافراشته و دژ تسخیرناپذیر آزادگان جهان در برابر هیمنه و هژمونی استکبار غرب به سرکردگی امریکا به شمار می‌رود و اگر این دژ و کانون مقاومت فرو می‌ریخت، آخرین پرچم عزت و آزادگی بشریت به زمین می‌افتاد و سیطرۀ امریکا بر سیارۀ خاکی ما تکمیل و تحمیل می‌گردید و بشریت به بردگی می‌رفت.

اگر ایران در برابر آن تهاجم همه‌جانبه و غافلگیرانه، قد خم می‌کرد و مانند ونزوئیلا به سرعت و سهولت، تحت استیلای امپراتوری قدرت و ثروت (امریکا) قرار می‌گرفت؛ بدون تردید امپراتوری کشورگشا و جهانگشای امریکا، جهانی و عالم‌گیر می‌شد و این هیولای جهانخوار، بشریت را برای همیشه به بردگی می‌گرفت.

پس از آن رویداد فرضی، امپراتوری بی‌رقیبِ ایالات متحده، متشکل از 52 ایالت داخلی و بیش از 180 ایالتِ نیمه‌خودمختار خارجی، پا به عرصۀ وجود می‌گذاشت که چین، روسیه، کانادا، برزیل، هند، استرالیا و اتحادیۀ اروپا، بزرگ‌ترین ایالت‌های برون‌مرزی آن را تشکیل می‌دادند. سازمان ملل و تمام نهادهای تابعۀ آن، جایگاه وزارت خارجه یا وزارت مستعمرات آن امپراتوری را احراز می‌کرد. به معنای دقیق کلمه، کرۀ خاکی ما به «دهکدۀ» تبدیل می‌شد که کدخدای آن دهکده، مستأجر کاخ سفید و رئیس جمهور امریکا بود.

در صورت شکست جمهوری اسلامی در این جنگ و فروپاشی کشور ایران، آیا کشورهایی مانند چین، روسیه، کوبا، نیکاراگوئه یا سایر کشورهای ضد امپریالیستی، قادر به برافراشتن پرچم مقاومت و درفش آزادی‌خواهی در برابر استیلاجویی و زیاده‌خواهی غول وحشی امریکا خواهند بود؟ بی‌تردید پاسخ این پرسش منفی است.

جمهوری خلق چین هر چند دومین اقتصاد بزرگ دنیا را در اختیار دارد و فعلاً به یک قطب و وزنه‌ی اقتصادی در جهان تبدیل شده است؛ اما این کشور عملاً به عنوان یک تاجر و سودجوی بین المللی رفتار می‌کند که «توسعۀ اقتصادی» و رقابت تجاری و تسخیر بازارهای دنیا، اولویت نخست آن به شمار می‌رود. چین به دنبال تعامل، تجارت و داد و ستد بیشتر با امریکا و غرب است؛ نه به دنبال ایستادگی و رویارویی در برابر هژمونی سیاسی ـ نظامی آن کشور. چنین آنچنان سرگرم تجارت و تعامل با امریکاست که طی هشتاد سال گذشته حتی نتوانست بخشی از خاک و سرزمین خود (جزیرۀ تایوان یا چین تایپه) را از سیطرۀ امریکا خارج سازد. کشوری که خاک اشغال شدۀ خود را نمی‌تواند از سیطرۀ امریکا آزاد کند، چگونه می‌تواند منادی و پرچمدار آزادی و استقلال بشریت در مقابل استیلاجویی امریکا در سطح جهان باشد!

فدراسیون روسیه هم علی‌رغم رؤیای ابرقدرتی و ادعای جانشینی اتحاد شوروی در سطح جهانی، آنچنان در جنگ با همسایۀ کوچک خود (اوکراین) مستأصل و گرفتار شده است و از تحریم‌های اقتصادی گسترده رنج می‌برد که نه انگیزۀ و پتانسیل ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی امریکا و غرب را دارد و نه قدرت و توان نظامی و اقتصادی آن را.

با حذف این دو قدرت نظامی و اقتصادی (روسیه و چین) از سایر کشورهای خُرد و ریز مانند کوبا و نیکاراگوئه و بلاروس و … نیز انتظار ایستادگی در برابر استیلاجویی امریکا، وجود نخواهد داشت.

بر پایه‌ی آنچه به اختصار مورد اشاره قرار گرفت، ایستادگی و پایمردی دولت و ملت ایران، انسان و جهان را از بردگی و استعمار نوین، نجات بخشید.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x