نویسنده: م. کهریزنوی
اظهارات فریدالله محمدی، مدیرمسوول طلوع نیوز در کابل، مبنی بر وجود «آزادی رسانهای کم سابقه در منطقه» در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، نه تنها با واقعیات میدانی در تناقض آشکار است، بلکه تلاشی نا امیدانه برای سفید نمایی رژیمی است که تمام شاخصهای جهانی آزادی بیان را نقض کرده است.
وقتی فریدالله محمدی در ارگ ریاست جمهوری کابل و در کنار مقامات ارشد طالبان از «آزادی نسبی» سخن میگوید، گویی در اتاقی دربسته از آب و هوای بهاری میگوید، در حالی که بیرون از آن دیوارها، طوفان خفقان جان هزاران خبرنگار و شهروند را آزرده است. آقای محمدی به خوبی میداند که وضعیت امروز افغانستان نه تنها در قیاس با همسایگان، بلکه در قیاس با دوران حکومت جمهوریت نیز سقوطی فاجعه بار داشته است. او به جای آنکه آینه دار مشکلات صنفی خود باشد، به روایتگری خوشایند قدرت تبدیل شده است.
ادعای «آزادی رسانهای» در حالی مطرح میشود که طالبان در طول پنج سال حاکمیت خود، بارها و بارها رسانهها را هدف قرار دادهاند. تنها چند روز قبل از اظهارات آقای محمدی، نیروهای استخبارات طالبان به دفتر شبکه خصوصی «راه فردا» در کابل یورش بردند، تجهیزات آن را مصادره و پخش آن را متوقف کردند. این یک نمونه منفرد نیست؛ بلکه الگویی تکراری از سرکوب سیستماتیک است.
اما شاید مهم ترین سندی که چهره واقعی طالبان را در قبال رسانهها آشکار میسازد، اظهارات آشکار آنها در جریان پیشروی به سوی کابل است. در روزهای منتهی به سقوط کابل (اسد/مرداد ۱۴۰۰)، هنگامی که طالبان هنوز قدرت را در پایتخت در دست نداشتند و دولت جمهوریت هنوز در حال دفاع از شهرها بود، طالبان با صراحت اعلام کردند که تلویزیونهای طلوع و 1TV را به دلیل پخش گزارشهایی درباره حقوق بشر، «هدف نظامی» میدانند. یعنی در آن مقطع حساس تاریخی – پیش از آنکه حتی بر کابل مسلط شوند طالبان رسانهها را نه به عنوان نهادهای مدنی، بلکه به مثابه اهداف جنگی تلقی میکردند.
در حقیقت، زمانی که این اظهارات مطرح شد، طالبان هنوز به کابل وارد نشده بودند و جنگ برای تصرف شهرها در جریان بود. اما همین اظهارات نشان میداد که آنها از همان زمان، عزم خود را برای حذف هر صدای منتقدی جزم کردهاند. تاریخ دقیق این اظهارات (اوت 2021) مصادف است با آخرین روزهای حکومت جمهوریت و پیش از ورود طالبان به کابل در ۱۵ اوت 2021. این بدان معناست که حتی پیش از آنکه طالبان به صورت رسمی حاکم شوند، رسانهها و خبرنگاران را هدف تهدید مرگ قرار داده بودند.
پس از تسلط کامل بر کابل و سقوط دولت جمهوریت، طالبان ادعاهایی مبنی بر احترام به آزادی بیان مطرح کردند. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در نخستین کنفرانس مطبوعاتی پس از تصرف کابل (اواخر اوت 2021) گفت: «ما به آزادی رسانه متعهدیم» و «خبرنگاران میتوانند از کارهای ما انتقاد کنند تا ما را اصلاح کنند.» اما این وعدهها نیز مانند دیگر وعدههای آنها، بلافاصله پس از استقرار قدرت، نقض شد. بر اساس گزارش گزارشگران بدون مرز، از سال 2021 تا 2024، حداقل 141 خبرنگار در افغانستان بازداشت یا زندانی شدهاند و ده ها رسانه به اجبار تعطیل شدهاند.
حال سؤال این است: وقتی طالبان حتی پیش از به دست گرفتن قدرت، رسانهها را هدف نظامی اعلام میکنند، و پس از آن نیز با زندان، شکنجه و تهدید، هر صدای منتقدی را خاموش میسازند، این چه «آزادی کم سابقه» ای است که آقای محمدی از آن سخن میگوید؟ آیا میتوان آزادی را در کشوری یافت که صریحاً به خبرنگاران گفته میشود: «اگر درباره ما چیزی بنویسید، در ملأ عام به دار آویخته خواهید شد» ؟
فریدالله محمدی چگونه میتواند از آزادی بیان سخن بگوید در حالی که نیمی از جامعه (زنان) به طور سیستماتیک از عرصه آموزش و متعاقباً از عرصه رسانه حذف شدهاند؟ آمارها نشان میدهد از 8,400 کارمند رسانهای در سال 2021، اکنون تنها 5,100 نفر باقی ماندهاند و تعداد خبرنگاران زن از 1,700 به کمتر از 300 نفر سقوط کرده است. در ولایت هلمند، صدای زنان از تلویزیون و رادیو حذف شده است. در چنین فضایی، چگونه میتوان از «آزادی نسبی» دم زد؟ مگر آزادی بیان مختص مردان است؟
یکی از نقاط عطف نژادپرستی دینی طالبان، لغو به رسمیت شناختن فقه بر حق جعفری است. در حالی که حکومت جمهوریت این مذهب را به رسمیت شناخته بود، طالبان نه تنها آن را لغو کردند، بلکه وزارت تحصیلات عالی طالبان به طور رسمی تدریس فقه جعفری را در دانشگاهها و لیسه ها ممنوع اعلام کرد. اخیراً پس از اعتراضات گسترده در بامیان، طالبان مجبور به عقب نشینی تاکتیکی شدند، اما هنوز تکلیف کتب درسی و برنامه درسی این مذهب در هالهای از ابهام است. آیا به رسمیت نشناختن یک مذهب رسمی کشور، مصداق «آزادی بیان» است؟ این یعنی یک شهروند درجه دو تلقی شدن به دلیل تفاوت در مذهب.
در این پنج سال، دهها خبرنگار و شهروند به دلیل «نقد» قوانین طالبان در صفحات شخصی خود بازداشت شدهاند. بر اساس گزارش دیده بان حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، طالبان خبرنگاران را با اتهامات واهی بازداشت، شکنجه و گاهی در سلولهای مشترک با داعش زندانی میکنند تا به طور روانی آنها را درهم بشکنند . یکی از فعالان صنفی رسانهای، تأیید کرده که در ماههای اخیر صدها مورد نقض حقوق خبرنگاران شامل شکنجه و بازداشت خودسرانه ثبت شده است. این سرکوب ها، که هیچ خبرنگاری را از گزند آن مصون نمیگذارد، مصداق بارز «ترور شخصیت» و نفی آشکار حقوق بشر است.
در پس پرده ادعای «وحدت اسلامی»، طالبان ساختاری کاملاً مبتنی بر قوم گرایی ساختهاند. از 34 والی افغانستان، همگی پشتون هستند. تمام وزارتخانههای کلیدی مانند دفاع، داخله، اقتصاد و معارف در انحصار افراد قبیلهای «کندهار و پکتیا» است. حتی در سطح فرماندهان نظامی، شاهد تحقیر فرماندهان تاجیک و ازبیک هستیم. به عنوان مثال، قاری فصیحالدین (فرمانده ارشد غیرپشتون) مجبور است در سفرهایش از اسب استفاده کند، در حالی که فرماندهان پشتون حتی برای سفرهای کوتاه با هلیکوپتر رفت و آمد میکنند.
این تبعیض آشکار، نقض صریح آیه «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» (حجرات: ۱۳).
یعنی: ای مردم! ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را به صورت ملتها و قبیلهها (و گروههای مختلف) درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید. بیگمان گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست. همانا خداوند دانا و آگاه است!
حکومت طالبان با سکوت در برابر حبس خبرنگاران، مخالف صریح حدیث نبوی است که میفرماید: «مسلم واقعی کسی است که دیگر مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.» بازداشت کسی به جرم نوشتن یک نقد، ظلم آشکار است و پیامبر (ص) فرمودند: «ظلم، تاریکیهایی در روز قیامت است).»
و همینطور طبق ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر، «هر کس حق دارد بدون دخالت، صاحب عقیده باشد و حق دارد به دنبال اطلاعات و اخبار باشد و آنها را منتشر کند». طالبان با اعلام رسانهها به عنوان «هدف نظامی» و تصویب قوانین «امر به معروف» که صدای زنان را ممنوع اعلام میکند ، به طور سیستماتیک این ماده را نقض میکنند. گزارشگران بدون مرز، افغانستان را از رتبه 122 به 178 از 180 کشور سقوط داده است. این آمار، شرم آورترین وضعیت ممکن است و سخن از «کم سابقه بودن» آن، توهین به شعور جامعه افغانستان و جامعه جهانی است.
از فریدالله محمدی میپرسم: آیا بسته شدن شبکه «راه فردا» توسط استخبارات طالبان در هفته جاری، جزئی از همان «آزادی کم سابقه» بود؟ تا کی میخواهید تریبون رسانهای خود را تبدیل به بلندگوی توجیه ظلم کنید؟ آن «آزادی» کجاست که زن در غزنی جرأت خواندن قرآن با صدای بلند را ندارد و مردی در مزارشریف به جرم شنیدن موسیقی سنتی شلاق میخورد؟ آن «آزادی» کجاست که یک متن ساده فقه جعفری جرم محسوب میشود، اما خشونت علیه هزارهها در دایکندی نادیده گرفته میشود؟
فریدالله محمدی یا دچار توهم است و یا به عمد در حال جعل واقعیت است. وضعیت امروز افغانستان، نه «آزادی نسبی» است و نه «کم سابقه» است. شرایط جاری در کشور تاریک ترین دوره تاریخ معاصر افغانستان از نظر شاخصهای آزادی بیان و حقوق اقلیتها را رقم زده است. نهادهای صنفی رسانهای و علما وظیفه دارند در برابر این دروغ پردازی بایستند. هر وجدان بیدار جامعه، این اظهارات را به شدت محکوم کرده و از سازمانهای بینالمللی و علما باید سکوت خود را بشکنند. آزادی بیان، چه از منظر قرآن و چه از منظر میثاقهای بینالمللی، خط قرمز بشریت است و هیچ حاکمی حق لگد مال کردن آن را ندارد.




