نویسنده: دکتر نجفی
مطالعۀ تاریخ و سرگذشتِ اکتشافات، اختراعات و نوآوریهای بشر نشان میدهد که این موجود پیچیده پراستعداد، بیشترین اختراعات و ابداعات را در جریان جنگها، فشارها و تنگناها (مخصوصاً دو جنگ جهانی اول و دوم) داشته است. ساختار ذهنی ـ مغزی و مکانیزم وجودی ـ فیزیکی بشر به گونهای آفریده و ساماندهی شده است که هنگام مواجه شدن با سختیها، تنگناها و خطرها، استعدادها و ظرفیتهای پایان ناپذیر ذهنی و فیزیکی او خود به خود، پویا و شکوفا میشود و بشر در جهت بقای حیات خود و دفاع از موجودیت و کیان خود، راههای نا رفته و ناشناخته را کشف میکند و دست به ابداعات و ابتکارات شگفت میزند.
ایرانیانِ با استعداد و خوش ذوق نیز انگاه که از سوی دو قدرت شرور و اهریمنی، مورد تهاجم و تجاوز همزمان قرار گرفتند و کیان و موجودیت خود را در خطر دیدند، استعدادها و قابلیتهای ذهنی و مغزی شان فعال گردید و مسیرهای نارفته و ابزارهای ناشناخته را کشف و شناسایی نمودند که در نهایت منجر به برتری و پیروزی آنان بر نیروهای اهریمنی کودک کش و کودک خوار گردید. در این یادداشت به تعدادی از آن کشفها و ابتکارات تازه در جریان جنگ چهل روزه اشاره میکنیم:
الف) کشفِ بمب اتمِ تنگهی هرمز:
تنگهی هرمز به عنوان یک آبراه استراتیژیک که بیست درصد از منابع انرژی جهان از آنجا عبور میکند، هزاران سال در سواحل ایران و عمان، وجود و جریان داشت؛ بدون اینکه کدام منفعت یا کارکرد مهم برای دو کشور مجاور داشته باشد. کشتیها و نفتکشها بدون کنترل و نظارت کشورهای ساحلی از این تنگه و گلوگاه عبور میکردند.
اما در جنگ چهل روزۀ اخیر، ایرانیان اهمیت راهبردی و کلیدی این تنگه را کشف نمودند و دانستند که با بستن تنگۀ هرمز میتوانند گلوی امریکا، اروپا، ممالک غربی و متحدان عبری ـ عربی آنها را بفشارند و اقتصاد جهان، قیمت کالاها و بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهند.
کشف اهمیت منحصر به فرد و پیروزیآفرینِ تنگۀ هرمز، مهمترین کشف ایرانیان در جریان جنگ چهل روزه بود. اینک ایران یک کارت بازی سرنوشتساز را هم در میدان کار و زار و هم در دهلیز مذاکرات در اختیار دارد و بر گزینههای میز ایران افزوده شده است. به گفتۀ تحلیلگران، سلاح اتمی ایران «تنگۀ هرمز» است؛ نه بمب و کلاهک اتمی.
ب) کشفِ «جهاد خیابانی» و بسیج همگانی:
هر چند جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام مردمسالار، همواره بر حضور مردم در صحنهها، تکیه و تأکید داشته است؛ اما «جهاد خیابانی» و پرچمداری تودههای مردم در میادین شهرها را در جنگ چهل روزۀ اخیر، کشف و رونمایی نمود. نظام سیاسی، نیروهای مسلح و مردم ایران در پیکار سرنوشتساز رمضان، متوجه قدرت و تأثیرگذاری شگرفِ حضور تودههای مردم در خیابانها و میادین شهرها شدند و عملاً دریافتند که نقش تودههای پرچم به دوش و شعار بر لب، در خلق امید و پیروزی، کمتر از نقش پهباد و موشک نیست.
پیکار نابرابر و مقاومت تاریخ ساز رمضان، مؤلفۀ جدیدی به نام «جهاد خیابانی» و حماسۀ حضور مردم در میادین شهرها را وارد معادلات قدرت نمود که توان بازدارندگی آن کمتر از سلاح اتمی نیست.
امریکا و اسرائیل بر اساس یک تقسیم کار و توزیع وظایف به ایران حمله کردند. بر پایهی این تقسیم کار، حملات گستردۀ نظامی و فشار بیرونی و جهانی، به عهدۀ امریکا، اسرائیل و متحدان غربی و عربی آنها گذاشته شده بود و آشوبهای داخلی، اغتشاشات خیابانی و تحرکات تجزیهطلبانه در مرزها، سهم و وظیفهی وطن فروشان داخلی گردیده بود. آنها مطمئن بودند که بر اثر این فشارها و هجمههای همزمان داخلی و خارجی، نظام جمهوری اسلامی سریعاً دچار فروپاشی و کشور ایران دستخوش تجزیه خواهد گردید.
اما در مقابل این توزیع وظایف، جمهوری اسلامی هم بر پایهی یک تقسیم کار، پیکار دفاعی در برابر متجاوزان اجنبی را به نیروهای مسلح سپرد و مقابله با توطئهها و تحرکات احتمالی وطنفروشان داخلی را به تودههای مردم واگذار کرد؛ تا با جهاد خیابانی و حضور حماسی خود، ستون پنجم دشمن را زمینگیر کنند.
البته ایرانیان، مؤلفهها و ابزارهای دیگری هم کشف کردند که در این یادداشت کوتاه جای ذکر آنها نیست.




