نویسنده:م.کهریزنوی
گذشت ده روز از آغاز جنگ تحمیلی امریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، در حالی که میز مذاکرات هنوز سرد نشده بود، فصل جدیدی از تاریخ منطقه را رقم زد. نقض آشکار قوانین بینالمللی توسط واشنگتن و تلآویو، با پاسخی کوبنده و بیسابقه تهران روبرو شد. موشک باران سنگین پایگاههای امریکایی و شخم زدن خاک فلسطین اشغالی توسط پهپادهای ایرانی، نشاندهنده دست برتر نظامی و استراتژیک ایران است.
مقدمه تاریخ ۲۰۲۶، شاهد یکی از پرهیاهوترین و در عین حال تعیینکننده ترین رویدادهای قرن بیست و یکم در غرب آسیا بود. در حالی که دیپلماتهای ایرانی و امریکایی دور میز مذاکره نشسته بودند، حمله ناگهانی و ناجوانمردانه ارتش امریکا و اسرائیل، توهم «کدخدایی جهان» را یکبار دیگر به نمایش گذاشت. اما این بار، محاسبات دشمن به شدت غلط از آب درآمد. جمهوری اسلامی ایران، با بهره گیری از توان بومی و استراتژی دفاعی هوشمند، نه تنها از پس این حمله برآمد، بلکه با ضربات مهلک خود، تمام پایگاههای امریکا در منطقه را هدف قرار داد و امنیت رژیم صهیونیستی را به چالش کشید. این رویداد، پیامی روشن به جهان دارد: دوران تک قطبی و زورگویی تمام شده و موازنه قدرت به نفع مقاومت تغییر یافته است.
منوچهر متکی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در تحلیلی عمیق از شرایط کنونی، معتقد است که آنچه امروز در منطقه میگذرد، یک درگیری نظامی ساده نیست، بلکه جنگی تمدنی و تاریخی برای حذف اسلام از عرصه حکمرانی جهانی است. وی با اشاره به نظریه «جنگ تمدنها» که توسط اندیشمندان غربی طراحی شد، توضیح میدهد که پس از فروپاشی کمونیسم، غرب نیاز به یک دشمن ساختگی داشت تا هژمونی لیبرال-دموکراسی خود را توجیه کند؛ دشمنی که نامش «اسلام» گذاشته شد.
ترور شهید آیتالله خامنهای، رهبر کاریزماتیک و دینی جمهوری اسلامی ایران، در اوج مذاکرات و در ادامه جنگ ۱۲ روزه، اوج بیاخلاقی و طراحیهای شوم صهیونیستها بود. هدف آنها تنها حذف یک فرد نبود، بلکه ضربه زدن به «مرجعیت دینی» و تقدس زدایی از اسلام بود. آنها تصور میکردند با حذف رهبری که نقشه راه مقاومت را ترسیم کرده بود، ایران را زمینگیر خواهند کرد. اما اشتباه محاسباتی آنها در عدم شناخت عمیق از ملت ایران و انقلاب اسلامی، منجر به فاجعهای برای خودشان شد.
واکنش جمهوری اسلامی ایران در این ده روز، فراتر از یک دفاع معمولی بود. موشکهای دوربرد و پهپادهای دقیق پرتاب ایران، نشان داد که امنیت اسرائیل دیگر یک افسانه نیست. تمام مراکز امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی هدف قرار گرفتند و پایگاههای امریکا در عراق، اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس، زیر آتش سنگین موشکی قرار گرفتند. همانطور که متکی تأکید میکند، «امروز هیچ جای سرزمین اشغالی برای ساکنان آن امنیت ندارد.» این قدرت بازدارندگی، نتیجه ۴۰ سال ایستادگی و تکیه بر توان داخلی است.
این تحولات پیامهای مهمی برای کشورهای منطقه دارد. امریکا که هزاران کیلومتر دورتر است، سالهاست با ایجاد پایگاههای نظامی در بحرین، قطر و کویت، عراق، اردن، عربستان امنیت منطقه را گروگان گرفته است. اما اکنون، جمهوری اسلامی ایران و متحدانش در منطقه (عراق، یمن و حزب الله) ثابت کردهاند که حضور امریکا دیگر تابآوری ندارد و باید از منطقه جمع شود.
نکته حائز اهمیت، نقش مردم ایران در این مقطع حساس است. با وجود شهادت رهبر کبیرشان و حملات دشمن، مردم ایران با حضور میلیونی در خیابانها، نشان دادند که شکست ناپذیرند. آنها همزمان با عزاداری، از رزمندگان خود حمایت میکنند. این روحیه، یادآور مقاومت تاریخی مردم افغانستان در برابر اشغالگران است که نشان داد هیچ قدرت بیگانهای نمیتواند اراده یک ملت باایمان را شکست دهد.
آنچه در ده روز گذشته رخ داد، آغاز پایان نظم تک قطبی و شکست قطعی استراتژی «فشار حداکثری» امریکا و اسرائیل بود. جمهوری اسلامی ایران با دست برتر نظامی و حمایت قاطع مردمی، ثابت کرد که ایستادگی در برابر ظلم، تنها راه پیروزی است. تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا آغاز شده و دیگر بازگشتی به گذشته وجود ندارد. همانطور که مقامات ایرانی بر آن تأکید دارند، این جنگ جنگ حیات و ممات است و پیروزی نهایی، قطعاً متعلق به کسانی خواهد بود که در راه حق و دفاع از مقدسات اسلامی میایستند. اکنون دشمنان باید درس بگیرند که مذاکره در سایه زور و تهدید معنا ندارد و تنها احترام به استقلال و حاکمیت ملتی است که راه پیروزی را هموار میکند.




