این نشست در ظاهر، تلاشی دوباره برای پرداختن به بحران عمیق افغانستان است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا اینبار، سخن از «عمل» خواهد بود یا تنها تکرار بینتیجهی نشستهای پیشین؟
منابع آگاه میگویند محورهای جلسه شامل بحران انسانی، تعامل با طالبان، مسائل حقوق بشری و امنیتی و نیز روابط پرتنش کابل و اسلامآباد خواهد بود.
این در حالی است که از سال ۲۰۲۰ تاکنون، بیش از ده نشست مشابه درباره افغانستان در شورای امنیت برگزار شده، اما نه در مسیر سیاسی گام موثری برداشته شده و نه در زمینهی بهبود وضعیت انسانی پیشرفت ملموسی رخ داده است.
ناظران سیاسی معتقدند، عدم وجود ارادهی جدی در میان اعضای شورا و نگاه سیاسیـابزاری آنان به افغانستان، باعث شده تا تصمیمات این نهاد عملاً در سطح توصیه باقی بماند.
نشست امشب شورای امنیت اما درحالی برگزار میشود که شعلههای بحران و خشونت میان افغانستان و پاکستان نیز همچنان زبانه میکشد و منطقه را در التهاب بیشتری فروبرده است.
کابل بارها خواهان فشار بر اسلامآباد بهخاطر تجاوزهای مرزی و مداخلات مستقیم نظامی شده است. پاکستان در پاسخ، امنیت شکنندهی خود را به خاک افغانستان نسبت میدهد؛ حال آنکه واقعیتها و اعترافات درونساختاری این کشور نشان میدهد بحران آن، محصول دههها سیاست غلط و پناهدادن به گروههای افراطی است.
ناگفته پیداست که تداوم چنین وضعیت، نه تنها ثبات منطقه را تهدید میکند، بلکه ناکامی شورای امنیت را در انجام مسؤولیت بنیادینش، یعنی حفظ صلح بینالمللی، آشکارتر میسازد.
در مقایسه با بحرانهای مشابه جهانی، افغانستان به مراتب بیش از دیگر موارد، قربانی بیتوجهی و سیاستهای دوگانهی قدرتهای جهانی بوده است. اگرچه پشت هر بیانیهی شورایی، واژههایی چون «نگرانی»، «حمایت» و «تعهد» تکرار میشود، اما در عمل، توازن میان گفتار و کردار در قبال افغانستان وجود ندارد.
با این حال، نشست پیشرو، میتواند آزمونی سرنوشتساز برای شورای امنیت باشد؛ آزمونی برای سنجش صداقت و کارایی این نهاد در برابر ملتی که از جنگ، فقر و بیثباتی خسته شده است.




