وزیر دفاع پاکستان اخیراً با انتقاد از طالبان گفته است این گروه از نام اسلام سوءاستفاده کرده و از زمان بهقدرترسیدنشان در افغانستان، حملات علیه پاکستان افزایش یافته است.
در مقابل، محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان تأکید کرده که اختلافات باید از مجرای گفتوگو و تفاهم حل شود، اما اسلامآباد به اصل دیپلماسی پایبند نیست. او هشدار داده است: «هر حمله پاکستان پاسخ داده خواهد شد؛ اگر کابل ناامن شود، اسلامآباد نیز ناامن خواهد شد.»
این مجادله تازه، ادامه تاریخی از روابط پرتنش دو کشور است؛ روابطی که همواره زیر سایه بیاعتمادی و رقابت امنیتی شکل گرفته است. پس از بازگشت طالبان به قدرت، پاکستان مدعی است ریشه ناامنیهای داخلیاش در خاک افغانستان است و تحریک طالبان پاکستانی از سوی کابل حمایت میشود.
با این حال، طالبان این ادعا را «بیاساس» خوانده و تأکید دارد مشکلات امنیتی پاکستان محصول ساختار سیاسی و اختلافات درونی آن کشور است. این ادبیات متقابل، عملاً مسیر گفتوگو را تنگتر ساخته است.
در این میان، یکی از گرههای دیرینه در روابط دو کشور، مسئله مرزی دیورند است؛ مرزی که اسلامآباد خواهان شناسایی رسمی آن از سوی کابل است، اما طالبان همانند حکومتهای گذشته، آن را خطی تحمیلی میداند و تصریح میکند تصمیم نهایی باید از جانب ملتهای دو سوی مرز اتخاذ شود. این اختلاف نهتنها بعد تاریخی، بلکه بُعد هویتی نیز دارد و همچنان مانع شکلگیری تفاهم راهبردی میان دو کشور است.
واقعیت این است که پاکستان اکنون با بحران ناامنی در چهار سال اخیر روبروست؛ بحرانی که افغانستان بیش از سه دهه است در ابعادی سنگینتر با آن دست و پنجه نرم میکند. امروز زمانی فرارسیده که اسلامآباد به جای سیاست فرافکنی، در آیینه واقعیتهای منطقهای بنگرد. تداوم سیاست اتهام و تهدید، تنها روابط دو ملت را زخمیتر میسازد.
بنابراین، چاره بحران نه در گلوله که در گفتوگو نهفته است. دو ملت رنجدیده نیازمند امنیت، ثبات و همکاریاند، نه دشمنی تازه. اصلاح در سیاست خارجی پاکستان و گرایش صادقانه به دیپلماسی، میتواند نخستین گام برای پایان دادن به دور باطل خشونت باشد؛ گامی که نه تنها به سود کابل و اسلامآباد، بلکه به نفع کل منطقه خواهد بود.




