دکتر سیدروحالله حسینی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان، در گفتوگو با رسانهها تأکید کرد: دفاع از حاکمیت ملی، استقلال سیاسی و امنیت مردم، از حقوق بنیادین هر ملت است و پیامدهای انسانی و اجتماعی جنگ، ضرورت توجه جدی جامعه جهانی به صلح، مسئولیتپذیری بینالمللی و حمایت از غیرنظامیان را دوچندان میکند.
پرسش: با توجه به جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، ضرورت دفاع از حاکمیت ملی و استقلال کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر سیدروحالله حسینی: حاکمیت ملی، استقلال سیاسی و حق تعیین سرنوشت، از بنیادیترین اصول حقوق بینالملل و از ارکان عزت و استقلال ملتهاست. هیچ کشوری نباید با توسل به زور نظامی، اراده سیاسی خود را بر ملت دیگری تحمیل کند یا امنیت و استقلال آن را به مخاطره اندازد.
در ارزیابی جنگ اخیر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، باید بر این اصل اساسی تأکید کرد که دفاع از تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و امنیت ملی، حق مشروع هر کشور است. این حق، صرفاً به حفظ مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود، بلکه از امنیت مردم، زیرساختهای حیاتی، ظرفیتهای علمی و اقتصادی و امکان تصمیمگیری مستقل یک ملت نیز صیانت میکند.
تجربه تاریخی ملت ایران نشان میدهد که استقلال و حاکمیت ملی، از مؤلفههای مهم هویت سیاسی و اجتماعی این کشور به شمار میرود. از این منظر، دفاع از ایران را باید در چارچوب دفاع از حق یک ملت برای زندگی امن، حفظ استقلال و تعیین سرنوشت خود تحلیل کرد.
در عین حال، صیانت از حاکمیت ملی و دفاع مشروع باید در چارچوب حقوق بینالملل و اصول حقوق بشردوستانه صورت گیرد؛ اصولی که بر حمایت از غیرنظامیان، رعایت تناسب در مخاصمات و حفاظت از زیرساختهای غیرنظامی تأکید دارند.
پرسش: جنگ ۴۰ روزه چه پیامدهای انسانی و اجتماعی برای جامعه ایران به همراه دارد و چرا این ابعاد باید مورد توجه قرار گیرد؟
دکتر سیدروحالله حسینی: در تحلیل جنگها، نباید توجه را صرفاً به تحولات نظامی، موازنه قدرت و محاسبات سیاسی محدود کرد. در پس هر درگیری نظامی، زندگی انسانها، امنیت خانوادهها، آرامش روانی جامعه و آینده نسلهای بعد قرار دارد. به همین دلیل، آثار انسانی و اجتماعی جنگ باید در کانون توجه تحلیلگران، رسانهها و نهادهای بینالمللی قرار گیرد.
از منظر انسانی، جنگ میتواند به کشته و زخمیشدن غیرنظامیان، آوارگی خانوادهها، آسیب به خانهها و زیرساختهای ضروری و اختلال در دسترسی مردم به خدمات درمانی و آموزشی منجر شود. حتی در مواردی که افراد مستقیماً آسیب جسمی نمیبینند، تجربه ناامنی، نگرانی درباره آینده و از دستدادن عزیزان میتواند آثار روانی و عاطفی ماندگاری بر آنان برجای بگذارد.
از منظر اجتماعی نیز، جنگ بر روابط خانوادگی، فعالیتهای اقتصادی، روند آموزش، اشتغال و احساس امنیت عمومی تأثیر میگذارد. کودکان، سالمندان، بیماران و خانوادههایی که از امکانات محدودتری برخوردارند، معمولاً در برابر پیامدهای چنین بحرانهایی آسیبپذیرتر هستند.
البته ارزیابی دقیق ابعاد این خسارتها، نیازمند دادههای معتبر، مستندات میدانی و بررسیهای کارشناسی است. آنچه اهمیت دارد، این است که آثار انسانی جنگ نباید در میان آمارهای نظامی و منازعات سیاسی نادیده گرفته شود. هر تصمیم و اقدام مرتبط با جنگ باید با توجه به پیامدهای آن برای زندگی و کرامت انسانها مورد ارزیابی قرار گیرد.
پرسش: جنگ چه تأثیری بر انسجام اجتماعی، همبستگی ملی و روحیه عمومی جامعه دارد؟
دکتر سیدروحالله حسینی: جنگها میتوانند همزمان دو دسته پیامد اجتماعی ایجاد کنند. از یک سو، ناامنی و فشارهای اقتصادی ممکن است اضطراب عمومی، نگرانی درباره آینده و دشواریهای معیشتی را افزایش دهند؛ از سوی دیگر، تهدیدهای خارجی میتوانند زمینهساز تقویت همبستگی اجتماعی، مسئولیتپذیری عمومی و همیاری میان مردم شوند.
در جامعه ایران، هویت تاریخی، پیوندهای خانوادگی، سرمایه فرهنگی و تجربههای مشترک ملی از جمله عواملی هستند که میتوانند در تقویت تابآوری اجتماعی نقش داشته باشند. حضور داوطلبانه مردم در فعالیتهای امدادی، کمک به خانوادههای آسیبدیده و تلاش برای استمرار زندگی روزمره، از جمله جلوههایی است که در تحلیل اجتماعی بحرانها باید مورد توجه قرار گیرد؛ البته ارزیابی میزان و گستره این رفتارها به شواهد و دادههای معتبر نیاز دارد.
با این حال، نباید تابآوری جامعه را به معنای نادیدهگرفتن رنج مردم یا بینیازی آنان از حمایت دانست. حفظ انسجام اجتماعی مستلزم توجه به نیازهای واقعی خانوادهها، حمایت از آسیبدیدگان، اطلاعرسانی مسئولانه و فراهمکردن زمینه مشارکت همه اقشار جامعه است.
به باور من، یکی از مهمترین وظایف نهادهای فرهنگی، دانشگاهی و رسانهای در شرایط جنگی، کمک به حفظ آرامش اجتماعی، تقویت امید واقعبینانه و جلوگیری از گسترش شایعات و تنشهای اجتماعی است.
پرسش: جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی در قبال پیامدهای انسانی این جنگ چه مسئولیتی دارند؟
دکتر سیدروحالله حسینی: مسئولیت جامعه جهانی در برابر پیامدهای انسانی جنگ، مسئولیتی جدی و انکارناپذیر است. اصول منشور ملل متحد، قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه و تعهدات مرتبط با حمایت از غیرنظامیان، چارچوبهایی را فراهم میکنند که باید در همه مخاصمات مسلحانه رعایت شوند.
در این چارچوب، حفاظت از جان غیرنظامیان، احترام به مراکز درمانی و خدمات امدادی، حمایت از کودکان و سایر گروههای آسیبپذیر و تسهیل دسترسی انساندوستانه به افراد نیازمند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این اصول نباید تابع هویت سیاسی، جغرافیایی یا ملیت قربانیان باشند؛ جان انسانها و کرامت آنان باید در هر شرایطی مورد احترام قرار گیرد.
سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی مرتبط نیز باید با رویکردی مسئولانه، بیطرفانه و مبتنی بر شواهد، در زمینه کاهش تنشها، پیگیری راهکارهای دیپلماتیک، مستندسازی آسیبهای انسانی و حمایت از غیرنظامیان نقشآفرینی کنند.
همچنین ضروری است که ادعاهای مربوط به نقض حقوق بینالملل، با سازوکارهای معتبر بررسی شوند و مسئولیتهای احتمالی بر پایه مستندات و معیارهای حقوقی روشن مورد رسیدگی قرار گیرند. جلوگیری از تکرار خشونت و حمایت از قربانیان باید بر رقابتهای سیاسی و ملاحظات کوتاهمدت اولویت داشته باشد.
پرسش: در این میان، نقش رسانهها و نهادهای فرهنگی در تبیین واقعیتهای جنگ چیست؟
دکتر سیدروحالله حسینی: رسانهها و نهادهای فرهنگی در شرایط جنگی نقشی فراتر از انتقال خبر دارند؛ آنان در شکلگیری برداشت عمومی از جنگ، شناخت پیامدهای انسانی و اجتماعی آن و تقویت یا تضعیف زمینههای تفاهم میان ملتها تأثیرگذارند.
رسانه مسئول باید میان خبر مستند، تحلیل کارشناسی و ادعای تأییدنشده تفاوت قائل شود. انتشار اطلاعات دقیق، پرهیز از بزرگنمایی یا کوچکنمایی خسارتها، رعایت کرامت قربانیان و خودداری از انتشار محتوایی که رنج انسانها را به ابزاری برای تحریک نفرت تبدیل میکند، از اصول مهم روزنامهنگاری مسئولانه در زمان جنگ است.
در کنار رسانهها، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، نهادهای فرهنگی و شخصیتهای علمی و اجتماعی نیز وظیفه دارند با تحلیلهای مستند و گفتوگوهای کارشناسی، زمینه فهم عمیقتر تحولات را فراهم سازند. هدف باید افزایش آگاهی عمومی، تقویت قدرت تشخیص و جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به دشمنی میان ملتها باشد.
روابط فرهنگی و علمی میان ملتها، بهویژه میان جوامعی که از پیوندهای تاریخی، زبانی، دینی و تمدنی برخوردارند، میتواند در کاهش سوءتفاهمها و تقویت همدلی انسانی نقش مؤثری ایفا کند.
پرسش: با توجه به روابط تاریخی و فرهنگی ایران و افغانستان، پیامدهای این جنگ برای افغانستان و ضرورت همبستگی میان دو ملت را چگونه میبینید؟
دکتر سیدروحالله حسینی: ایران و افغانستان از پیوندهای دیرینه تاریخی، فرهنگی، زبانی و تمدنی برخوردارند. این پیوندها سرمایهای ارزشمند برای گسترش تفاهم، همکاری و همبستگی میان دو ملت به شمار میروند. از همین رو، تحولات امنیتی و نظامی پیرامون ایران، صرفاً مسئلهای محدود به مرزهای یک کشور نیست و میتواند از جنبههای مختلف، از جمله اقتصاد، تجارت، حملونقل، امنیت منطقهای و مناسبات انسانی، برای کشورهای همسایه نیز اهمیت داشته باشد.
هرگونه تشدید ناامنی در منطقه ممکن است بر فعالیتهای اقتصادی، مسیرهای تجاری، هزینههای حملونقل و وضعیت معیشتی مردم تأثیر بگذارد. با این حال، بررسی میزان و دامنه این آثار، مستلزم ارزیابی دقیق شرایط و دادههای اقتصادی و میدانی است.
در چنین شرایطی، تقویت گفتوگوهای منطقهای، توسعه همکاریهای اقتصادی و فرهنگی، حمایت از راهکارهای دیپلماتیک و جلوگیری از گسترش درگیریها، به سود همه کشورهای منطقه خواهد بود. ایران و افغانستان میتوانند با بهرهگیری از ظرفیتهای دانشگاهی، رسانهای و فرهنگی خود، به افزایش آگاهی عمومی، کاهش سوءتفاهمها و تقویت رویکردهای مبتنی بر صلح و همکاری کمک کنند.
همبستگی میان ملتها به معنای نادیدهگرفتن تفاوت دیدگاهها نیست؛ بلکه به معنای پایبندی به اصول مشترکی همچون احترام به حاکمیت ملی، حفظ کرامت انسانی، مخالفت با آسیبرساندن به غیرنظامیان و تلاش برای حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات است.
پرسش: مهمترین درس جنگ ۴۰ روزه برای آینده منطقه و نظام بینالملل چیست؟
دکتر سیدروحالله حسینی: مهمترین درس هر جنگ، ضرورت بازاندیشی در سازوکارهای تأمین امنیت و جلوگیری از تکرار خشونت است. تجربه جنگها نشان میدهد که قدرت نظامی، بهتنهایی نمیتواند ضامن صلح پایدار باشد. امنیت واقعی زمانی تقویت میشود که حاکمیت ملی کشورها محترم شمرده شود، اختلافات از مسیرهای دیپلماتیک پیگیری گردد و قواعد حقوق بینالملل بهصورت مسئولانه و بدون تبعیض مورد توجه قرار گیرد.
جنگ اخیر بار دیگر اهمیت پیوند میان امنیت ملی و امنیت انسانی را برجسته میکند. امنیت تنها به معنای نبود حمله نظامی نیست؛ دسترسی مردم به خدمات ضروری، امکان ادامه تحصیل، برخورداری از معیشت پایدار، آرامش خانوادهها و امید به آینده نیز از مؤلفههای اساسی امنیت انسانی هستند.
از این منظر، پایاندادن به درگیریها باید با توجه به ضرورت جلوگیری از تکرار خشونت، کاهش آسیبهای انسانی و فراهمکردن زمینه گفتوگو دنبال شود. جامعه جهانی نیز باید به جای عادیسازی استفاده از زور، تقویت راهکارهای دیپلماتیک و احترام متقابل میان کشورها را در اولویت قرار دهد.
پرسش: پیام پایانی شما درباره ضرورت دفاع از ایران و توجه به ابعاد انسانی جنگ چیست؟
دکتر سیدروحالله حسینی: دفاع از حاکمیت ملی و استقلال ایران، دفاع از حق یک ملت برای برخورداری از امنیت، عزت و تعیین سرنوشت خویش است. در عین حال، دفاع از حقوق ملت ایران و توجه به رنج انسانهایی که از جنگ آسیب میبینند، دو موضوع جداییناپذیرند.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که واقعیتهای جنگ با رویکردی مستند و مسئولانه بررسی شود؛ خسارتهای انسانی و اجتماعی آن بهدرستی مورد توجه قرار گیرد و برای حمایت از آسیبدیدگان، کاهش تنشها و جلوگیری از تکرار چنین بحرانهایی اقدام شود.
پیام ما این است که احترام به حاکمیت ملی کشورها، حمایت از غیرنظامیان، رعایت حقوق بینالملل و تقویت دیپلماسی، اصولی بههمپیوسته برای دستیابی به صلح پایدارند. آینده منطقه زمانی روشنتر خواهد بود که امنیت و پیشرفت هیچ ملتی به بهای ناامنی و رنج ملت دیگر دنبال نشود و ملتهای منطقه بتوانند در فضایی مبتنی بر احترام متقابل، همکاری و تفاهم، سرنوشت خود را رقم بزنند.




