طالبان و قانون پناهندگی؛ سرابی در کویر فلاکت

وزارت مهاجرین طالبان از نهایی‌ سازی پیش ‌نویس قانون پناهندگی خبر داده است؛ قانونی که قرار است بر اساس «اصول شرعی و اسلامی» به اتباع خارجی حمایت ارائه کند. اما پرسش بنیادین اینجاست: در کشوری که خود کانون 23 گروه تروریستی، بحران انسانی بی‌سابقه، فقر، بی کاری، گرسنگی گسترده، و شدیدترین سرکوب زنان و اقلیت‌ها در جهان معاصر است، چه فرد عاقلی به فکر پناهندگی به افغانستان می‌افتد؟
طالبان و قانون پناهندگی؛ سرابی در کویر فلاکت

وزارت مهاجرین طالبان از نهایی‌ سازی پیش ‌نویس قانون پناهندگی خبر داده است؛ قانونی که قرار است بر اساس «اصول شرعی و اسلامی» به اتباع خارجی حمایت ارائه کند. اما پرسش بنیادین اینجاست: در کشوری که خود کانون 23 گروه تروریستی، بحران انسانی بی‌سابقه، فقر، بی کاری، گرسنگی گسترده، و شدیدترین سرکوب زنان و اقلیت‌ها در جهان معاصر است، چه فرد عاقلی به فکر پناهندگی به افغانستان می‌افتد؟

شاید از حیثی طنزتلخ و از حیثی تأسف ‌بار باشد؛ گروهی که خود محصول فرار و پناهندگی رهبرانش به پاکستان بود، اکنون مدعی تدوین قانون پناهندگی برای دیگران است. طالبان که پس از سقوط در سال 2001، اکثر رهبران و جنگجویانش به پاکستان گریختند و در شهرهای کویته و پیشاور اقامت گزیدند، امروز خود را در جایگاه میزبانی از پناهندگان می‌بیند.

این قانون که به گفته عبدالرحمن راشد، معاون وزارت مهاجرین طالبان، «بر اساس اصول شرعی و اسلامی طالبانی» تدوین شده، در نشستی با حضور نمایندگان وزارت‌های خارجه، دادگستری و حتی ریاست استخبارات بررسی شده است.

پیش از آنکه به تحلیل قانون پناهندگی بپردازیم، باید تصویری از واقعیت امروز افغانستان ترسیم کنیم. تصویری که هر انسان خردمندی را از هرگونه مهاجرت به این سرزمین منصرف می‌کند:

حضور 23 گروه تروریستی: افغانستان امروز به مهمان ‌خانه‌ای برای گروه‌های تروریستی بین‌المللی تبدیل شده است. از القاعده و داعش-خراسان گرفته تا گروه‌های تروریستی چچنی، ازبکی، تاجیک و اویغوری، همگی در این سرزمین پناه گرفته‌اند. این گروه‌ها نه تنها امنیت مردم را تهدید می‌کنند، بلکه با یکدیگر نیز درگیر رقابت و درگیری‌اند.

ناامنی فیزیکی و روانی: افغانستان همچنان یکی از ناامن ‌ترین کشورهای جهان است. انفجارهای تروریستی، ترورهای هدفمند و جنگ‌های داخلی به معضلی روزمره تبدیل شده است. مردم نه از امنیت جانی برخوردارند و نه از آرامش روانی.

 

فقر، بیکاری و گرسنگی: 28 میلیون نفر از جمعیت افغانستان برای زنده ماندن به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و 20 میلیون نفر در بحران ناامنی غذایی به سر می‌برند. اقتصاد این کشور 80 درصد بودجه خود را از دست داده و بیکاری به سطحی بی‌سابقه رسیده است.

محرومیت دختران و زنان از کار و تحصیل: طالبان در پنج سال اخیر، زنان و دختران را از مکاتب بالاتر از کلاس ششم، دانشگاه‌ها، ادارات دولتی و سازمان‌های غیردولتی منع کرده است. در سال 2025، محدودیت‌های جدیدی مانند الزام به پوشش برقع در مراکز درمانی و ممنوعیت تردد زنان و دختران نیز اعمال شد.

سرکوب اقلیت‌های مذهبی و قومی: شیعیان، هزاره‌ها، سیک‌ها و هندوها هدف مستقیم خشونت‌های گروه های تروریستی در افغانستان بوده و است. تخریب بوداهای بامیان تنها یکی از نمونه‌های نسل‌کشی فرهنگی این گروه هااست که اتفاق افتاد.

عدم به ‌رسمیت ‌شناختن امارت طالبان از سوی کشور های جهان و سازمان های بین‌المللی: تا سال 2026، تنها روسیه حکومت طالبان را به رسمیت شناخته است و این گروه همچنان در فهرست تحریم‌های بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی قرار دارد.

با این شرایط، دو سوال اساسی مطرح می شود:

یک – کدام انسان عاقلی به فکر پناهندگی به افغانستان می‌افتد؟

دو – طالبان برای چه کسانی قانون پناهندگی می‌نویسد؟

پاسخ به این سوال ها، کلید فهم ماهیت این قانون است. طالبان به خوبی می‌داند که هیچ فرد یا گروه سالم و قانون ‌مدار، رغبتی به پناهندگی در افغانستان ندارد. چه کسی کشور خود را رها می‌کند تا در سرزمینی با 23 گروه تروریستی، فقر و گرسنگی، و سرکوب سیستماتیک زنان، پناهنده شود؟

تحلیل منطقی حکایت از آن دارد که این قانون برای همان گروه‌های تروریستی طراحی شده است؛ گروه‌هایی که در کشورهای خود یعنی چین، تاجیکستان، ازبکستان، روسیه و کشورهای عربی تحت تعقیب هستند که در هیچ جای جهان جایگاه قانونی برای زندگی ندارند.

تروریستانی که در سوریه و عراق شکست خورده و به افغانستان منتقل شده‌اند، و اکنون به یک «مدارک قانونی» نیاز دارند تا بتوانند در افغانستان باقی بمانند و فعالیت کنند.

طالبان با این قانون، در واقع به این گروه‌های تروریستی پاسپورت امنیتی می‌دهد. این قانون به آنان اجازه می‌دهد که با عنوان «پناهنده» در افغانستان حضور یابند و از حمایت رسمی حکومت طالبان برخوردار شوند.

ابعاد خطرناک این قانون برای مردم افغانستان

این قانون نه تنها برای جهان خطرناک است، بلکه تهدیدی مستقیم برای مردم افغانستان نیز محسوب می‌شود:

1. افزایش حضور تروریست‌ها: با رسمیت یافتن حضور گروه‌های تروریستی، خشونت و ناامنی در افغانستان تشدید خواهد شد. مردم بیچاره افغانستان که سال‌ها از جنگ‌های داخلی رنج برده‌اند، اکنون باید با گروه‌های تروریستی جدید و مجهزتری مواجه شوند.

2. تبدیل افغانستان به پایگاه تروریسم بین‌المللی: ین قانون، افغانستان را به بهشت ‌زمین تروریست‌های بین‌المللی تبدیل خواهد کرد. گروه‌های تروریستی از سراسر جهان به افغانستان جذب خواهند شد و این موضوع، امنیت منطقه و جهان را به خطر خواهد انداخت.

3. تقویت بنیادگرایی افراطی: این قانون به گروه‌های تکفیری و افراطی مشروعیت می‌بخشد و تفکر افراطی را در منطقه گسترش خواهد داد.

قانون پناهندگی طالبان، نه یک قانون انسانی، بلکه یک سند راهبردی برای بقای گروه‌های تروریستی در افغانستان است. این قانون نشان می‌دهد که طالبان نه تنها به فکر مردم خود نیست، بلکه به پناهگاهی برای خطرناک ‌ترین عناصر جهان تبدیل شده است.

آیا جامعه جهانی باز هم سکوت خواهد کرد؟ آیا سازمان ملل و شورای امنیت اجازه خواهند داد که افغانستان به پایگاه تروریسم بین‌المللی تبدیل شود؟ آیا عالمان دین و روشنفکران در برابر این جنایت خاموش می‌مانند؟

شاید بپرسید: «آیا این قانون واقعاً تصویب خواهد شد؟» پاسخ این است که حتی اگر تصویب نشود، خودِ طرح این قانون نشان ‌دهنده ماهیت واقعی طالبان است. گروهی که با فقر، گرسنگی، بی‌سوادی و سرکوب زنان دست و پنجه نرم می‌کند، اکنون به فکر «حمایت از پناهندگان» افتاده است؛ پناهندگانی که هیچ‌ کس نمی‌خواهد، جز خود طالبان و هم ‌فکران ‌شان.

باید فریاد برآوریم و از جامعه جهانی، روشنفکران، عالمان دین و همه مردم بخواهیم که:

«نه» به قانون پناهندگی طالبان، «نه» به پناهندگی

تروریست‌ها در افغانستان.!

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x