کوچی‌ها و ساکنان بومی؛ رنجی دیرینه و هیئتی بازی تکراری

سفر هیئت طالبان به بامیان؛ سرابی دیگر در کویر بیتفاوتی یا آغاز پایانی بر فاجعه‌ی کوچی‌گری؟
کوچی‌ها و ساکنان بومی؛ رنجی دیرینه و هیئتی بازی تکراری

سفر هیئت طالبان به بامیان؛ سرابی دیگر در کویر بیتفاوتی یا آغاز پایانی بر فاجعه‌ی کوچی‌گری؟

اعزام هیئتی از سوی وزارت کشور طالبان به ولایت بامیان برای حل اختلافات میان کوچی‌ها و ساکنان ساکنان بومی بامیان، اگرچه در ظاهر اقدامی مثبت به نظر می‌رسد، اما در باطن و با نگاهی به پیشینه‌ی تلخ این منازعات در دهه‌های گذشته، بیش از آنکه نوید بخش تغییر باشد، یادآور سیاست‌های قوم‌گرایانه و غفلت تاریخی دولت‌های افغانستان در قبال جان و مال مردم هزاره است. آیا این هیئت می‌تواند راه ‌حلی بنیادین ارائه دهد یا اینکه مانند دولت‌های پیشین، تنها به مسکن‌ سازی مقطعی و بایگانی کردن یک بحران بسنده خواهد کرد؟

گزارش رسیده حاکی از آن است که هیئتی بلندپایه از مقامات طالبان به ریاست والی بامیان و همراهی فرماندهان نظامی و امنیتی، عازم شهرستان «پنجاب» شده‌اند تا به اختلافات دیرینه‌ی کوچی‌ها و ساکنان محلی بامیان رسیدگی کنند. آنها وعده داده‌اند که بر اساس «شریعت و اسناد معتبر» رأی نهایی را صادر و از ورود احشام طرفین به مناطق مورد مناقشه جلوگیری کنند. اما این وعده‌ها در افغانستان، بسیار شبیه وعده‌های دولت‌های پیشین است؛ وعده‌هایی که هرگز به سرانجام نرسید و هر ساله با آغاز فصل بهار، خون مردم بی‌گناه هزاره بر زمین ریخته شد.

هیئت اعزامی به پنجاب متشکل از والی، فرمانده پلیس، رئیس استخبارات و مسئول امور قبایل است. این ترکیب نظامی-امنیتی نشان می‌دهد که طالبان نیز مانند دولت‌های پیشین، مسئله را بیش از آنکه حقوقی و مدنی ببیند، امنیتی می‌نگرد. اما مسئله‌ی اصلی، نه یک درگیری محلی، بلکه دولت‌های مختلف افغانستان در طول تاریخ، حقوق ساکنان بومی مناطق مرکزی را نادیده گرفته پایمال کردند وعده‌ی بررسی دقیق مناطق، در حالی مطرح می‌شود که در طول دو دهه‌ی اخیر، هزاران سند مالکیت مردم بامیان و بهسود نادیده گرفته شده و کوچی‌ها با اتکا به قدرت قبیله‌ای و حمایت دولت‌های مرکزی، به چرای اجباری در مزارع مردم پرداخته‌اند.

خاطرات تلخ سال‌های گذشته، نشان می‌دهد که حملات کوچی‌ها تنها محدود به چرای گوسفندان نبوده است. در سال‌های 1384، 1390 و 1394 شمسی، حملات گسترده‌ای به روستاهای شیعه ‌نشین در ولایات بامیان، میدان وردک و غور صورت گرفت که در آنها کوچی‌های مسلح با یورش به منازل مسکونی، مزارع را سوزاندند، احشام اهالی را غارت کردند و حتی به خانه‌ها آتش زدند. در یکی از فجایع بهسود (میدان وردک) در سال 1389، ده‌ها تن از مردان هزاره که برای دفاع از مزارع خود برخاسته بودند، با گلوله باران شدید کوچی‌ها به خاک و خون کشیده شدند و زنان و کودکان مجبور به ترک دیار خود شدند. این رویدادها به روشنی در گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های مستند ضبط شده است، اما هیچگاه عاملان اصلی به دادگاه کشیده نشدند.

در بیست سال حکومت جمهوریت (از کرزی تا غنی)، بارها و بارها شاهد تکرار این تراژدی بودیم. در دوره‌ی حامد کرزی، پس از هر حمله، چند هیئت تشریفاتی اعزام و برخی اوقات غرامت ناچیزی از سوی دولت پرداخت شد، اما هیچ گام اساسی برای تعیین حریم قطعی مراتع یا خلع سلاح کوچی‌ها برداشته نشد. در دوره‌ی اشرف غنی نیز وضعیت به مراتب بدتر شد؛ زیرا دولت او نه تنها اقدامی نکرد، بلکه با بی تفاوتی آشکار، به کوچی‌ها اجازه داد تا هر چه بیشتر به اعماق زمین‌های مردم تجاوز کنند. غنی در پاسخ به پیشنهاد معقول برخی از کارشناسان که می‌گفتند «بیایید این کوچی‌ها را از کوچی‌گری نجات دهیم، برایشان خانه بسازیم، شغل ایجاد کنیم و آنها را به شهروندان عادی تبدیل کنیم»، غنی احمدزی پاسخ داد: «اگر کوچی‌ها شهرنشین شوند، قیمت گوشت در کابل بالا می‌رود!» این سخن، که ناشی از نگاه ابزاری به یک قوم و ساده‌انگاری عمیق بود، نشان داد که برای دولتمردان پشتون، کوچی‌ها صرفاً ابزاری برای تولید گوشت ارزان‌ قیمت هستند و جان و مال هزاره‌ها در این معادله هیچ ارزشی ندارد.

چرا دولت‌های مختلف، از دوره‌ی شاه تا جمهوریت، و اکنون طالبان، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند یا نخواسته‌اند این معضل را یک ‌بار برای همیشه حل کنند؟ پاسخ ساده است: کوچی‌ها از قوم پشتون هستند و دولت‌های مرکزی افغانستان نیز همواره تحت سلطه‌ی همین قوم بوده‌اند. در چنین ساختاری، عدالت قربانی منافع قومی می‌شود. هزاره‌ها که قومی از اقوام افغانستان را نمایندگی می‌کنند، متاسفانه همواره به مثابه «دیگری» دیده شده‌اند. طالبان نیز که خود را دولت اسلامی و فارغ از تعصبات می‌داند، اما در عمل، همه‌ی ارکان قدرت را در دست پشتون‌ها متمرکز کرده است، بعید است بتواند یا بخواهد بر خلاف منافع قومی خود قدم بردارد. اعزام هیئت، یک اقدام نمایشی است تا افکار عمومی را آرام کند، اما در پشت پرده، کوچی‌ها همچنان از حمایت غیررسمی نیروهای محلی و امنیتی برخوردار خواهند بود.

نکته‌ی مهم دیگری که کمتر به آن پرداخته شده، ظلم دولت‌ها به خود کوچی‌هاست. کوچی‌ها نیز بخشی از جامعه‌ی افغانستان هستند که به دلیل نبود برنامه ‌ریزی عمرانی، محرومیت از آموزش و عدم دسترسی به زمین و مسکن، مجبور به کوچ‌ روی شده‌اند. دولت‌های مختلف، به جای اینکه با تخصیص زمین‌های دولتی، ایجاد شهرک‌های مدرن عشایری و ارائه‌ی تسهیلات آموزشی و شغلی، این جمعیت را به چرخه‌ی تولید و زندگی شهری وارد کنند، آنها را در وضعیت بدوی و عشیره‌ای نگه داشتند تا به عنوان «سپر» و «ابزار فشار» بر اقوام دیگر استفاده شوند. این بزرگترین خیانت به کوچی‌ها و بزرگترین جنایت علیه هزاره‌ها بوده است. متأسفانه، طالبان نیز به جای اصلاح این رویه، در حال بازتولید همان الگوی فاسد دولت‌های پیشین است.

این هیئتِ تازه‌اعزام‌ شده، در بهترین حالت، تنها می‌تواند برای یک فصل، آتش این منازعه را فروبنشاند، اما تا وقتی که نگاه قومی و ابزاری به کوچی‌ها و نگاه تبعیض‌آمیز به هزاره‌ها وجود دارد، هر ساله با شکوفه‌های بهار، خون تازه‌ای بر زمین‌های بامیان و بهسود جاری خواهد شد. آیا امکان دارد که ما از این تراژدی تکراری درس بگیریم؟ آیا رهبران جدید طالبان جرأت خواهند کرد که با واگذاری زمین‌های دولتی به کوچی‌ها، ایجاد شهرک‌های مسکونی و آموزشی و گنجاندن آنها در نظام مدرن اقتصادی، هم به حقوق مردم هزاره احترام بگذارند و هم خود کوچی‌ها را از این سرگردانی نجات دهند؟ یا اینکه باز هم، قدرتِ قبیله، بر عدالت و شریعت پیروز خواهد شد؟

پاسخ در تاریکیِ آینده نهفته است، اما یک حقیقت روشن تر از خورشید می‌درخشد: تا زمانی که کوچی‌ها ابزار سیاست قومی هستند و هزاره‌ها شهروندان درجه‌ی دوم، هیچ هیئتی قادر به حل این معضل نخواهد بود، مگر هیئتی که با شجاعت، تابوی قوم‌گرایی را بشکند و عدالت را بی‌پرده و بی‌محابا بر تمام خاک افغانستان حاکم کند. آیا طالبان چنین شجاعتی دارند؟ تاریخ، قاضی این سکوت‌ها و این خون‌ها خواهد بود.

 

نویسنده: م. نظری

 

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x