اقدامات اخیر طالبان در مسدود سازی حوزه علمیه خاتمالنبیین، دانشگاه خاتمالنبیین و شبکه تلویزیون تمدن، همراه با محدودیت های شدید بر مراسم عزاداری محرم و بازداشت دستکم 20 نفر از اعضای جامعه شیعه، فراتر از یک سری اقدامات اداری پراکنده است و الگویی نظام مند از سرکوب هویتی و مذهبی را ترسیم میکند. این سیاستها در حالی اجرا میشوند که بیش از 21 میلیون افغانستانی به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و دو میلیون و ششصد هزار کودک از تحصیل بازماندهاند.
در ماههای اخیر، موج جدیدی از محدودیتها و سرکوبها علیه جامعه شیعیان افغانستان و نهادهای مستقل مدنی به راه افتاده است. مسدود سازی حوزه علمیه خاتمالنبیین به عنوان یکی از مهم ترین مراکز علمی و مذهبی شیعیان کابل، تعطیلی شبکه تلویزیون تمدن به عنوان صدای میلیونها شهروند شیعه، و بازداشت اعضای جامعه شیعه به دلیل برافراشتن پرچم های عزاداری در ایام محرم، همگی نشان از یک استراتژی حساب شده برای حذف تنوع قومی-مذهبی و سرکوب آزادیهای اساسی دارد. شورای علمای شیعه افغانستان در بیانیهای نسبت به این اقدامات ابراز نگرانی کرده و خواستار بازگشایی این مراکز شده است.
در سوی دیگر، طالبان از حضور حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، در مراسم عاشورا جلوگیری کردند و شبکههای مخابراتی را در چندین شهر قطع نمودند. این اقدامات در حالی صورت میگیرد که 41 کشور عضو سازمان ملل با صدور بیانیهای مشترک، سرکوب سیستماتیک زنان و دختران در افغانستان را محکوم کردهاند. تناقض آشکار میان اولویتهای حکومت طالبان و نیازهای اساسی مردم افغانستان، سوالات بنیادینی را درباره مشروعیت و کارآمدی این گروه مطرح می سازد.
طالبان و تفسیر سلیقهای از شریعت
اقدامات طالبان در قبال شیعیان و محدودیت های اعمال شده بر مراسم مذهبی آنها، با روح تعالیم قرآن و سنت نبوی در تناقضی آشکار است.
محدودیتهای طالبان بر برگزاری مراسم محرم، جمعآوری پرچمها و نمادهای عزاداری، و بازداشت مسئولان مساجد و تکایا ، نقض آشکار اخلاق دینی است.
پیامبر اکرم (ص) در حدیث معروف متواتر فرمودند: «هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید همسایه خود را گرامی دارد.» این حدیث که در صحیح بخاری و مسلم نقل شده است، بر احترام به حقوق همسایگان، فارغ از هر گونه تفاوت مذهبی و قومی، تأکید دارد. اقدام طالبان در جلوگیری از برادران اهلسنت کشور در مراسم عاشورا و همچنین اعمال محدودیتهای شدید بر عزاداران حسینی که به عنوان همسایگان مسلمان خود محسوب میشوند، با این تعالیم اسلامی در تضاد کامل است.
افزون بر این، طالبان به بهانه وابستگی حزبی و غصبی بودن زمین، اقدام به تعطیلی مراکز علمی و دینی شیعیان کردهاند، در حالی که مسئولان این مراکز بر وجود اسناد مالکیت شرعی و قانونی تأکید دارند و حتی استعفای رسمی آیتالله محسنی از حزب حرکت اسلامی را پیش از تأسیس این مراکز، دلیل بر عدم وابستگی آنها میدانند. این رفتار، مصداق بارز «ظلم» و «تجاوز به حقوق دیگران» است که در اسلام به شدت از آن نهی شده است. امام علی (ع) میفرمایند: «مردم دو گروهاند: یا برادر دینی تو هستند، یا همانند تو در آفرینش.» این کلام گهربار، بنیان کرامت انسانی و برابری را استوار میسازد و هرگونه تبعیض و سرکوب را نفی میکند و این در حالی ست که شیعیان با اهلسنت برادران دینی همدیگر هستند.
طالبان خود را برترین حافظ شریعت میدانند، در حالی که پیامبر اسلام کسب علم و دانش را بر زن و مرد مسلمان واجب دانسته است، اما طالبان کاشانههای علم و دانش را به روی دختران بسته اند، مراکز علمی و دینی شیعیان را بسته اند و به جای ترویج علم، بر ظاهرپوشی زنان و مردان و حذف نمادهای مذهبی شیعیان تمرکز کردهاند.
نقض آشکار و نظاممند حقوق بشر
اقدامات طالبان علیه شیعیان و نهادهای مستقل، نقض فاحش اصول بنیادین حقوق بشر است. اعلامیه جهانی حقوق بشر بر حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب تأکید دارد، اما محدودیت های طالبان بر مراسم عاشورا، ممنوعیت استفاده از بلندگوها در خارج از مساجد، و بازداشت شهروندان به دلیل برافراشتن پرچمهای عزاداری، مصداق بارز نقض این حق است. همچنین اعلامیه جهانی، حق آزادی عقیده و بیان را به رسمیت میشناسد و تصریح دارد که هر کس میتواند بدون مانع عقیده خود را ابراز کند؛ در این راستا، تعطیلی شبکه تلویزیون تمدن بهعنوان یکی از رسانههای مهم شیعیان افغانستان که نقش اطلاع رسانی و انسجامآفرینی داشته، حملهای مستقیم به این حق اساسی محسوب میشود. نهادهای مدنی و مدافع آزادی بیان، این اقدام را محکوم و آن را بخشی از تلاش طالبان برای «خاموش کردن صداهای اقلیت و تضعیف آزادی بیان» دانستهاند. از سوی دیگر، حق تحصیل برای همگان مورد تأکید است، اما مسدود سازی حوزه علمیه و دانشگاه خاتمالنبیین، آیندهی تحصیلی هزاران دانشجوی علم دینی را به خطر انداخته و آنها را از فرصتهای آموزشی و شغلی محروم کرده است. این در حالی است که طالبان طی پنج سال گذشته، مکاتب و دانشگاهها را به روی زنان و دختران بسته و این سیاست را ادامه میدهند. گزارشهای سازمان ملل نیز نشان میدهد که این محدودیت ها، وضعیت بشردوستانهی افغانستان را به شدت بحرانی کرده است.
طالبان با وجود پذیرش تعهدات حقوق بشری در تعامل با جامعه جهانی و سازمان ملل، نه تنها به آنها پایبند نبوده، بلکه بر شدت محدودیتها افزوده است. بیانیهی مشترک 41 کشور، سرکوب سیستماتیک زنان را محکوم و خواستار پاسخگویی بینالمللی شده، اما طالبان حوزهی علمیه و تلویزیون تمدن را بر اساس ادعاهای اثبات نشده و بدون تشریفات قضایی شفاف تعطیل کرده که مغایر اصول دادرسی عادلانه و حاکمیت قانون است. وزارت عدلیه با برخورد قهری این مراکز را بسته، در حالی که دولت موظف است با نهادهای مدنی و مذهبی بهعنوان شریک اجتماعی تعامل کند، نه اینکه آنها را تهدیدی برای ایدئولوژی خود بداند و حذف نماید.
شورای امنیت نیز در قطعنامهای بر مبارزه با تروریسم و احترام به حقوق بشر تأکید کرده، اما طالبان با برخورد سلیقهای با اقلیتها، به عاملی برای بیثباتی و افزایش تنشهای قومی-مذهبی بدل شدهاند. تناقض بزرگ در این است که بیش از 21 میلیون شهروند کشور به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و کشور با بحران غذایی دست و پنجه نرم میکند، اما طالبان بر ظاهرپوشی، ریش و برقع متمرکز شده و حتی استفاده از تلفنهای هوشمند را برای کارمندان ممنوع کردهاند. فرهنگ کهن افغانستان بر همزیستی شیعه و سنی استوار بوده، اما محدودیتهای طالبان بر مراسم محرم و ممانعت از حضور چهرههایی چون حامد کرزی، به بافت فرهنگی آسیب زده و جبهههای مخالف آن را «سیاست یزیدی» و تلاش برای حذف تنوع قومی-مذهبی خواندهاند. در نهایت، این اقدامات که خط قرمز نقض حقوق بشر، حقوق اقلیتها و آزادیهای اساسی است، با ادعاهای واهی و رویکرد شتابزده، کانونهای علمی و فرهنگی شیعیان را هدف گرفته و در مسیر حذف هویت مذهبی و فرهنگی بخش بزرگی از جامعه گام برمیدارد، در حالی که مردم بیش از هر زمان به آرامش و همدلی نیاز دارند و این سیاستها تنها بر رنجها و ناامیدیها میافزاید.
تناقض آشکار میان این اقدامات تفرقهافکنانه و تعالیم ناب اسلامی که بر عدل، انصاف، کرامت انسانی و همزیستی مسالمتآمیز تأکید دارند، چهره واقعی طالبان را آشکار میسازد. آنها در پوشش دفاع از شریعت، به تفسیر سلیقهای از دین پرداخته و با فراموشی آیات قرآن و احادیث نبوی، حقوق مسلم اقلیتها را پایمال میکنند. از منظر حقوق بشر و قوانین بینالمللی نیز این اقدامات محکوم است و جامعه جهانی باید با تدابیر مؤثرتر، طالبان را در قبال این جنایتها پاسخگو سازد. فراتر از همه، این سیاستها با اخلاق انسانی و فرهنگ دیرینه همدلی و همبستگی مردم افغانستان در تضاد است و تصویر یک دولت مستبد و ناکارآمد را از این گروه در اذهان جهانیان تثبیت میکند.
طالبان باید به این حقیقت واقف شوند که مسیر ثبات، عدالت و آرامش در افغانستان، از گفتوگو، شفافیت و احترام به حقوق اساسی شهروندان میگذرد. ادامه سیاستهای سرکوبگرانه و تبعیضآمیز نه تنها آیندهای روشن رقم نمیزند، بلکه کشور را به ورطهای از بحرانهای انسانی، امنیتی و هویتی سوق میدهد. تداوم این روند، افغانستان را به «کربلایی معاصر» تبدیل خواهد کرد که در آن «شمشیرهای ظلم و ستم» بر پیکر جامعه، آزادی و عدالت فرود میآید. تنها بازگشت به ارزشهای اصیل اسلامی، پایبندی به موازین حقوق بشر و احترام به تنوع قومی-مذهبی است که میتواند افغانستان را به آرامش و شکوفایی برساند.
نویسنده: ز. نظری




