اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در حاشیه اجلاس گروه هفت، بازتابدهنده تحولاتی عمیق و ساختاری در معادلات خاورمیانه است. آنچه در ظاهر تغییری در سیاست واشنگتن به نظر میرسد، در باطن، اسرائیل را در موقعیتی بسیار دشوار و حیرتانگیز قرار داده است. تحلیلگران صهیونیست، از جمله «آوی ساخاروف» در روزنامه «یدیعوت آحارونوت»، با اعترافی تلخ اشاره میکنند که تهران اکنون به قدرت بلامنازع منطقه غرب آسیا بدل شده و نقشههای جدیدی که برای اسرائیل ترسیم میشود، بیشتر شبیه به چالشهای جدی است تا پیروزیهای محسوس.
نکته کلیدی و دردناک برای صهیونیستها، تناقض آشکار میان دیپلماسی آمریکا و عملیاتهای میدانی اسرائیل است. اگرچه توافق و یادداشت تفاهمی میان ایران و آمریکا حاصل شده، اما رژیم صهیونیستی علیرغم تمام تعهدات، به نقض آتشبس در لبنان و انجام عملیاتهای شدید نظامی علیه این کشور ادامه داده است. این اقدام مغایر، نشاندهنده آن است که تلآویو قصد دارد با ایجاد واقعیتهای میدانی جدید، موازنههای دیپلماتیک را خنثی کند و دست آمریکا را در مدیریت منطقه کوتاه بگذارد.
ایساخاروف، تحلیلگر صهیونیست، با اذعان به اینکه عملیاتی نظیر ترور دانشمندان، فرماندهان ارشد و بمباران تأسیسات موشکی تنها دستاوردهای تاکتیکی محدود داشتهاند، تأکید میکند که این اقدامات نتوانستهاند آسیب واقعی به توانایی ایران برای عمل علیه اسرائیل وارد کنند. در مقابل، ترامپ با صحبت درباره حق ایران برای داشتن موشکهای بالستیک و امکان کنار آمدن سوریه با حزبالله، عملاً ضربهای سنگین به مشروعیت و دستاوردهای سیاسی نتانیاهو وارد کرده است. این تحولات نشان میدهد که اسرائیل در یک واقعیت ژئوپلیتیک پیچیده گرفتار شده و حتی در صورت تغییر دولت در آینده، نمیتواند از این وضعیت خارج شود.
وضعیت زمانی حادتر میشود که پای عرصه سیاسی بینالمللی و افکار عمومی آمریکا به میان میآید. جایگاه اسرائیل در میان طرفداران حزب دموکرات و جمهوریخواه در حال افول است و در اروپا نیز وضعیت بسیار بدتر است. نتانیاهو با قمار بزرگی بر سر جنگ با ایران، عواقبی را رقم زده که گریبانگیر تمام صهیونیستها، از جمله منتقدان اولیه این جنگ، خواهد شد. حتی برخی از اطرافیان او در ابتدای جنگ، منتقدان این اقدام را به سخره میگرفتند، اما اکنون با واقعیتی روبرو هستند که اسرائیل از بازی خارج شده و دوحه وارد آن شده است.
جمهوری اسلامی ایران نیز با درک این نکته که اسرائیل و آمریکا در این معادله جداییناپذیرند، تنگه هرمز را به دلیل نقض عهد توسط صهیونیستها بست و هشدار داد که در صورت ادامه حملات اسرائیل، گامهای بعدی را به اجرا در خواهد آورد. این موضعگیری قاطع نشان میدهد که ایران در حال حاضر نه تنها یک قدرت منطقهای مطرح است، بلکه به یک قدرت جهانی تبدیل شده که توانایی تأثیرگذاری بر امنیت انرژی و تجارت جهانی را دارد. ایران ثابت کرده که برای تحقق توافق یا مقابله با نقض آن، با هیچکس شوخی ندارد و اراده ملی آن، مرزهای جدیدی از قدرت و نفوذ را در منطقه ترسیم کرده است.




