گزارش تازه سازمان گزارشگران بدون مرز پرده از یک فاجعه انسانی و حرفهای برمیدارد: افغانستان، در فاصله پنج ساله اخیر، با 677 خبرنگار تبعیدی، به بزرگ ترین منبع تبعید خبرنگاران در جهان تبدیل شده است. این آمار که نزدیک به نیمی از کل خبرنگاران تبعیدی تحت حمایت این سازمان را شامل میشود، نه تنها نشان دهنده فروپاشی نظام رسانهای در کشور است، بلکه ابعاد تلخ سرکوب سیستماتیک آزادی بیان و به حاشیه رانی یک قشر تأثیرگذار را آشکار میسازد.
هر ساله، روز جهانی پناهندگان (20 جون) یادآور مصائب میلیونها انسانی است که از خانه و کاشانه خود رانده شدهاند. امسال، این روز با خبری تلخ برای جامعه رسانهای جهان همراه بود: سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش خود اعلام کرد که افغانستان از اوت 2021 تا کنون، به بزرگ ترین کانون تبعید خبرنگاران در جهان تبدیل شده است.
این گزارش نشان میدهد که از مجموع 1468 خبرنگاری که به دلیل تهدید، بازداشت یا خطر جانی مجبور به ترک کشور خود شدهاند، 677 نفر آنان را شهروندان افغانستانی تشکیل میدهند. این رقم هشداردهنده، معادل 46 درصد از کل تبعیدیان حرفهای تحت پوشش این سازمان است و افغانستان را در صدر فهرست کشورهای دارای بیشترین خبرنگاران تبعیدی، پیش از روسیه و میانمار، قرار میدهد.
گزارش RSF صرفاً به ذکر اعداد اکتفا نکرده، بلکه سیر صعودی و مستمر این بحران را نیز به تصویر کشیده است. اوج این مهاجرت اجباری در سال 2022 با ثبت 183 خبرنگار و سپس ادامه آن تا سال 2025 با خروج 82 خبرنگار دیگر، نشان دهنده یک روند پایدار و نه یک رویداد مقطعی است. نکته تأمل برانگیزتر، سرنوشت این خبرنگاران در کشورهای میزبان، به ویژه پاکستان است. سیاست اخراج گسترده مهاجران از سوی اسلامآباد، دستکم 50 خبرنگار افغانستانی را با خطر بازگرداندن اجباری به افغانستان مواجه کرده است. گزارشگران بدون مرز هشدار داده است که بسیاری از این خبرنگاران حتی در تبعید نیز از بلاتکلیفی حقوقی، تهدیدات امنیتی و فقر اقتصادی رنج میبرند و گزینههای پیش روی آنان به «ترک حرفه، مهاجرت اجباری، یا مواجهه با بازداشت» خلاصه شده است.
رسانهها در جوامع اسلامی و انسانی، نقشی فراتر از یک ناظر صرف دارند. آنان پل ارتباطی میان حاکمیت و مردم، و بستر بالندگی فرهنگ و آگاهیاند. از منظر جامعه شناسی، رسانههای آزاد با انعکاس واقعیتها، به شفاف سازی فضای عمومی و پایداری امنیت روانی جامعه کمک میکنند. آنها با نقد منصفانه، بستری برای اصلاح و پیشرفت فراهم میآورند و با انتقال تجارب بشری، به غنای فرهنگی و رشد فکری جامعه یاری می رسانند. در یک جامعۀ اسلامی، رسانۀ متعهد میتواند با ترویج روشنگری آگاه دهی، نقش نظارتی خود را به بهترین شکل ایفا کند و زمینه ساز جامعۀ پویا، آگاه و عدالت محور باشد.
محدود کردن رسانهها، درواقع خاموش کردن نداهای هشداردهنده و حذف نهاد نظارت گر است. این سیاست، جامعۀ را به ورطۀ جهل، شایعه پراکنی و بیاعتمادی میکشاند و بستری مناسب برای فساد و بیمسئولیتی فراهم میآورد. وقتی خبرنگاری نتواند فساد، بیعدالتی یا حتی یک بحران انسانی را گزارش کند، تصمیم گیریهای مسئولانه نیز با اختلال جدی مواجه میشود. سرکوب رسانهها، نه تنها به حقوق شهروندی لطمه میزند، بلکه آیندۀ یک نسل را نیز تباه می سازد؛ نسلی که از حق پرسش گری و آگاهی محروم میشود.
سیاست خاموشی و تبعید خبرنگاران از سوی طالبان، با موازین و اصول بنیادین اسلام در تعارضی آشکار دارد. قرآن کریم و سنت نبوی بر کلام حق، عدالت، امر به معروف و نهی از منکر، و نیز بر پرهیز از ظلم و ستم تأکید دارند. این اصول نه تنها با خاموشی صداهای آگاه بخش سازگار نیستند، بلکه آن را به شدت نکوهش میکنند.
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی مشهور میفرمایند: «برترین جهاد، سخن حق در برابر حاکم ستمگر است.» خبرنگاران افغانستانی که با خطر جانی و تبعید رو به رو هستند، دقیقاً همین رسالت خطیر را به دوش میکشند. تبعید و سرکوب آنان، نه تنها جهاد در راه حق را نادیده میگیرد، بلکه مصداق بارز ظلمی است که اسلام به شدت از آن بیزاری میجوید. امام حسین (ع) نیز در روز عاشورا فرمودند: «هر که حاکم ستمگری را ببیند و با گفتار یا کردارش در برابر او تغییر ایجاد نکند، سزاوار است که خداوند او را به جایگاه آن ستمگر درآورد.» این روایت، بر وظیفۀ همگانی در برابر ظلم و حمایت از مدافعان حق، که خبرنگاران از مصادیق بارز آناند، صحه میگذارد.
از منظر خردگرایی و عقلانیت، محدود کردن رسانهها یک اشتباه راهبردی محض است. در دنیای امروز، اطلاعات همچون خون در رگهای جامعۀ پویا جاری است. طالبان با خاموش کردن صدای خبرنگاران، نه تنها به اعتبار و مشروعیت خود در عرصه بینالملل لطمه میزنند، بلکه از نعمت نقد و نظارت سازنده که عامل پویایی هر نظامی است، محروم میمانند. تجربۀ تاریخی نشان داده که حکومتهای مستبد با سرکوب رسانهها، به جای رسیدن به ثبات، بر آتش نارضایتیهای خفته دامن میزنند. یک جامعۀ خرد ورز، جامعۀای است که در آن نقد، گفتگو و شفافیت، و نه ترس و سکوت، حاکم باشد. مسدود کردن دریچۀ روشنایی، جز تاریکی و گمراهی، محصولی نخواهد داشت و این خلاف مصلحت عقلایی هر حاکمیتی است.
گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، زنگ خطری است که طنین آن از مرزهای افغانستان فراتر رفته و وجدان جهانی را به لرزه درآورده است. تبعید 677 خبرنگار نه یک آمار ساده، بلکه روایت تلخ مرگ تدریجی آگاهی، خاموش شدن چراغ های روشنگر و به یغما رفتن آیندۀ یک سرزمین است. طالبان با رویۀ سرکوبگرانۀ خود در برابر رسانهها، نه تنها با موازین مسلمانی چون عدالت، امر به معروف و نهی از منکر که با خرد جمعی، عقلانیت و نیاز مبرم بشر امروز به شفافیت نیز در تضاد کامل هستند. جامعۀ جهانی و نهادهای بینالمللی نمیتوانند در برابر این فاجعه سکوت کنند؛ چراکه این سکوت، خیانت به ارزشهای انسانی و اسلامی است. اگر امروز نتوانیم از قلم و صدای یک خبرنگار دفاع کنیم، فردا نوبت به خاموشی وجدان جمعی و فروپاشی هر آن چیزی است که تمدن بشری بر آن استوار است. یادمان باشد که «آفتاب هرچند در پشت ابرها پنهان شود، اما سرانجام خواهد درخشید» و تاریخ، هرگز ظلم را نادیده نخواهد گرفت.
نویسنده: ز. نظری




