بیست وهشتم جوزا/خرداد 1405، نه فقط پایان یک جنگ، بلکه آغاز فصل تازهای از هژمونی جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای بود. یادداشت تفاهم اسلامآباد که در کاخ تاریخی ورسای فرانسه به امضای روسای جمهور ج.ا.ایران و امریکا رسید، محصول مستقیم پاسخهای کوبنده ج.ا.ایران به حملات هم زمان امریکا و اسرائیل، پشتیبانی بی نظیر مردمی و دیپلماسی خردمندانهای است که واشنگتن را ناگزیر از عقبنشینی کرد.
در حالی که امریکا و رژیم کودک کش صهیونیستی در فوریه 2026 حملات خود را علیه ملت ایران آغاز کردند، مذاکرات غیرمستقیم همچنان در جریان بود؛ اقدام خائنانهای که نشان از بدعهدی واشنگتن داشت. اما آنچه محاسبات پنتاگون را بر هم زد، پاسخهای مافوق تصور ایران در جنگ دوازده روزه و چهل روزه بود. نبردهایی که ثابت کرد برتری میدان کارزار، نه در اتاقهای فکر غربی، بلکه در هوشمندی موشکی و ایمان رزمندگان ایرانی رقم میخورد.
امضای این یادداشت 14 مادهای در کاخ ورسای فرانسه، در کنار امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، پیامی نمادین داشت: همان گونه که ورسای پایان جنگ جهانی اول بود، این تفاهم نامه نیز پایان سلطه گری یک طرفه در غرب آسیا رقم زد.
امریکا و رژیم صهیونیستی حملات خود را در 28 فوریه 2026، در شرایطی آغاز کردند که میز مذاکره میان ایران و امریکا همچنان برپا بود. این اقدام از سوی مقامات ایرانی، مصداق بارز «خنجر از پشت» و بدعهدی تلقی شد.
اما آنچه نقشه دشمن را نقش بر آب کرد، پاسخهای کوبنده ایران در دو مرحله بود یعنی
درجنگ دوازده روزه که با انهدام پایگاههای نظامی امریکا در منطقه و مواضع اسرائیل همراه شد و جنگ رمضان چهل روزه که برتری راهبردی ایران را برای جهانیان به اثبات رساند.
در کنار این قدرت نظامی، میدان داری ملت شریف ایران نقشی تعیین کننده داشت. شبهایی که مردم در میادین تمام شهرهای ایران تجمع میکردند و با شعارهای حماسی، پشتیبانی خود را از نیروهای مسلح اعلام میداشتند. این حضور مردمی، در کنار اطاعت از رهنمودهای رهبر جدید انقلاب، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رمز اصلی تداوم مقاومت و عامل کلیدی در واداشتن امریکا به بازگشت به میز مذاکره بود.
در این جنگ تحمیلی، محور مقاومت با تمام توان خود را به رخ دشمن کشید. حزبالله لبنان، انصارالله یمن و گروه های مقاومت فلسطینی، در هماهنگی کامل با ایران، ضربات مهلکی بر پیکره اسرائیل و متحدانش وارد ساختند.
آنچه در ورسای امضا شد، در واقع سند رسمی تسلیم امریکا در برابر واقعیات میدان بود:
- پایان دائمی عملیات نظامی در تمام جبهه ها.
- رفع کامل محاصره دریایی ایران ظرف 30 روز.
- پایان همه اشکال تحریمها علیه ایران.
- آزاد سازی کامل داراییهای بلوکه شده ایران.
- تخصیص 300 میلیارد دالر برای بازسازی اقتصادی ایران.
این پیروزی، در کنار بازگشایی تنگه هرمز و نقش آفرینی ایران در مدیریت آینده آن، نشان داد که ایران نه تنها در میدان نظامی، بلکه در عرصه دیپلماسی نیز برنده میز مذاکره بوده است.
در سایه این پیروزی، نباید از خفت آلودگی دولت های عربی که در این جنگ نقش ننگینی ایفا کردند، غافل شد. کشورهایی که در برابر کشتار زنان و کودکان فلسطینی توسط اسرائیل، سکوت شرم آوری اختیار کردند و به پیمان ابراهیم پیوستند. سرزمینهای خود را در اختیار امریکاییها گذاشتند و با تجاوزگران همکاری نظامی کردند.
این دولت ها، در تاریخ پرفروغ مقاومت، نه به عنوان برادران عرب مسلمان، بلکه بهعنوان خائنان به آرمان فلسطین ثبت خواهند شد. فرزندان آینده آنها، از این هم پیمانی ننگین با رژیم کودک کش صهیونیستی و امریکا، شرمسار خواهند بود. در مقابل، ایران و محور مقاومت با ایستادگی در برابر ظلم، الگویی ماندگار از عزت و کرامت به جهان ارائه دادند.
خلاصه آنکه، جمهوری اسلامی ایران در این جنگها و متعاقب آن در مذاکرات، یک سهگانهی بینظیر از پیروزی را به ثبت رساند
پیروزی در میدان نظامی: با پاسخهای کوبنده، بازدارندگی ایران به سطحی بیسابقه ارتقا یافت. نابودی پایگاههای نظامی آمریکا و اسرائیل، نشان داد که هرگونه تعرض با هزینههای سنگین همراه خواهد بود.
پیروزی در عرصه اقتصادی: لغو تحریمها، آزادسازی 300 میلیارد دالر برای بازسازی و رفع محاصره دریایی، اقتصاد ایران را از فشارهای بیسابقه خارج ساخت .
پیروزی در عرصه سیاسی و دیپلماسی: امضای تفاهم نامه در کاخ ورسای، با میانجی گری پاکستان و قطر، جایگاه ایران را بهعنوان یک قدرت بزرگ منطقهای تثبیت کرد.
یادداشت تفاهم اسلامآباد، نه یک نقطه شروع، بلکه پایان یک دوران است؛ دوران امنیت ارزان امریکا در غرب آسیا. آنچه در ورسای رقم خورد، سند محرومیت دائمی امریکا از معاملهگری یک طرفه بود.
ملت سر بلند ایران با حضور در میدانها، نیروهای مسلح با پاسخهای کوبنده، و رهبری با دوراندیشی خردمندانه، نشان دادند که اراده ملت ایران، شکست ناپذیرترین سلاح در برابر هرگونه زورگویی است. امریکا و اسرائیل که خیال میکردند با حملات هم زمان، ایران را به زانو درمیآورند، امروز ناگزیر از پذیرش شروط تهران و جبران خسارتهای اقتصادی و سیاسی خود هستند.
و اما عبرت برای کشورهای عربی هم پیمای اسرائیل: تاریخ، نه سکوت در برابر کشتار را میبخشد و نه هم پیمانی با ظلم را. تنها راه ماندگار، ایستادگی در کنار محور مقاومت است؛ همان گونه که ایران و ملت شریفش، الگویی جاودانه از عزت و کرامت به جهان ارائه دادند.
نویسنده: م. کهریزنوی




