توافق در ژنو برای توقف درگیری میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا، نه یک آتش بس موقت، بلکه سند رسمی تسلیم کاخ سفید در برابر منطق قدرت و بازدارندگی ایران اسلامی است. این توافق که با اذعان صریح تحلیلگران غربی همراه شده و گفته می شود که توافق در ژنو در واقع پایان «فشار حداکثری» و آغاز «انزوای حداکثری» برای واشنگتن و تلآویو است. ایران نه تنها هیچ یک از توانمندیهای موشکی، هستهای و منطقهای خود را از دست نداده، بلکه امروز، معادلات خاورمیانه را از موضع قطب اول دیکته میکند.
وقتی خبر توافق برای توقف درگیریهای نظامی میان ایران و امریکا منتشر شد، بسیاری از ناظران بینالمللی نفس خود را حبس کردند. نه به خاطر شگفتی از توافق، بلکه به خاطر “عمق تحقیر واشنگتن” که در مفاد این توافق نهفته بود. امریکایی که ماهها از «تغییر رفتار ایران» سخن میگفت، امروز مجبور است با همان «رفتار مقاومت» کنار بیاید. رسانههای صهیونیستی از «شوک استراتژیک» فریاد میزنند و روزنامههای عبری اعتراف میکنند که اسرائیل تبدیل به «کیسه بوکس» ایران و ترامپ شده است. اما آنچه فراتر از جزئیات نظامی و سیاسی اهمیت دارد، تغییر لایههای ژئوپلیتیک منطقه است یعنی پایان یک جانبهگرایی امریکا و تثبیت ایران به عنوان قدرت تعیینکننده نظم نوین غرب آسیا.
مردم افغانستان بیش از هر ملت دیگری بهای توهمات امریکایی را پرداختند. واشنگتن 20 سال در افغانستان با روایت «مبارزه با تروریسم» و «آوردن دموکراسی» جنایت کرد، اما سرانجام با خفت از کابل گریخت. امروز همان الگو در برابر ایران تکرار شد بلکه خفت بار تر از آن؛ با این تفاوت که ایران هرگز به پای میز مذاکره از موضع ضعف ننشست. وقتی امریکا در میدان شکست میخورد، به رسانه پناه میبرد. عملیات روانی واشنگتن مبنی بر «تعهد ایران به توقف غنی سازی» یا «حذف توان موشکی» دروغی بیش نبود. واقعیت این است که بندهای اصلی توافق، از حفظ برنامه هستهای تا لغو تحریمهای کشتی رانی، تماماً مطابق شروط ایران بسته شده است.
در این میان، برخی رژیمهای نفتی خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، بحرین، امارات و قطر با ننگ همیشگی تاریخ مواجه خواهند شد. این رژیمها با بیشرمانه ترین شکل ممکن، سرزمین، پایگاهها و حریم هوایی خود را در اختیار جنگ افروزان امریکایی و اسرائیلی قرار دادند تا علیه ملت شریف و مسلمان ایران به کار گرفته شود. اما امروز، در حالی که امریکا شکست خود را پذیرفته و اسرائیل به تماشاگر منزوی تبدیل شده، این رژیمها در انزوای کامل به سر میبرند. تاریخ بر چهره آنها آب دهان خواهد انداخت!
جهان هرگز فراموش نمی کنند که چه کسانی در روز نبرد، هم پیمان جلادان و دشمن برادران خود شدند.
ده دستاورد راهبردی که روایت «شکست ایران» را نابود کرد
امریکا تلاش میکند با روایت سازی رسانهای، شکست خود را پیروزی جلوه دهد، اما دستاوردهای میدانی و سیاسی ایران گویاترین سند است:
- فروریختن هیمنه پوشالی دشمن با سرنگونی جنگنده سوخت رسان و شکست عملیات اصفهان.
- حمایت گسترده ملتهای جهان از جمهوری اسلامی ایران؛ از میدانهای لبنان و فلسطین تا دانشگاههای غرب.
- اعتراف رسمی تحلیلگران امریکایی (مانند تام نیکلز) به نرسیدن به هیچ یک از اهداف جنگ..
- مدیریت بینظیر کشور در سخت ترین شرایط پس از شهادت رهبری انقلاب، فرماندهان و مسئولین.
- افشای وحشیگری امریکا در جنایت فجیع مدرسه میناب که چهره واقعی حقوق بشر غربی را نشان داد.
- ناتوانی نظامی دشمن در بازگشایی تنگه هرمز حتی در آخرین لحظات.
- تنها کشور تاریخ که در برابر جبهه استکبار سر تعظیم فرود نیاورد.
- حفظ کامل حق غنی سازی هستهای زیر نظر آژانس بدون هیچ تعهد فراپادمانی.
- دیکته کردن شروط در مذاکرات و مدیریت کامل روند توافق توسط تهران
- بعثت بی نظیر مردمی که برای حمایت از میدان، دیپلماسی، خونخواهی شهدا و خاک وطن، یکپارچه به میدان آمدند.
چه چیزی امریکا را شکست داد؟ نه تنها موشکها و پهپادها، که همبستگی اجتماعی درون جامعه ایران. در حالی که رسانههای غربی سالها از «شکاف داخلی» در ایران میگفتند، لحظه مواجهه با تهدید خارجی، تمام ارکان کشور از حاکمیت تا اقشار مختلف مردم با وحدتی مثال زدنی پشت میدان ایستادند. این رمز بزرگ پیروزی است، ملتی که در برابر دشمن متحد میشود، هرگز شکست نمیخورد.
امروز، واشنگتن در ژنو سند تسلیم امضا کرده است. اما سوال این نیست که امریکا چرا شکست خورد. سوال این است که اگر امروز جمهوری اسلامی ایران پیروز شده، فردا نوبت کیست؟ پاسخ در یک معادله اخلاقی و فلسفی نهفته است: هیچ ابرقدرتی، هیچ ارتش مدرنی، هیچ تحریم فلج کنندهای نمیتواند بر ملتی پیروز شود که «مرگ با عزت» را به «زندگی با ذلت» ترجیح میدهد. این درس جمهوری اسلامی ایران به جهان و به ویژه برای رژیم های پوشالی حوزه خلیج فارس است.
نویسنده: دکتر محمدی، محقق دینی




