نویسنده: ز. نظری
افغانستان برای پنجمین سال متوالی ناامن ترین کشور جنوب آسیاست؛ اما این بار، ناامنی از مرزها به متن شهرها رسوخ کرده است. در کابل، خودروی بدون پلاک دختران را زیر میگیرد و طالبان چهار روز سکوت میکند. در هرات، نیروهای طالبان به زنان بیحجاب تیر مستقیم میزنند. این گزارش، چهره «امارت تک قومی» را افشا میکند: حکومتی فاقد امنیت، عدالت و کرامت انسانی.
در 16-17 جوزا، طالبان دست کم 30 زن را در هرات به اتهام «حجاب اجباری سلیقهای» بازداشت کرد. در 19 جوزا، 100 تا 150 شهروند (اغلب مردان) در منطقه جبرائیل دست به اعتراض مسالمت آمیز زدند. نیروهای طالبان بدون اخطار، با کلاشینکف به سوی جمعیت، از جمله زنان، شلیک کردند. حاصل: یک نوجوان کشته، بیش از 20 زخمی، و مجروحانی که از ترس بازداشت مجدد، به درمانگاه نرفتند. سازمان ملل این اقدام را «استفاده نا متناسب از زور» خواند. پیام طالبان روشن است: هر اعتراض مدنی، حتی در دفاع از زنانِ بازداشت شده، با «ثبات قبرستانی» پاسخ داده میشود.
در حادثهای دیگر، یک لندکروزر سفید بدون پلاک (مشخصات خودروهای مقامات طالبان) عمداً به دختران جوان حمله میکند. طالبان تنها چهار روز بعد و پس از وایرال شدن ویدیو، «شناسایی» عامل را اعلام میکنند، اما از بازداشت یا مجازات او خبری نیست. این رویداد، سؤالی اساسی ایجاد میکند: در حکومتی که مدعی «کنترل کامل امنیتی» است، چگونه چنین خودرویی چهار روز نامحسوس میماند؟ این ضعف، فساد یا همدستی درون نیروهای امنیتی طالبان را فریاد می زند.
از سوی دیگر در گزارشی جنرال بازنشسته آیاسآی پاکستان، جاوید اشرف قاضی، رسماً میپذیرد که تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی) اکنون در تمام ولسوالیهای مرزی افغانستان اردوگاه دارد. تناقض پاکستان:
خود پاکستان، تی تی پی را برای یاری طالبان افغان علیه دولت جمهوری خلق کرد و اکنون ادعای قربانی تروریسم دارد و افغانستان را با حملات پهپادی کورکورانه میکوبد (از جمله بمباران مرکز درمان معتادان در کابل که بیش از 250 غیرنظامی را سوزاند.
راولپندی نمیتواند هم از طالبان بخواهد تی تی پی را مهار کند و هم روزانه خاک افغانستان را بمباران کند. این سیاست دوگانه، مانع اصلی صلح منطقهای است.
پس از پنج سال، طالبان نه تنها به رسمیت شناخته نشده است، بلکه دلایل این عدم شناسایی در ساختار درونی خود او نهفته است: در کابینه دولتی آن نه یک وزیر تاجیک، هزاره یا ازبیک وجود دارد تا چه رسد به اینکه بخواهد امنیت واقعی را برای اقشار مختلف مردم فراهم آورد؛ همان امنیتی که از دختران زیر چرخ موتر در کابل تا زنان هرات زیر گلوله را در بر میگیرد و با تکذیب یا سکوت مطلق در برابر نقدها، تنها بر بحران میافزاید. اکنون افسانه برقراری امنیت در مدیریت طالبان پایان یافته است، چرا که شاخص صلح جهانی 2026 نشان میدهد «بهبود امنیت داخلی» طالبان چیزی جز حاصل سرکوب نیست، نه کارآمدی پلیس. بنابراین راه عبور از این بنبست تنها در سه رکن خلاصه میشود: آگاهی، اتحاد فراقومی و مقاومت مدنی، که هر قشری به سهم خود میتواند نقش ایفا کند؛ روشنفکران با قلم خود افسانه «طالبان = امنیت» را نقد کنند، علمای دین فتوای صریح علیه خشونت جنسیتی و انحصار قومی صادر کنند. این شرم تاریخی بس است که زنان هرات زیر گلوله برای دفاع از حجابی که حتی حق انتخاب آن را ندارند بمیرند، بس است نوجوان هراتی در کنار مادرانش هدف گلوله قرار گیرد و بس است دختران کابلی در روشنایی روز زیر چرخ موترهای بدون پلاک طالب زخمی شوند و عامل آن هرگز بازداشت نشود. امنیت واقعی هرگز با اسلحه و انحصار قومی تأمین نمیشود، بلکه تنها با قانون، مشارکت همگان و کرامت انسانی ممکن است و طالبان در هر سه این جبههها شکست خورده است. پس تأمل کنید، قضاوت کنید و کنشگری کنید.




