جان زنان ارزشمندتر از هر شعار انقلابیِ بی ‌پشتیبان

اعتراضات مردمی در هرات، زنان و مردانی را به خیابان کشانده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند جز آزاری که هر روز بر جانشان می‌گذرد. اما در شرایطی که طالبان نه تنها فرهنگ مدارا با اعتراض مسالمت ‌آمیز را نمی‌فهمد، بلکه آن را تهدیدی مستقیم برای بقای قدرت خود می‌بیند، هر فراخوانی برای خیابان بدون پشتوانه لجستیکی، حقوقی و امنیتی، می‌تواند به فاجعه ای انسانی بدل شود.
جان زنان ارزشمندتر از هر شعار انقلابیِ بی ‌پشتیبان

نویسنده: ز. نظری

اعتراضات مردمی در هرات، زنان و مردانی را به خیابان کشانده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند جز آزاری که هر روز بر جانشان می‌گذرد. اما در شرایطی که طالبان نه تنها فرهنگ مدارا با اعتراض مسالمت ‌آمیز را نمی‌فهمد، بلکه آن را تهدیدی مستقیم برای بقای قدرت خود می‌بیند، هر فراخوانی برای خیابان بدون پشتوانه لجستیکی، حقوقی و امنیتی، می‌تواند به فاجعه ای انسانی بدل شود.

بازداشت خودسرانه زنان در هرات به اتهام «بد پوششی از نظر طالبان»، تیراندازی به معترضان، ورود طالبان به شفاخانه‌ها برای دستگیری زخمی‌ها، و شکنجه بازداشت ‌شدگان، اینها تنها بخشی از گزارش‌هایی است که ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل، و منابع محلی تأیید کرده‌اند. خشم مردم هرات، به‌ ویژه زنان، کاملاً برحق است. اما سؤال اینجاست: در برابر ساختاری که هیچ نهاد مستقل نظارتی، هیچ دادگاه بین‌المللی حاضر در میدان، و هیچ تضمینی برای امنیت معترضان وجود ندارد، آیا هر خروجی به خیابان «اقدامی انقلابی» است یا «قدمی به سوی کشتار»؟

این نوشته، با پذیرش کامل این نکته که طالبان باید پاسخگوی سیاست‌های تبعیض‌آمیز و خشونت ‌بار خود باشد، تلاش می‌کند روایتی مسئولانه از اعتراض ارائه دهد؛ روایتی که در آن، «جان مردم» به هیچ‌عنوان قربانی «شجاعت ‌نمایی مجازی» نشود.

مردم هرات حق دارند وقتی خواهر، مادر یا همسایه‌ شان بدون حکم قضایی بازداشت و شکنجه می‌شود، به خیابان بریزند. گزارش‌های عینی از لت ‌وکوب معترضان و شلیک مستقیم به سوی زنان، نشانه آشکار «استفاده نامتناسب از زور» است. طالبان باید به شدت محکوم شود؛ هم برای سیاست پوشش اجباری که نقض آزادی بیان و کرامت انسانی است، هم برای خشونتی که پاسخ اعتراض مسالمت ‌آمیز را با گلوله می‌دهد.

اما واقعیت تلخ این است: طالبان از فرهنگ «اعتراض مسالمت‌آمیز» نه تنها بی‌خبر است، بلکه آن را معادل «شورش علیه حکومت اسلامی خود شان» تعریف می‌کند. در چنین فضایی، تشویق مردم به خیابان بدون طرح عقب ‌نشینی، بدون شبکه پشتیبانی، و بدون تضمین حداقلی امنیت، به معنای دعوت به خودکشی جمعی است.

در روزهای اخیر، برخی صفحات در فضای مجازی بدون ذکر هویت مشخص، مردم را به «قیام همگانی» دعوت کرده‌اند. اما این افراد هیچ برنامه‌ای برای تخلیه مجروحان ندارند، هیچ تضمینی برای حمایت حقوقی بازداشت ‌شدگان نمی‌دهند و مهمتر از همه، پس از اولین تیراندازی طالبان، ناپدید می‌شوند.

محور اصلی تحلیل من این است که حق اعتراض، هرگز به معنای وظیفه جان‌دادن نیست.!

هر شهروند افغانستان باید این حق را داشته باشد که بدون ترس از گلوله، اعتراض کند؛ اما تا زمانی که طالبان با تانک و مسلسل به خیابان می‌آید، اولویت اول «حفظ جان مردم» است، نه «تعداد بیشتر معترضان در خیابان». کسانی که از راه دور فریاد «انقلاب» سر می‌دهند، باید بدانند که قربانیان واقعی، زنان و مردانی هستند که جسد شان را از شفاخانه بیرون می‌برند.

من به عنوان یک خواهر هراتی شما؛ از همه روزنامه ‌نگاران، تحلیلگران و فعالان مجازی صمیمانه درخواست می کنم که پیش از نوشتن «فراخوان به خیابان»، هزینه انسانی آن را محاسبه کنید. اگر توانایی سازماندهی، محافظت و عقب ‌نشینی امن ندارید، لااقل مردم را بی ‌پشتیبان به کام مرگ نفرستید، مطالبه‌ گری مسئولانه یعنی بگویید: «طالبان را محکوم کنید، اما برای اعتراض، راه‌های کمتر خطرناک مانند طومارنویسی بین‌المللی، کمپین‌های رسانه‌ای، و فشار دیپلماتیک را اولویت دهید.»

رسانه‌های بین‌المللی و سازمان ملل خود اذعان دارند که طالبان به کوچکترین تجمعی با خشونتی کورکورانه پاسخ می‌دهد. پس چرا برخی افراد، مردم بی‌سلاح هرات را به استقبال مرگ می‌فرستند؟ این دیگر «حمایت از اعتراض» نیست؛ این «جنایت با قلم» است.

اعتراضات هرات نشان داد که هیچ ساختار رهبری مشخص، هیچ سناریوی جایگزین، و هیچ پناهگاه امنی برای معترضان وجود ندارد. نیروهای طالبان حتی به راحتی وارد شفاخانه می‌شوند و زخمی‌ها را بازداشت می‌کنند، چون هیچ نهاد مدنی یا گروه حقوق بشری در میدان حضور مؤثر ندارد.

جنبش‌های اجتماعی بدون رهبری شفاف و بدون مسئولیت ‌پذیری، مردم را در معرض بدترین سرکوب‌ها قرار می‌دهند. زنان هرات به یک «استراتژی» نیاز دارند، نه فقط به یک «شعار». اگر کسی مردم را به اعتراض دعوت می‌کند، باید نام، برنامه و پشت‌ سر خود را نیز معرفی کند. در غیر این صورت، این اقدام فریب‌آمیز است.

البته طالبان باید پاسخگو باشد؛ این خواست غیرقابل انکار است، طالبان باید فوراً تمام زنان بازداشت‌ شده را آزاد کند، از تیراندازی به معترضان دست بردارد، به نیروهای خود دستور دهد وارد شفاخانه نشوند و در برابر شکنجه گزارش‌ شده در زندان‌ها، پاسخگو باشند.

مردم هرات حق دارند خشمگین باشند. زنان هرات حق دارند فریاد بزنند. اما در جنگی نامتقارن میان مردم بی‌سلاح و قدرتی که تا دندان مسلح است و کوچکترین تحرکی را دشمنی با خود می‌داند، نباید خود را به کشتن داد.

شجاعت و کمک به زنان کشور این ست که به آنها بگوییم: «ما با شما هستیم، اما نه با فرستادن شما به زیر گلوله. ما با شما هستیم با صدای بلند در سازمان ملل، با شکایت کیفری در دیوان بین‌المللی، با تحریم اقتصادی، با فشار دیپلماتیک، و با آگاه‌ سازی جهانی.»

طالبان باید پاسخگو باشد، اما پاسخگویی زمانی معنا دارد که مردم زنده باشند تا شاهد آن پاسخگویی باشند. جان یک زن هراتی امروز، از هر فراخوان توییتریِ بدون پشتوانه، ارزشمندتر است. مطالبه ‌گری مسئولانه یعنی: محکومیت بی‌امان طالبان + حفاظت از جان مردم + رد هرگونه دعوت به خیابان که زیرساخت ایمنی نداشته باشد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x