شکنجه زنان در زندان طالبان: آیا این همان «کرامت» آیه 70 اسراء است؟

خشونت علیه معترضان در هرات تنها یک سرکوب سیاسی نیست؛ بلکه تقابل آشکار با نص صریح قرآن و اصول بنیادین حقوق بشر است. گزارش‌ها حاکی از آن است که طالبان نه تنها زنان را صرفاً به دلیل «نوع پوشش» بازداشت و شکنجه می‌کنند، بلکه با تیراندازی به سوی تجمع ‌کنندگان مسالمت‌ جو و هجوم به شفاخانه ‌ها برای دستگیری زخمی‌ها، تروریسم دولتی را نهادینه ساخته‌اند.
شکنجه زنان در زندان طالبان: آیا این همان «کرامت» آیه 70 اسراء است؟

خشونت علیه معترضان در هرات تنها یک سرکوب سیاسی نیست؛ بلکه تقابل آشکار با نص صریح قرآن و اصول بنیادین حقوق بشر است. گزارش‌ها حاکی از آن است که طالبان نه تنها زنان را صرفاً به دلیل «نوع پوشش» بازداشت و شکنجه می‌کنند، بلکه با تیراندازی به سوی تجمع ‌کنندگان مسالمت‌ جو و هجوم به شفاخانه ‌ها برای دستگیری زخمی‌ها، تروریسم دولتی را نهادینه ساخته‌اند.

تقابل «امر به معروف طالبانی» با «عدل الهی»

آنچه در هرات می‌گذرد، فراتر از یک اعتراض ساده است. این صحنه، رویارویی دو جهان ‌بینی متفاوت است: از یک سو، زنان و شهروندانی که برای «حق حیات توأم با کرامت» به خیابان آمده‌اند و از سوی دیگر، گروهی که تفنگ را جایگزین «حکمت» در دعوت به معروف کرده‌اند.

گزارش‌های دریافتی از هرات قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. زنانی که به دلیل «لباس نامناسب از نظر طالبان» و «بیرون شدن از خانه» بازداشت و در زندان‌های طالبان شکنجه می‌شوند و در نهایت با این جمله به خانه بازمی‌گردند که: «ما حتی اجازه بیرون آمدن از خانه را نداریم.» ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل، به درستی این اقدامات را «غیرقانونی و غیرقابل قبول» خوانده است. اما سوال اینجاست: چه کسی در داخل افغانستان و در میان رهبران دینیِ ساکت، پاسخگوی این بی‌حرمتی به نام اسلام خواهد بود؟

طالبان در ترازوی قرآن و سنت

طالبان خود را مدعی حکومت دینی می‌دانند، اما عملکرد آن‌ها در هرات مصداق کامل «نفی از دین» است.

  • قرآن کریم در آیه 70 سوره اسراءمی‌فرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ…»  یعنی: به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم. این خطاب شامل زنان و دختران هرات نیز می‌شود. هیچ «قانون پوششی» که از طریق ترس، لت وکوب و زندان وضع شده باشد، نمی‌تواند ادعای «حفظ کرامت» داشته باشد. اسلام، زن را مایه آرامش و مودت معرفی کرده است نه یک شیء تحت سلطه.
  • نقض عدالت در برخورد با معترضان؛ خداوند در سوره النحل آیه 90 دستور می‌دهد: « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ…»  یعنی: «به راستی خدا به عدالت و احسان و بخشش فرمان می‌دهد.»، برخورد مسلحانه با زنانی که خواستار آزادی بیان هستند و ضرب و شتم بازداشت‌ شدگان، نه عدل است و نه احسان. در فقه اسلامی، حتی در برابر دشمن نیز دستور به رعایت عدالت داده شده است. تیراندازی به سوی مردم و هجوم به شفاخانه‌ها برای بازداشت مجروحان، جنایت جنگی و ناقض صریح دین مقدس اسلام است. به تعبیر قرآن، قتل یک انسان بی‌گناه به مثابه قتل همه انسان‌هاست.

دام «خشونت بی‌حساب» و «تحریکات بی‌هویت»

در این میان باید دو افراطی‌گری را ببینیم که هر دو به بهای جان مردم افغانستان تمام می‌شود:

  1. افراط طالبان: آن‌ها با تظاهرات مسالمت‌آمیز بیگانه‌اند و همه را «دشمن» می‌پندارند. این تفکر امنیتی، جامعه را به زندان بزرگ تبدیل کرده است.
  2. افراط در فراخوان‌های بی‌هویت: در سوی دیگر، برخی جریان‌های خارج ‌نشین یا حساب‌های جعلی در فضای مجازی، مردم را به «اعتراضات پراکنده و خودجوش» دعوت می‌کنند. این افراد که جان مردم برایشان اهمیتی ندارد و فقط به فکر «به چالش کشیدن طالبان به هر قیمتی» هستند، خطر بزرگی برای معترضان واقعی محسوب می‌شوند.

نگارنده با استناد به اصل « نه ضرر رساندن به خود و نه به دیگران» که حدیث شریف نبوی است، مردم را از اعتراضات پراکنده و فاقد رهبری منع می‌کنی. چنین حرکاتی بدون پشتوانه لجستیک و رسانه‌ای، تنها بهانه به دست طالبان می‌دهد تا خشونت را تشدید کند و دهها نفر دیگر را در سلول‌های شکنجه ناپدید سازد.

حال آنکه این جنگ و مقابله بر عهده دولتی ست که ساقط شده یا نیروهای نظامی است که ادعای مبارزه مسلحانه با طالبان را دارند، نه بر دوش زنان بی‌پناه در خیابان های کشور.

تصویر زنی که در گزارش گفت: «مرا شکنجه کردند و توهین شدم»، نماد تمام زنانی است که در سایه وحشت طالبانی نفس می‌کشند. این زنان برای چه می‌جنگند؟ برای همان حقی که اسلام برای زنان و دختران قائل است.

امروز زنان هرات همان حق فریاد زدند؛ اما طالبان به جای پاسخگویی، با گلوله پاسخ دادند.

اعتراض، از منظر دین مقدس اسلام و حقوق بشر، حقی طبیعی است. اسلام به مسلمانان اجازه داده در برابر ظلم سکوت نکنند. اما قاعده طلایی را نیز فراموش نکنیم: «هیچ حقی نباید جان انسان‌ها را تهدید کند.»

ما از رهبران طالبان با قلم و استدلال می‌پرسیم:

  1. چرا به جای گفت‌وگو، تهدید می‌کنید؟ آیا شنیدن صدای اعتراض یک زن، پایه‌های حکومت شما را سست می‌کند؟ مگر نه اینکه «شورای حل اختلاف» در اسلام ناظر بر رفع ظلم است؟
  2. آیا بازداشت مجروحان از رختخواب شفاخانه در منطقه جبرئیل، منطبق با «قوانین جنگ» یا اخلاق اسلامی است؟
  3. اگر زنان به دلیل پوشش عدم سلیقه شما بازداشت می‌شوند، چرا ده تن از نیرو های خود تان که در شهر های مختلف افغانستان جرم های سنگینی مانند تجاوز و قتل را مرتکب می شوند، مورد بازخواست قرار نمی‌گیرند؟

فراخوان به کارزار قلم و بیان

همه کارشناسان، فعالان حقوق زن، روحانیون و شخصیت‌های اجتماعی باید سکوت را بشکنند و با قلم خود مقالات و تحلیل‌هایی بنویسید که نشان دهد «سیاست‌های طالبان علیه زنان، خلاف شرع  و مخالف سنت نبوی در برخورد با زنان است، و خلاف اخلاق و تناقض با مکارم اخلاق است، و خلاف منافع ملی  و ناامنی و انزوای بین‌المللی است. و با صدای خود در مجامع دینی، فتوای صریح صادر کنید که شکنجه و حبس به دلیل نوع لباس، در اسلام گناه کبیره است.

ما به یک وفاق ملی برای زنان نیاز داریم، نه خشونت خیابانی. قضیه هرات یک آزمون بزرگ است؛ هم برای طالبان و هم برای جامعه جهانی. طالبان باید بدانند که دیوار ترس فرو می‌ریزد. وجدان بیدار بشریت، دیگر شکنجه زنان در شبه ‌نام دین را تحمل نخواهد کرد.

طالبان با این همه زورگویی، نمی‌توانند زنان و دختران کشور را از حقِ زیستن با کرامت محروم کنند. اسلام واقعی در قلب آن زنان مظلوم کشور خانه دارد، نه در تفنگ خشک طالبان. افغانستان نیازمند عدالت است، نه وحشی‌گری؛ نیازمند گفت‌وگو است، نه تهدید. ما منتظر روزی هستیم که صدای اذان در کشور با صدای آزادی خواهران ما گره بخورد، نه با ناله شکنجه ‌شدگان.

 

نویسنده: دکتر محمدی

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x