سیاست دوگانه و مجازات تاریخی: قصاصِ حمایت از افراط‌گرایی

اظهارات اخیر رئیس ‌پیشین آی‌اس‌آی پاکستان مبنی بر اینکه تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) به ‌دنبال تشکیل حکومت در مناطق قبایلی است، اگرچه از جنبه فنی درست است، اما از رویارویی با حقیقتی تلخ برای نهادهای امنیتی پاکستان طفره می‌رود. پدیده تی‌تی‌پی تنها یک گروه تروریستی خودجوش نیست، بلکه «بومرنگی» است که پس از دهه‌ها حمایت مالی و تسلیحاتی پاکستان از افراط‌گرایی برای بی‌ ثبات‌ سازی افغانستان، اکنون گریبان ‌گیر خود اسلام ‌آباد شده است.
سیاست دوگانه و مجازات تاریخی: قصاصِ حمایت از افراط‌گرایی

نویسنده: م. کهریزنوی

اظهارات اخیر رئیس ‌پیشین آی‌اس‌آی پاکستان مبنی بر اینکه تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) به ‌دنبال تشکیل حکومت در مناطق قبایلی است، اگرچه از جنبه فنی درست است، اما از رویارویی با حقیقتی تلخ برای نهادهای امنیتی پاکستان طفره می‌رود. پدیده تی‌تی‌پی تنها یک گروه تروریستی خودجوش نیست، بلکه «بومرنگی» است که پس از دهه‌ها حمایت مالی و تسلیحاتی پاکستان از افراط‌گرایی برای بی‌ ثبات‌ سازی افغانستان، اکنون گریبان ‌گیر خود اسلام ‌آباد شده است.

جنرال بازنشسته جاوید اشرف قاضی، رئیس اسبق آی‌اس‌آی، اخیراً در گفتگویی مدعی شده است که تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) با بهره‌ گیری از حاکمیت طالبان در افغانستان، پایگاه‌ های خود را در امتداد مرزهای شرقی مستحکم کرده و آرزوی تشکیل حکومت مستقل در مناطق قبایلی پاکستان را در سر می پروراند.

در سطح ظاهری، تحلیل ایشان درست است. گزارش‌های سازمان ملل در سال 2026 تأیید کرده که تی‌تی‌پی به یکی از بزرگ ‌ترین گروه‌های نظامی مستقر در افغانستان تبدیل شده و دست به حملات پیچیده‌ای علیه پاکستان می‌زند. اما آنچه در این اظهارات گم شده، پرسش اساسی «علت‌العلل» این بحران است. چرا تی‌تی‌پی، که در اصل «ساخته دست» استخبارات پاکستان برای کمک به طالبان افغان و جنگ نیابتی در افغانستان بود، امروز به گلوی سازندگان خود چنگ انداخته است؟

واقعیت این است که اسلام‌آباد اکنون در حال درو کردن طوفانی است که خود دهه‌ها پیش کاشت. امروز که پاکستان طالبان افغان را به حمایت از تی‌تی‌پی محکوم می‌کند، همان گروهی است که آی‌اس‌آی دیروز برای جلوگیری از نفوذ هند، «کودک خجالتی» خود را پرورش داد و «مدرسه ‌سازی» کرد.

برای درک بحران امروز، باید به سه دهه قبل بازگردیم. پاکستان هرگز نتوانسته این باور پارانوئید را کنار بگذارد که افغانستان حیات خلوت آن برای جلوگیری از نفوذ هند است. به گزارش اندیشکده «ویلسون سنتر»، آی‌اس‌آی پس از جنگ علیه شوروی، طالبان افغان را ایجاد نموده و نه تنها به آنها پول و سلاح داد، بلکه آنها را در ساخت مواد منفجره و تاکتیک‌های انتحاری آموزش داد. تکنیک‌هایی که بعدها جان بیش از پنجاه هزار غیرنظامی شهروندان افغانستان را و هزاران سرباز پاکستانی را گرفت.

اما جنون بزرگ پاکستان، «حمایت از طالبان افغان در برابر طالبان پاکستانی» بود. منطق پوچ اسلام‌آاد این بود که می‌توان «طالبان افغان» را علیه هند و حکومت افغانستان پرورش داد و «طالبان پاکستانی»  را سرکوب کرد. این رویکرد دوگانه آنقدر ساده ‌لوحانه بود که حتی یک کودک نیز متوجه می‌شد که ایدئولوژی مرز نمی‌شناسد.

در بخشی از بیانیه قاضی آمده است که «هند و افغانستان از تی‌تی‌پی حمایت تسلیحاتی و مالی می‌کنند». این اتهام، از سوی نهادی شنیده می‌شود که بودجه سالانه آن در دهه 90 صرفاً صرف «ایجاد عدم ثبات در کابل» می‌شد. گزارش‌های منتشر شده از اسناد پنتاگون نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی حتی پس از 11 سپتامبر، به حمایت لجستیکی از شبکه حقانی و طالبان ادامه داد و این حمایت‌ها با آگاهی کامل سیا انجام می‌گرفت.

امروز، طالبان افغان در کابل بر سر قدرت است. این گروه، دیروز مدیون خون کشته شدگان تی‌تی‌پی بود که در کنار آن‌ها علیه ارتش جمهوری اسلامی افغانستان می‌جنگیدند. طالبان افغان در قامت یک «دولت اسلامی»، خود را موظف به «وفاداری به متحدان دیروز» می‌داند. آنها به سادگی نمی‌توانند تی‌تی‌پی را که برای پیروزی شان در برابر دشمن مشترک دولت پیشین افغانستان جنگید، از افغانستان اخراج کنند. این همان «سیاست بومرنگ» است: هر اقدامی، واکنشی هم‌ارز دارد.

جالب توجه است که همان پاکستانی‌ها که در دهه 1990، شعار «ایجاد حاکمیت اسلامی در کابل» را بر دیوارهای آی‌اس‌آی نقاشی می‌کردند، امروز از ادعای «تشکیل حکومت تی‌تی‌پی در مناطق قبایلی» وحشت دارند. این تناقض، ناشی از نگاه ابزاری به تروریسم است. پاکستان می‌خواست «مار سمی» را در حیاط خلوت همسایه نگه دارد، اما غافل از اینکه مار، طاقت قفس ندارد و صاحب خانه را نیز نیش می ‌زند.

حمله هوایی اخیر پاکستان به خاک افغانستان که به کشته شدن 26 نیروی تی‌تی‌پی منجر شد، اما در مقابل، وزارت دفاع طالبان از کشته شدن 11 کودک افغان در این حملات نیز خبر داد.  این قربانی‌گیری غیرنظامیان نشان می‌دهد که اسلام ‌آباد هنوز هم راه حل نظامی را به راه حل سیاسی ترجیح می‌دهد، همان خطایی سابقی را که در افغانستان مرتکب شد همچنان ادامه دارد.

ظلم تاریخی پاکستان به افغانستان با حمایت از افراطی‌ها برای مقابله با جبهه مقاومت ملی، امروز به شکل «تروریسم سرگردان» در ولایت های خیبر پختوخوا برگشته است. جنرال قاضی و نهاد او (آی‌اس‌آی) اگر امروز به دنبال راه‌ حل هستند، اولین گام، توبه راهبردی است: توقف سیاست دوگانه، اعتراف به نقش مخرب گذشته در افغانستان و پذیرش این واقعیت که امنیت پایدار در منطقه بدون احترام متقابل و قطع حمایت از هرگونه افراط‌گرایی  در هیچ جای دنیا ممکن نیست.

طالبان افغان نیز اگر به دنبال مشروعیت بین‌المللی است، نمی‌تواند خاک خود را به پایگاهی برای حمله به هیچ کشوری، حتی پاکستان متخاصم، تبدیل کند. اما در شرایط کنونی، شاهد نوعی «انتقام سرد تاریخی» هستیم: طالبان افغان با چراغ سبز به تی‌تی‌پی، در حال پرداخت «جریمه تاخیر» به همتای پاکستانی خود هستند؛ همتایی که روزی برای بقای آن‌ها جنگید.

ادعای قاضی مبنی بر «حمایت هند» نیز بیشتر بهانه‌ای برای توجیه ناتوانی داخلی است. اگر هند می‌تواند با بودجه‌ای ناچیز، ثبات پاکستان را بر هم بزند، این نه هوشمندی هند که نماد ورشکستگی سیستم مدیریت بحران خود پاکستان است. در یک کلام: «هر که باد را بکارد، طوفان درو خواهد کرد.» امنیت پایدار پاکستان در گرو همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگان است، نه ساختن بمب و بمب‌گذار.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x