نویسنده: م. کهریزنوی
بیست سال پس از جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان، اکنون طالبان افغان در کابل حکومت میکنند، اما «تحریک طالبان پاکستان» در خاک افغانستان امنیت یافته است. حملات هوایی پاکستان به بهانه مبارزه با تروریسم، هر بار ده ها غیرنظامی، عمدتاً کودکان و زنان، قربانی میدهد.
وقتی گلولهها و بمبها از مرزها عبور میکنند، نخستین قربانیان همیشه «غیرنظامیان بیگناه» هستند. گزارش اخیر از حملات هوایی پاکستان به ولایتهای کنر، خوست و پکتیکا 13 کشته شامل 11 کودک و یک زن برجای گذاشته، تنها یکی از قربانیهای سیاستی است که در آن دولت پاکستان، امنیت خود را با جان مردم عادی گره زدهاند. از یک سو پاکستان مدعی «عملیات دقیق ضد تروریستی» علیه مخفیگاه های تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) است و از سوی دیگر، حکومت طالبان افغانستان میگوید که این حملات تجاوز و جنایت علیه بشریت است. اما غائله اصلی اینجاست: چرا تیتیپی در افغانستان پناه گرفته؟ و چرا پاکستان با وجود ادعای دقت، همیشه غیرنظامیان را هدف قرار میدهد؟
در بیست سال حضور جمهوریت در افغانستان (2001-2021)، طالبان افغانستان نه یک گروه بومی خودجوش، بلکه بازوی راهبردی استخبارات پاکستان (ISI) بود. در آن سالها، عملیات های انتحاری در کابل، قند هار، مزارشریف و هرات، هزاران غیرنظامی را به شهادت رساند. مکاتب، مساجد، بازارها و حتی شفاخانه ها، زایشگاه، دانشگاه ها نیزهدف قرار میگرفت. اسناد به جا مانده از آن دوره نشان میدهد که بمبها و مواد منفجره از خاک پاکستان تأمین و عملیاتها توسط شبکه حقانی و طالبان با هماهنگی مستقیم ISI طراحی میشد. طالبان در آن سالها هرگز ادعای حمایت از تیتیپی را نداشت، اما از همان الگو علیه دولت افغانستان استفاده میکرد.
از برگشت طالبان به قدرت در سال 1400، بیش از پنج سال میگذرد، اما به جای مهار گروههای تروریستی، عملاً «تیتیپی» در امتداد مرزهای مشترک با پاکستان مستقر شده است. این گروه، که خود زاییده سیاستهای پیشین استخبارات پاکستان برای تضعیف دولت افغانستان بود، اکنون از خاک افغانستان علیه اسلامآباد عملیات برنامه ریزی میکند. طبیعی است که پاکستان عصبانی باشد، اما عصبانیت اسلام آباد نباید به بمباران کودکان افغان در روستاها بینجامد. این یک تناقض آشکار است: همان پاکستان که در گذشته تیتیپی را بهعنوان برگ برنده علیه افغانستان پروراند، امروز با همان برگ برنده زخمی میشود و برای تلافی، روستاهای بیدفاع افغانستان را هدف میگیرد.
استخبارات پاکستان نه تنها در بیست سال جمهوریت، افغانستان را ناامن ساخت، بلکه «تیتیپی» را نیز خود به وجود آورد تا در کنار طالبان افغان علیه دولت و مردم افغانستان بجنگد. اکنون که طالبان افغان حاکم شدهاند، بهعنوان «قدردانی» از کمکهای گذشته، به تیتیپی اجازه فعالیت میدهند. این بازی دوگانه پاکستان (پرورش تروریسم برای تضعیف همسایه، سپس شکایت از تروریسم) نزد هیچ نهاد حقوق بشری قابل دفاع نیست. اما در نقطه مقابل، طالبان افغان نیز نمیتوانند با توجیه «همسایگی» و «اخوت اسلامی»، خاک خود را پایگاه عملیاتی گروههای مسلح علیه پاکستان تبدیل کنند. این اشتباه راهبردی طالبان است که به پاکستان بهانه بمباران میدهد.
پیتر ایلیچف، مدیر بخش چالشهای جدید در وزارت خارجه روسیه، به درستی اعلام کرده است که وضعیت امنیتی افغانستان بحرانی است و حدود 20 گروه تروریستی با 20 تا 23 هزار نیرو در افغانستان فعالند. این سخنان تأیید میکند که افغانستان دیگر فقط قربانی طالبان نیست، بلکه قربانی امنیتی شدن بیپایان خود توسط پاکستان و گروه های نیابتی است. در این میان، مردم مظلوم و بیدفاع افغانستان هر بار خون میدهند: در دوره جمهوریت از بمبهای انتحاری طالبان که پشتش پاکستان بود، و در دوره طالبان از بمبهای هوایی پاکستان که بهانه اش حضور تیتیپی است.
افغانستان در پنجاه سال اخیر همواره «میدان جنگ نیابتی» دیگران بوده است. امروز، دو نیرو یکی استخبارات پاکستان و دیگری طالبان افغانی و پاکستانی – هرکدام به سهم خود آتش این بحران را شعله ور نگه داشتهاند: یکی با پناه دادن به تیتیپی و دیگری با بمباران روستاها و کشتار کودکان. اما حقیقت تلخ این است که نه پاکستان با بمباران غیرنظامیان به ثبات میرسد، نه طالبان با میزبانی از تروریستها مشروعیت بینالمللی به دست میآورد. آنچه امروز در کنر، خوست و پکتیکا میگذرد، جنایت جنگی است. آنچه در پناهگاههای تیتیپی در افغانستان میگذرد، نقض صریح تعهدات بینالمللی طالبان است. تنها راه نجات مردم افغانستان، خروج از این معادله صفر-صفر است: طالبان باید خاک خود را از هر گروه مسلح خارجی پاک کند، و پاکستان نیز باید به بمباران کور پایان دهد و پرونده امنیت خود را از طریق دیپلماسی، نه بمب افکنی، حل کند.




