نویسنده: دکتر محمدی، محقق دینی
شبکه حقوق بشر کردستان از جنایت هولناکی در ولایت سرپل خبر میدهد: «مفتی محمدالله»، مسئول اداره حج و اوقاف طالبان، پس از مخالفت یک مادر کُرد با ازدواج اجباری دختر 15 سالهاش با وی، هر دو را به رگبار میبندد. اما ماجرا تلخ تر از این است: این «مُفتی طالبان» همسر خود و مادرِ همسرش را نیز به قتل رسانده است. این گزارش که با بازداشت قاتل از سوی طالبان تأیید شده، یک سوال اساسی را پیش میکشد و آن اینکه چه نظافت اخلاقی و چه نظام ارزشی در حاکمیت طالبان حاکم است که یک «مُفتی کثیف» – که متولی امور دینی و حلال و حرام الهی است – به راحتی مرتکب قتل همسر، مادر همسر، و سپس یک مادر و دختر بیگناه دیگر میشود؟
ساعت از اتمام بیست سال «جمهوریت» در افغانستان بسیار گذشته است، اما هر روز خبری جدید از زوایای تاریک حاکمیت کنونی طالبان بیرون میآید که وجدان بشری را به درد میآورد. اینبار، قربانیان، پناهندهای به نام «چیمن حسینزاده» و دختر نوجوانش «سارا یوسفی» هستند. آنها پس از دو دهه زندگی ساده در ولسوالی کوهستانات، نه به دست یک فرد عادی، بلکه به دست «مفتی محمدالله، مسئول اداره حج و اوقاف طالبان» به قتل رسیدند. جرقه این فاجعه، مخالفت مادر با ازدواج اجباری بود؛ جرمی که در اسلام سخت ترین مجازات های اخروی و دنیوی را دارد، اما در فرهنگ طالبان گویا، پاداشی جز گلوله ندارد.
قابل یاد آوری می دانیم که «چیمن حسینزاده» – همان «بیبی چمنگل» که سالها در روستاهای کوهستانات چون فرشتهای مهربان، پرستار محرومان و درمانگر بیچشمداشت بیماران بود، در برابر این خواسته شوم ایستاد. زنی که عمر خود را صرف التیام دردهای دیگران کرده بود، اکنون میبایست از جان شیرین ترین موجود زندگیاش، یعنی دختر 15 سالهاش سارا، در برابر گرگِ طالبان در لباس مُفتی دفاع کند.
مادر این خانواده، حدود 20 سال پیش یعنی در زمان حکومت مجاهدین و اوایل جمهوریت، عازم افغانستان شد. در آن زمان، چه کسی پاسخگوی امنیت جان و مال او بود؟ واقعیت تلخ آن است که در آن بیست سال، اگرچه چالشهای فراوانی وجود داشت، اما حکومت پیشین هرگز نمیتوانست یک «مقام رسمی» را علناً متهم به چنین جنایتی کند و سپس بدون محاکمه شفاف، تنها به خبر بازداشت وی اکتفا کند. سوال اینجاست: «مفتی محمدالله طالب» پیش از این، چه جنایتهایی را در پس پرده نهادهای طالبانی پنهان کرده بود؟ آیا نیروهای امنیتی پیشین از سابقه این «حیوان وحشی» خبر نداشتند، یا شاید طالبان همواره آگاهانه چشم خود را بر جنایات نیروهایشان بستهاند تا آنها را در ردههای بالا حفظ کنند؟ این حادثه نشان میدهد که اولویت همیشه «نیرو» و بقای حکومت طالبان بوده است، نه مردم افغانستان. چیمن و سارا، قربانی «جمهوریت» نبودند، بلکه قربانی ساختاری شدند که در آن طالبان نیروهای وحشی خود را چون گنجینهای حفظ میکند تا روز موعود.
در بسیاری از جوامع، وقوع جنایت تلخ است، اما انسان با این واقعیت کنار میآید که جنایتکار در لایههای زیرین جامعه پنهان میشود. اما آنچه این فاجعه را به «ابر فاجعه» تبدیل میکند، جایگاه شغلی و مذهبی قاتل است “مفتی محمدالله، مسئول اداره حج و اوقاف طالبان”؛ ای کاش او یک سرباز عادی یا یک اوباش خیابانی بود. اما نه، او «مُفتی طالب» است، کسی که در نظام طالبان متولی بیان احکام شرع، صدور فتوا و نظارت بر اماکن مقدس است. او انسانی است که باید به تعبیر قرآن، الگوی اخلاق و عدالت باشد.
حال بیایید به دو جنایت بزرگ این «مفتی طالب» نگاه کنیم:
جنایت اول، قتل همسر و مادر همسر (مادرزن خود): طبق اعلام سخنگوی امنیه طالبان در سرپل، متهم «همسر و مادرِ همسرش را به قتل رسانده است». این یعنی «مفتی محمدالله» پیش از آنکه به سراغ چیمن و سارا برود، دست خود را به خون نزدیک ترین زنان زندگیاش – همسر خود و مادر همان همسر – آلوده کرده بود. یک «مسئول حج و اوقاف» چگونه با همسر خود که مفروضاً سالها با او زندگی کرده و از او فرزند دارد، چنین میکند؟ مگر پیامبر اسلام (ص) نفرمود: «شما را به نیکی با زنان سفارش میکنم؟ مگر قرآن در سوره روم (آیه 21) نمیگوید: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» (و از نشانههای او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا بدانها آرامش یابید)؟ اما این «مُفتی طالب»، نه آرامش، که وحشت و مرگ را برای همسرش به ارمغان آورد. او مادر همسرش را نیز کشت؛ همان زنی که در فرهنگ اسلامی احترام «مادر» را دارد، چه برسد به مادر زن که پیامبر (ص) درباره او فرمود: « نیکی کردن به مادر زن، برکت است.» این انسان، همسر خود را کشت، مادرِ مادرِ فرزندانش را کشت، و سپس سارای 15 ساله را خواست و مادرش را هم کشت. آیا این یک «حیوان وحشی» نیست؟ آیا چنین کسی شایسته است یک وجب از خاک یک کشور اسلامی را هم اداره کند؟
جنایت دوم، تلاش برای ازدواج اجباری با دختر 15 ساله و قتل مادر و دختر: پس از آنکه این مفتیِ طالب و قاتل، همسر و مادرزن خود را از سر راه برداشت، به گمان خود برای آزادی عمل بیشتر، به سراغ «سارا یوسفی» 15 ساله رفت. او خواستار ازدواج اجباری با این دختر نوجوان شد. اما «چیمن حسینزاده» مادر سارا، مانند یک شیر زن کُرد، ایستاد و مخالفت کرد. جرم این مادر چه بود؟ جرمش این بود که نمیخواست دختر نوجوانش در آغوش یک وحشی و قاتلِ همسرش اسیر شود. اما مفتیِ طالبان، با همان تفنگی که همسر و مادرزنش را با آن کشته بود، به سوی مادر و دختر تیراندازی کرد و هر دو را به خاک و خون کشید. تف بر وجدان نداشتهء تان: این یک جنایت فردی نیست؛ این جنایت سازمان یافته یک حاکمیت طالبانی است که یک آدم کشِ چند باره را به عنوان «مسئول حج و اوقاف» منصوب کرده است!
ما در مقام یک عالم دینی و با اتکا به قرآن و سنت، این دو جنایت را محکوم کرده و طالبان را به چالش میکشیم:
اولاً: جنایت در مقابل «آیه نکاح» و رضایت: خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً…» (ای کسانی که ایمان آوردهاید، برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه میراث ببرید…) [سوره نساء، آیه 19]. همچنین پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «دوشیزه باکره را نمیتوان تزویج کرد مگر اینکه از او اجازه گرفته شود».
«مفتی طالب» قاتل، نه تنها رضایت دختر 15 ساله را نادیده گرفته، بلکه به دلیل مخالفت مادر، هر دو را به قتل رسانده است.
ثانیاً: حکم قتلِ عمد در اسلام و قصاص: قتل همسر و مادرزن و سپس یک مادر و دختر بیگناه، جرمی ست نابخشودنی. قرآن در سوره بقره (آیه 178) صراحتاً میفرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی» (قصاص در کشتگان بر شما نوشته شده است). اما آیا این مفتی قصاص میشود؟ آیا طالبان جرأت دارد یک «مفتی» خود را به دار آویزد؟ هرگز. این سکوت و مماشات، خود بزرگ ترین گناه است!
ثالثاً: تعارض آشکار با مسئولیت «حج و اوقاف»
«حج» نماد صلح، برابری و رحمت است. حاجیان در عرفات فریاد میزنند: «لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ» (خدایا به دعوتت پاسخ میگویم). «اوقاف» نیز نهاد خیریه و خدمت به مردم است. اما مفتی محمدالله، وظیفه در امور حج و اوقاف را به قتلگاه تبدیل کرده است. آیا شما چگونه مسئولیت های این چنینی را به افراد وحشی می سپارید؟ که کاروان را به حج ببرد؟ طالبان با انتصاب این فرد، به تمام مسلمانان جهان توهین کرده است. در کجای قرآن چنین دولتی «اسلامی» معرفی شده است؟ مگر خداوند در سوره مائده (آیه 8) نمیگوید: «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی» (دشمنی با گروهی شما را بر آن ندارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که به تقوا نزدیک تر است)؟ اما طالبان عدالت را به سخره گرفته است.
«مفتی محمدالله» فقط یک دیوانه قاتل نیست؛ او نماد تمام عیار حاکمیتی است که با سودای خلافت و به بهانه شرع، امنترین جایگاههای دولتی را به وحشی ترین افراد میسپارد.
اکنون که این سطور را میخوانید، در گوشهای از افغانستان، صدها «مفتی محمدالله» دیگر با لباس روحانیت، با تسبیح و تفنگ، در انتظار فرصتی برای شکار زنان و دختران نشستهاند. و بدتر اینکه طالبان به جای اعدام این وحشی، او را «بازداشت» کرده و احتمالاً پس از چند روز با وساطت ریش سفیدان ( طالبان باز نشسته) آزاد خواهد کرد. ما به عنوان مسلمانانی که به قرآن و سنت پایبندیم، فریاد میزنیم: «این طالبان، نه از ماست، نه با ما، و نه نماینده اسلام.» اسلام از چنین «مفتیهایی» بیزار است. پیامبر (ص) فرمود: «سخت ترین عذاب روز قیامت برای عالمی است که خداوند او را از علمش سود نرسانده باشد.»
آیا ما نیز در این جنایت شریک نیستیم؟ هر لحظه که سکوت میکنیم، هرگاه این خبر را بدون محکومیت قاطع میخوانیم، و هر بار که به طالبان «عادی سازی» را هدیه میدهیم، انگار خودمان نیز ماشه را چکاندهایم. امروز نوبت چیمن و سارا بود، فردا نوبت هر زن و دختری در هر کجای این جهان است که سکوت ما حامی ظلم باشد. یادمان باشد: «هر کس نتواند از یک زن و دختر در مقابل یک مفتی قاتل دفاع کند، حق ندارد فردا دم از اسلام و انسانیت بزند.»
آنها باید بدانند و آگاه باشند، دفتر سیاه اعمال شان هر روز پر و پرمحتوا تر میشود. منتظر روزی باشند که عدالت واقعی – چه در این دنیا چه در آن دنیا – دامن شان را بگیرد!
والسلام علی من اتبع الهدی




