تحقیر واشنگتن و سقوط راهبردی نتانیاهو

از آتش‌ افروزی تا آتش‌ سوزی: شکست راهبردی واشنگتن-تل‌آویو در برابر ایرانِ ریشه‌ دار
تحقیر واشنگتن و سقوط راهبردی نتانیاهو

نویسنده: م. کهریزنوی

امریکا و اسرائیل که آغازگر جنگ ‌های فرسایشی علیه ایران بودند، اکنون در دام تشدید بحرانی گرفتار شده‌اند که خود طراحی کردند. بنیامین نتانیاهو که می‌پنداشت با «چراغ سبز ترامپ» می‌تواند محور مقاومت را نابود کند، اکنون در موقعیتی دیده می‌شود که دیگر یک «شریک راهبردی» نیست، بلکه «بار سیاسی» برای کاخ سفید است. اذعان تحلیلگران موساد و اساتید دانشگاه شیکاگو، اسارت استراتژیک رژیم صهیونیستی را تأیید می‌کند: ایران نه ‌تنها شکست نخورده، بلکه معادلات جدیدی را به منطقه تحمیل کرده است.

هرگاه تاریخ جنگ در غرب آسیا را مرور می‌کنیم، یک الگوی ثابت تکرار می‌شود و آن اینکه آغازگری از سوی امریکا و اسرائیل، اما پایان قاطع با دست برتر جمهوری اسلامی  ایران رقم می خورد. از ترور فرماندهان مقاومت تا حملات سایبری و تهدید به نابودی زیرساخت‌ های هسته‌ای، تمام سناریوهای تهاجمی با پاسخی کوبنده و متقارن‌ تر از سوی جمهوری اسلامی ایران مواجه شده‌اند. حملات جدید ایران در پاسخ به تجاوز به ضاحیه بیروت، نه فقط یک واکنش نظامی، بلکه عبور از خطوط قرمزی بود که تهران نمی توانست در برابرش سکوت کند.

در این میان، بنیامین نتانیاهو که خود طراح ارشد جنگ فرسایشی علیه ایران و لبنان بود، امروز در تناقضی آشکار گرفتار آمده است، جنگی که برای سرنگونی نظام ایران کلید زد، اکنون به تهدید موجودیت امنیتی و سیاسی خود اسرائیل تبدیل شده است.

برخلاف روایت ‌پردازی‌های رسانه‌ای غرب، داده‌ های میدانی و تحلیل‌های غیرجانبدار حاکی از آن است که ایران با سلاحی جدید از این میدان خارج شده است: قدرت بستن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم چانه‌ زنی واقعی. جنرال بازنشسته بریتانیایی «شان بل» صراحتاً اذعان کرده است که «رادارهای قدرتمند امریکایی توسط ایران نابود شدند و دیگر هیچ راه حلی برای شکست ایران وجود ندارد؛ ایران اکنون فرمان را در دست دارد.»

در همین راستا، رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، هشدار می‌دهد که«امریکا و اسرائیل بدترین دام تشدید تنش از زمان ویتنام را راه انداختند؛ ایران قوی ‌تر شده و این یک شکست بزرگ برای آنهاست.» این اظهارات نشان می‌دهد که تهدید نظامی، دیگر کارت برنده واشنگتن و تل‌آویو نیست.

بخش اعظم گزارش روزنامه الاخبار بر این نکته تأکید دارد که دولت امریکا دیگر نتانیاهو را متحدی قابل اتکا نمی‌بیند، بلکه او را «بار سیاسی» می‌داند که باید با احتیاط از او عبور کرد. دنی سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در موساد، تلألو این دوراهی را اینگونه تشریح می‌کند: «اسرائیل یا واکنش نشان دهد و خطر درگیری مستقیم با امریکا را بپذیرد، یا عقب ‌نشینی کند و بگذارد ایران معادله جدیدی شکل دهد.»

به عبارت دیگر، نتانیاهو اکنون در موقعیتی نیست که شرایط آتش ‌بس را دیکته کند؛ او به تماشاگری نشسته که حتی توافق احتمالی ایران و امریکا نیز «بدون رضایت او» رقم خواهد خورد. هری سیسون، فعال رسانه‌ای امریکایی نیز طعنه‌آمیز می‌نویسد: «ترامپ دوباره در صحنه جهانی تحقیر شد؛ او ضعیف است و نتوانست مانع اقدامات اسرائیل شود»؛ تحقیری که نشان از فروپاشی اتحاد فریبنده نمایشی واشنگتن دارد.

از منظر حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل، هرگونه حمله پیش ‌دستانه به حاکمیت ملی کشورها، از جمله ایران، مصداق بارز تجاوز است. چراغ سبز ترامپ به نتانیاهو برای بمباران ضاحیه بیروت و تشدید تنش با ایران، ناقض بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد است. حملاتی که به کشتار غیرنظامیان، نابودی زیرساخت‌ها و بی ‌ثباتی منطقه دامن زد، بدون محاکمه و مجازات نمی ‌ماند.

امریکا و اسرائیل که همواره خود را مدعی نظم لیبرال و حقوق بشر معرفی می‌کنند، با نقض آشکار قوانین جنگ (همچون هدف قرار دادن مناطق مسکونی و استفاده از سلاح‌های ممنوعه) نشان دادند که ابزار اخلاقی برایشان صرفاً پوششی برای منافع توسعه‌طلبانه است.

این تحولات یک حقیقت تلخ را برای دولت مردان خلیج فارس آشکار کرد: ائتلاف با اسرائیل، سپر نیست، بلکه دام است.. کشورهای عربی که تصور می‌کردند می‌توانند با عادی ‌سازی روابط، امنیت خود را تضمین کنند، اکنون می‌بینند که اسرائیل نه تنها توان محافظت از آنها را ندارد، بلکه عامل جذب آتش و بی‌ثباتی است.

کشور های عربی باید خود را از دام روابط پنهان و آشکار با اسرائیل رها سازند. از عادی‌سازی دست بردارند تا نام خود را بیش از این در تاریخ وجدان اسلامی و انسانی آلوده نکنند. آینده نظم منطقه در احترام به حاکمیت ملی ایران، محور مقاومت و برابری حقوقی رقم می‌خورد، نه در راهروهای امنیتی نتانیاهو.

در یک کلام، آنچه در غرب آسیا رقم خورد، یک «شکست نظامی» ساده نبود، بلکه مرگ تدریجی یک پارادایم است: پارادایمی که بر پایه «تهدید ایران از موضع قدرت» استوار بود. ایران امروز نه تنها سرنگون نشده، بلکه به رقیبی راهبردی تبدیل شده که معادلات خود را به واشنگتن و تل‌آویو دیکته می‌کند.

جنگ نتانیاهو برای نابودی ایران، به جنگی تبدیل شد که اسرائیل را از درون متلاشی می‌کند؛ بحران اقتصادی، فرسایش نظامی در دو جبهه (غزه و لبنان)، انزوای بین‌المللی و از دست دادن حمایت بی ‌چون و چرای امریکا. در سوی مقابل، ایران با «ریشه‌ دارتر شدن»، «سلاح استراتژیک جدید» و «بازگشت به مدار اقتصاد جهانی» تبدیل شده است.

آیا این پایانِ ماجراست؟ احتمالاً نه. اما این پایان «توهم برتری غرب» است. آنچه آینده را رقم خواهد زد، نه لابی‌های تسلیحاتی و نه تهدیدهای موشکی، بلکه عقلانیت مقاومت در برابر جاه‌ طلبی‌های نامحدود است. تجربه اخیر به تمام کشورهای جهان آموخت که هر امپراتوری که آغازگر جنگ باشد، سرانجام در آتش آن خواهد سوخت،  اما این بار، کاخ سفید و کرانه باختری، هر دو در یک قایق نشسته‌اند که سوراخ‌ های آن را خودشان ایجاد کردند.

سقوط نتانیاهو کودک کش، نه یک خبر، که یک هشدار برای همه معماران جنگ است!

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x