نویسنده: دکتر لنگرزاد
رحلت آیتالله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض، از مراجع بزرگ جهان تشیع، از برجسته ترین فقیهان معاصر و یکی از شناخته شده ترین شخصیتهای علمی افغانستان در سطح جهان اسلام، موجی از اندوه و واکنش را در کشورهای اسلامی و محافل علمی و دینی برانگیخت. دولت عراق سه روز عزای عمومی اعلام کرد و شخصیتها، مراجع دینی پیامهای تسلیت صادر کردند. با این حال، سکوت طالبان در برابر درگذشت این شخصیت بزرگ علمی و دینی، پرسشهای جدی درباره نگاه این گروه به تنوع مذهبی، جایگاه علما و مفهوم هویت ملی در افغانستان ایجاد کرده است. این سکوت صرفاً یک غفلت سیاسی نیست؛ بلکه نشانهای از یک رویکرد ساختاری است که پیامدهای عمیق فرهنگی، اجتماعی و ملی به همراه دارد.
آیتالله العظمی محمد اسحاق فیاض تنها یک مرجع شیعی نبود. او یکی از ارکان حوزه علمیه نجف، از برجسته ترین فقیهان جهان اسلام و شخصیتی افغانستانی بود که نامش در کنار بزرگ ترین مراجع معاصر شیعه قرار داشت. پس از رحلت ایشان، دولت عراق عزای عمومی اعلام کرد و شخصیتهای سیاسی و دینی از جمله مقامات عراقی، رهبران سیاسی کشورهای مختلف و سازمان همکاری اسلامی پیامهای تسلیت صادر کردند.
در چنین شرایطی، سکوت طالبان بیش از آنکه یک تصمیم تشریفاتی یا اداری تلقی شود، به یک موضع سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شد؛ موضعی که بار دیگر نگاه این گروه به جامعه شیعه، به نخبگان علمی افغانستان و به مفهوم «ملت واحد افغانستان» را آشکار ساخت.
در فرهنگ اسلامی، احترام به عالمان دینی یک اصل پذیرفته شده میان تمام مذاهب اسلامی است. حتی در اختلافات فقهی و مذهبی نیز سنت اسلامی بر تکریم اهل علم تأکید دارد. از همین رو، هنگامی که دولتها، مراجع و نهادهای اسلامی از کشورهای مختلف درگذشت آیتالله فیاض را تسلیت گفتند، انتظار میرفت طالبان نیز دست کم از جایگاه یک حکومت مدعی اسلامی، نسبت به این ضایعه واکنش نشان دهند.
اما سکوت آنان این پرسش را ایجاد میکند که آیا طالبان اساساً ظرفیت به رسمیت شناختن شخصیتهای علمی خارج از چارچوب ایدئولوژیک خود را دارند؟
این سکوت، از منظر بسیاری از ناظران، نه یک فراموشی، بلکه نوعی بیاعتنایی ساختاری به جایگاه علم، مرجعیت دینی و شخصیتهای مستقل جهان اسلام محسوب میشود.
درگذشت چنین شخصیتی، در هر کشوری میتوانست به یک مناسبت ملی برای تجلیل از دانش، علم و افتخارات معنوی آن کشور تبدیل شود. اما طالبان با بی توجهی به این رخداد، نشان دادند که نه تنها درک روشنی از مفهوم «مفاخر ملی» ندارند، بلکه توانایی و ظرفیت تجلیل از سرمایههای علمی و فرهنگی افغانستان را نیز از دست دادهاند.
حکومتی که نتواند از بزرگ ترین سرمایههای معنوی و علمی ملت خود تقدیر کند، در حقیقت پیوند خود را با حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه قطع کرده است.
نقدی که از سوی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی مطرح میشود، این است که سکوت طالبان را نمیتوان صرفاً یک اشتباه سیاسی دانست.
طالبان سابقهای طولانی در تبعیض، حذف و برخوردهای خشونت آمیز علیه شیعیان افغانستان دارند. از رویدادهای تلخ دهه 1370 گرفته تا محدودیتها و نگرانیهای موجود در سالهای اخیر، همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا طالبان واقعاً به تنوع مذهبی افغانستان باور دارند یا خیر.
در این چارچوب، عدم صدور پیام تسلیت برای درگذشت یکی از بزرگ ترین مراجع شیعه جهان، از نگاه منتقدان، ادامه همان رویکرد خصمانه و ایدئولوژیک تلقی میشود؛ رویکردی که به جامعه شیعه افغانستان این پیام را میدهد که هنوز هم در ساختار فکری طالبان جایگاه برابر و محترمانهای ندارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران سکوت طالبان را نشانهای از برخورد کینهتوزانه و تبعیضآمیز نسبت به شیعیان افغانستان ارزیابی میکنند؛ برداشتی که اگرچه طالبان آن را رد کنند، اما رفتار سیاسی آنان زمینه شکلگیری چنین قضاوتی را فراهم کرده است.
از منظر اخلاق سیاسی، احترام به شخصیتهای علمی و فرهنگی، نشانه بلوغ یک حکومت است. از منظر عقلانی نیز حکومتها با تجلیل از مفاخر ملی، سرمایه اجتماعی تولید میکنند و حس تعلق شهروندان را تقویت مینمایند.
اما طالبان با این سکوت، تصویری معکوس ارائه کردند؛ تصویری که نشان میدهد آنان در تجلیل از شخصیتهای ملی، گرفتار محدودیت های ایدئولوژیک و تعصبات مذهبی هستند.
افغانستان کشوری متشکل از اقوام، مذاهب و سنتهای گوناگون است. شکلگیری هویت ملی در چنین جامعهای تنها زمانی ممکن است که همه گروهها احساس کنند در حافظه رسمی کشور سهم دارند.
نادیده گرفتن شخصیتی مانند آیتالله فیاض، در واقع نادیده گرفتن بخشی از تاریخ علمی، فرهنگی و مذهبی افغانستان است.
چنین رویکردی نه تنها همبستگی ملی را تقویت نمیکند، بلکه شکافهای اجتماعی و مذهبی را عمیقتر میسازد. حکومتی که به علما احترام نگذارد، به تدریج اعتماد مردم را نیز از دست خواهد داد؛ زیرا احترام به دانش و شخصیتهای علمی، مقدمه احترام به شهروندان است.
بیتوجهی به مرجعیت علمی، در حقیقت بیتوجهی به آینده فکری و فرهنگی افغانستان است. طالبان با حذف یا نادیده گرفتن نمادهای هویتی و علمی، افغانستان را از ریشههای تاریخی و فرهنگی خود جدا میکنند و زمینه شکل گیری یک هویت ملی فراگیر را تضعیف میسازند.
رحلت آیتالله العظمی محمد اسحاق فیاض آزمونی مهم برای طالبان بود؛ آزمونی که میتوانست فرصتی برای نشان دادن احترام به علم، علما، تنوع مذهبی و سرمایههای ملی افغانستان باشد. اما سکوت این گروه، تصویری متفاوت به نمایش گذاشت.
تا زمانی که طالبان نتوانند از مرزهای تنگ ایدئولوژیک عبور کرده و مفاخر ملی را متعلق به همه افغانستان بدانند، سخن گفتن از وحدت ملی، همزیستی مذهبی و دولت فراگیر، بیش از آنکه یک واقعیت باشد، یک شعار سیاسی باقی خواهد ماند.




