از رواج ابتذال تا تطهیر طالبان؛ دو چهره سعد محسنی رونمایی شد

سعد محسنی، رئیس «موبی‌گروپ» (شبکه تلویزیونی طلوع)، با اظهارات جنجالی خود مبنی بر «عدم تفاوت چشمگیر وضعیت زنان در شهرهای بزرگ نسبت به دوران جمهوریت»، نه تنها واقعیت تلخ حاکم بر افغانستان را نادیده گرفته، بلکه مرتکب تطهیر سیستماتیک ظلمی شده است که طالبان بر پیکر نیمه جان جامعه افغانستان تحمیل کرده اند.
از رواج ابتذال تا تطهیر طالبان؛ دو چهره سعد محسنی رونمایی شد

نویسنده: ز. نظری

سعد محسنی، رئیس «موبی‌گروپ» (شبکه تلویزیونی طلوع)، با اظهارات جنجالی خود مبنی بر «عدم تفاوت چشمگیر وضعیت زنان در شهرهای بزرگ نسبت به دوران جمهوریت»، نه تنها واقعیت تلخ حاکم بر افغانستان را نادیده گرفته، بلکه مرتکب تطهیر سیستماتیک ظلمی شده است که طالبان بر پیکر نیمه جان جامعه افغانستان تحمیل کرده اند.

سعد محسنی، مدیری که روزگاری نماد رسانه مدرن و به قول غربی ها «روپرت مرداک افغانستان» خوانده می شد، این بار در اظهاراتی تأمل برانگیز مدعی شده که وضعیت زنان در شهرهای بزرگ تفاوت چندانی با دوران جمهوریت ندارد و آنها می توانند رانندگی کنند یا بدون پوشاندن صورت در کوچه ها ظاهر شوند. اما این تحلیلِ به ظاهر واقع بینانه، یا ناآگاهی از ساختار قدرت طالبان است و یا فریبکاری رسانه ای. واقعیت این است که آنچه در افغانستان می گذرد نه «تفاوت چشمگیر»، بلکه یک نسل‌ کشی فرهنگیِ برنامه ریزی شده است.  اظهارات محسنی، پیش از آنکه یک تحلیل اجتماعی باشد، یک بیانیه تجاری برای حفظ امپراتوری رسانه‌ای موبی گروپ است.

از رواج ابتذال برای درآمدزایی تا دفاع از حجاب اجباری!

سعد محسنی امروز که از رفت و آمد نسبی زنان سخن می گوید، گویا فراموش کرده است که در دوران موسوم به جمهوریت، شبکه طلوع به عنوان یکی از بزرگترین برنامه های مبتذل و شبکه های همکاری با کمپانی های خارجی شناخته می شد.
در آن دوران، سياست تلويزيون طلوع تحت مديريت محسني چنان بود که موجی از برنامه‌های بیگانه و گاه متناقض با فرهنگ بومی را به خانه‌ها آورد.  منتقدان همواره به این نکته اشاره داشتند که این شبکه ها به دنبال عادی سازی روابط آزاد و ترويج فرهنگ مبتذل غربی در جامعه سنتی افغانستان بودند. محسنی که امروز نگران «حجاب» زنان است، آن روزها به دنبال جذب سرمایه از هر طریقی بود. این ریاکاری که امروز با چهره یک فعال حقوق زنان پشت تریبون ظاهر می شود، در برابر چشمان تاریخ رسانه ای افغانستان رسواست.

اظهارات محسنی مبنی بر اینکه زنان همچنان می توانند «رانندگی کنند» یک فریب بزرگ است. زندگی زنان در کابل، هرات و مزار و دیگر شهر ها امروز زندانی در قفس قوانین «امر به معروف و نهی از منکر طالبانی» است؛ رهبر طالبان دستور اجرای قانونی را داده است که بر اساس آن صدای زنان باید «پوشیده» شود و حضورش در خارج از منزل صرفاً در مواقع ضروری و با پوشاندن کامل صورت مجاز است. به تازگی در هرات، طالبان بیش از 20 زن را تنها به دلیل «تخلّف در پوشش» در ملأ عام دستگیر کردند.  آیا این دستگیری های گروهی در دوران جمهوریت سابقه داشت؟

دختران از لیسه ها و دانشگاه ها رانده شده اند. نرخ بی سوادی در میان دختران به بالاترین حد خود رسیده و سازمان ملل این وضعیت را «پاک شدن چهره زنان از زندگی عمومی» توصیف کرده است.

زنان از 99٪ مشاغل دولتی و خصوصی اخراج شده اند. حتی در رسانه ها مانند شبکه خود محسنی، زنان مجبورند پشت پرده کار کنند و با حجاب کامل و ماسک روی آنتن بروند.

اینها فقط بخشی از محدودیت هاست. سعد محسنی چگونه جرات می کند این زندان ساخته شده از قوانین افراطی را با شرایط دو دهه گذشته مقایسه کند؟

سعد محسنی از آن دست فعالانی است که حالا دیگر در دبی نشسته و از آنجا تاج و تخت رسانه‌ای خود را مدیریت می‌کند. او به خوبی می داند که برای ادامه حیات تجاری اش در بازار سخت افغانستان، چاره ای جز تعامل با طالبان ندارد. او در مصاحبه‌هایش طالبان را «یکدست نمی‌داند» و از «مذاکره با آنها برای تولید سریال با بازیگران زن یائسه» سخن می‌گوید.
این اظهارات اخیر او دقیقاً در راستای عادی ‌سازی ظلم است. او با گفتن اینکه «زندگی دارد می‌چرخد»، می خواهد به جامعه جهانی و افکار عمومی بقبولاند که تحریم ها و فشارها بر طالبان بی فایده است و باید وضع موجود را پذیرفت. او به جای آنکه از تریبون خود برای محکومیت فرمان صریح رهبر طالبان مبنی بر پوشاندن صدا و صورت زنان استفاده کند، دارد برای قاتلان آزادی روپوش تهیه می کند. این همان «رقص عجیب» با طالبان است که منافع تجاری کثیف را بر شرافت انسانی ترجیح می دهد.

سعد محسنی، شما امروز می گویی وضعیت زنان تغییر نکرده، در حالی که در دوران سقوط جمهوریت، تو طالبان را به عنوان خطری برای رسانه های آزاد معرفی می کردی. تضاد شخصیتی تو امروز رسوا شده است. تو با این تحلیل سخیف، یا قربانی توهم شده ای و یا خائن به وجدان بیداری. تو که در دوران طلایی رسانه‌ای خود با نمایش برنامه‌های سطحی و گاه مبتذل، پایه‌های فساد اخلاقی را در برخی لایه‌های جامعه ریختی، امروز نمی توانی مدعی حقوق زنان باشی.
این دوگانگی را فراموش نمی کنیم که امروز برای حفظ «چند فرکانس تلویزیونی» و سرمایه‌های موبی گروپ، داری از سخت ‌ترین دیکتاتوری جنسیتی قرن دفاع می‌کنی. سخنان تو توهین به آن میلیون ها دختری است که دیگر حق دیدن صنف درس را ندارند و به آن زندانیانی که در هرات به جرم نداشتن روسری مناسب، کتک خوردند.

افغانستان امروز زندانی است که سقف آهنین آن بر اساس قوانین ننگین «طالبانی» بنا شده است. آزادی صرف «رانندگی» برای معدود زنانی که جرأت خروج دارند، نمی تواند غبار سنگین ناامیدی و عقب گرد تاریخی را بزداید. حرف های سعد محسنی تنها یک پیام دارد و آن اینکه رسانه‌های بزرگ نیز برای بقا، حاضرند وجدان خود را به حراج بگذارند. او نشان داد که «قدرت نرم» وقتی در برابر «قدرت سخت چماق» قرار می گیرد، به راحتی زیرمیزی معامله می شود.
بیداری وجدان جهانی در برابر این تطهیرها وظیفه دارد. سعد محسنی، تاریخ رسانه‌ای و موقعیت کنونی تو، هر دو در یک چیز مشترکند: «سوداگری بر تن رنجور زنان افغانستان!»

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x