نویسنده: م. کهریزنوی
چه پیوندی میان عید غدیرخم و رحلت امام خمینی وجود دارد که تاریخ 14 جوزا را به نقطهای استثنایی در تقویم سیاسی-فرهنگی ایران تبدیل کرده است؟ این مطلب، با بازخوانی میراث آیت الله امام خمینی و تبیین پیام سیاسی-اجتماعی غدیر، نشان میدهد که انقلاب اسلامی نه یک واقعه صرفاً سیاسی، بلکه «احیای پروژه امت سازیِ غدیر» در عصر مدرن بوده است. روایت واحد «ولایت مداری، عدالت خواهی، استکبارستیزی و مقاومت» نقطه اشتراک این دو مناسبت است.
چه بسیارند روزهایی که در تقویم، شادی و اندوه را در کنار هم نشاندهاند؛ اما 14 جوزا در ایران معاصر، بی نظیر است: از سویی، سالروز رحلت مردی که نظام سیاسی مبتنی بر «ولایت فقیه» را نظریه پردازی و اجرا کرد و از سوی دیگر، عید غدیرخم که در روایت شیعی، سند تمامعیار «ولایت مداری به مثابه نظام حکمرانیِ عادلانه» است. این هم زمانی، فرصتی برای تأمل در این پرسش بنیادین فراهم میکند: آیا انقلاب اسلامی تنها یک رویداد تاریخی بوده یا فصل جدیدی از «امت سازی غدیر» در عصر ملت-دولت هاست؟
در نگاه سکولار مدرن، هویت ملی حول مرزهای جغرافیایی و زبان شکل میگیرد. اما در روایت غدیر، پیامبر اسلام (ص) با نصب علی(ع) در «غدیرخم»، به مسلمانان اعلام میکند که «امت» نه بر پایه قبیله، بلکه بر محور «ولایت و عدالت» تعریف میشود. امام خمینی (ره) در اندیشه و عمل، این منطق را به عصرحاضر آورد: انقلاب اسلامی مرزهای شیعه و سنی، فارس و کرد و ترک و عرب را در یک «امت سیاسی» با آرمان مشترک «نه شرقی نه غربی» تعریف کرد. تحلیلهای منتشرشده در روزنامه اطلاعات (جوزا/خرداد 1358) نشان میدهد که شعارهای اولیه انقلاب از «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به سرعت به «عدالت برای مستضعفان» تبدیل شد؛ دقیقاً همان گفتمانی که غدیر آن را «خلافت الهیِ مردم پایه» مینامد. امام خمینی با احیای نهاد «جمعه» و «نماز جمعه» به عنوان میراث غدیر، امت سازی را از مسجد به خیابان و سیاست کشاند.
یکی از غفلتهای رایج در تحلیل غدیر، فروکاهش آن به یک رویداد صرفاً خلافت شناختی است. اما متن خطبه غدیر مملو از تأکید بر «عدالت اقتصادی» است. پیامبر در آن خطبه، علی(ع) را حامی فقرا و دشمن ستمگران معرفی میکند. آیت الله امام خمینی در دهه 1360، با تصویب قانون «قصاص» و «بیتالمال» و همچنین شعار «آبادانی محرومان»، دقیقاً به این وجه غدیر اشاره داشت. بازخوانی وصیت نامه الهی-سیاسی امام خمینی نشان میدهد که او غدیر را نه فقط یک رخداد کلامی، بلکه منشور حکمرانی عادلانه میدانست. از همین رو، یکی از نقاط انتقاد جدی امام به نظام شاهنشاهی، نابرابری فاحش طبقاتی و غارت بیتالمال بود.
در اینجا به یک پرسش اخلاقی-فلسفی میرسیم: آیا ولایت مداری با دموکراسی سازگار است؟ در اندیشه امام خمینی، ولایت فقیه نه به معنای دیکتاتوری، بلکه «امانت الهی برای اجرای عدالت با نظارت مردم» تفسیر میشد. غدیر نیز در تحلیل تاریخی، بیعت مردم با علی(ع) را شرط تحقق ولایت میداند. یعنی «نصب الهی» بدون «پذیرش مردمی» کارآمد نیست. امام خمینی با نهاد «رفراندم» و «مجلس خبرگان» این وجه دموکراتیک غدیر را به روز کرد. همچنین محور «استکبارستیزی»: در خطبه غدیر، دشمنان ولایت، مستکبرانی معرفی میشوند که حق فقرا را میخورند. امام خمینی این مفهوم را به «امریکا، شوروی سابق و صهیونیسم جهانی» تسری داد. شعار «مرگ بر امریکا» در ایران، نه یک شعار احساسی، بلکه بازتولید زبان غدیر علیه قارونهای زمانه بوده است.
نقش برجسته امام خمینی در احیای نظام سیاسی غدیر
امام خمینی در نجف و پاریس و قم، غدیر را از یک باور شعائری به یک «نظام سیاسیِ کارآمد» تبدیل کرد. او با نظریه «ولایت مطلقه فقیه»، اختیارات ولی را به اندازه اجرای عدالت و دفع ظلم توسعه داد. از نگاه فلسفی، امام خمینی نشان داد که غدیر، نقطه آغاز «قرارداد اجتماعی عادلانه» در تمدن اسلامی است: مردم به خدا و رسول و سپس به امام به عنوان ضامن عدالت بیعت میکنند. او همچنین با تشکیل دولت مستضعفین، پیام غدیر را به ضدیت با اشرافیت گری ترجمه کرد.
هم زمانی غدیر و رحلت امام خمینی، یک پیام روشن دارد: پروژه امت سازی مبتنی بر ولایت، عدالت و استکبارستیزی هرگز تمام نمیشود.
چهاردهم جوزا به ما یادآوری میکند که عید بودن یک روز، تنها به شادی نیست، بلکه به «تعهد به بازسازی پیام آن واقعه» است.




