زنان افغانستان قربانی مصلحت اندیشی و سکوت جامعه جهانی

ملاله یوسفزی، برنده جایزه صلح نوبل و نماد جهانی مبارزه برای حق آموزش دختران، با انتقاد شدید از بی‌عملی رهبران جهان، هشدار داده است که جامعه جهانی در برابر نقض گسترده حقوق زنان و دختران در افغانستان دچار سکوت و بی‌تفاوتی شده است. او در گفت‌وگویی با روزنامه «آبزرور» بریتانیا خواستار ایجاد سازوکارهای جدی برای پاسخگو کردن عاملان نقض حقوق بشر شد و تأکید کرد که بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، آینده زنان و دختران افغان را به شدت تهدید کرده و بسیاری از دستاوردهای دو دهه گذشته را از میان برده است.
زنان افغانستان قربانی مصلحت اندیشی  و سکوت جامعه جهان

ملاله یوسفزی، برنده جایزه صلح نوبل و نماد جهانی مبارزه برای حق آموزش دختران، با انتقاد شدید از بی‌عملی رهبران جهان، هشدار داده است که جامعه جهانی در برابر نقض گسترده حقوق زنان و دختران در افغانستان دچار سکوت و بی‌تفاوتی شده است. او در گفت‌وگویی با روزنامه «آبزرور» بریتانیا خواستار ایجاد سازوکارهای جدی برای پاسخگو کردن عاملان نقض حقوق بشر شد و تأکید کرد که بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، آینده زنان و دختران افغان را به شدت تهدید کرده و بسیاری از دستاوردهای دو دهه گذشته را از میان برده است.

یوسفزی با اشاره به محرومیت زنان از حق تحصیل در سطوح متوسطه و عالی و بسیاری از فرصت‌های شغلی، این وضعیت را نه یک مسئله داخلی یا فرهنگی، بلکه یک بحران جهانی حقوق بشر دانست و هشدار داد که اگر جهان کاری برای دختران افغان انجام ندهد، پیامی خطرناک به دختران سراسر جهان مخابره خواهد کرد. او در عین حال امید را نه یک هدیه از بیرون، بلکه انتخابی آگاهانه و نتیجه مبارزه‌گری زنان افغان توصیف کرد.

سخنان ملاله یوسفزی فراتر از یک بیانیه همدردی انسانی، لایه‌های عمیق‌تری از بحران اخلاقی و شکاف میان گفتمان حقوق بشر و واقعیت‌های سیاسی را آشکار می‌سازد. تحلیل این موقعیت نیازمند بررسی چند محور کلیدی است.

یکی از نکات مهم، گذار از نقش «حمایت‌کننده» به «بازدارنده» در گفتمان حقوق بشر است. یوسفزی به درستی بر این نکته تأکید می‌کند که سکوت جامعه جهانی، به خودی خود نوعی حمایت از وضعیت موجود است. در روابط بین‌الملل، عدم اقدام هنگامی که نقض گسترده حقوق بشر رخ می‌دهد، به معنای تأیید ضمنی یا دست‌کم بی‌اعتنایی به آن است. وقتی جامعه جهانی نتوانسته است مکانیزم‌های حمایتی را برای زنان افغان فعال کند، عملاً اعتبار خود را در زمینه حقوق بشر خدشه‌دار کرده است. این شکست، اعتماد عمومی نسبت به نهادها و قوانین بین‌المللی را کاهش می‌دهد و به قدرت‌های مستبد این سیگنال را می‌دهد که می‌توانند بدون ترس از عواقب بین‌المللی، حاکمیت مطلق خود را بر بخش‌های وسیعی از جمعیت اعمال کنند.

توهم «مسئله داخلی» و دفاع از حاکمیت ملی به قیمت فدا کردن حقوق بشر، چالش دیگر است. یکی از دلایلی که کشورهای غربی و منطقه‌ای را به سمت سیاست‌های بی‌طرفی یا مذاکره‌محور سوق داده، استناد به اصل عدم مداخله در امور داخلی است. یوسفزی این استدلال را باطل می‌کند؛ چرا که حقوق بشر، به ویژه حق آموزش و شغل، مرز نمی‌شناسد. وقتی حکومتی با سانسور شدید آموزشی و اقتصادی زنان مواجه می‌شود، این دیگر یک انتخاب فرهنگی محلی نیست، بلکه جنایتی علیه نیمی از جمعیت است که پیامدهای آن امنیت منطقه‌ای و جهانی را تهدید می‌کند. اقتصاد افغانستانی که نیمی از نیروی کار خود را حذف کرده، به طور طبیعی در انزوا و رکود فرو می‌رود که این نیز با ثبات منطقه در تضاد است.

بن‌بست دیپلماتیک و هزینه‌های انسانی «سیاست‌های واقع‌گرایانه» نیز در کانون توجه است. جامعه جهانی، به ویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، در دام یک پارادوکس گرفتار شده‌اند: از یک سو می‌خواهند از حقوق زنان حمایت کنند و از سوی دیگر، ترس از تثبیت طالبان یا ایجاد پناهگاه برای تروریسم، آن‌ها را به سمت سیاست‌های مصلحت‌آمیز سوق داده است. نتیجه این سیاست‌های دوگانه، خلع سلاح اخلاقی است. یوسفزی با خواستن «سیستم‌های پاسخگویی»، در واقع اشاره به نیاز به فشارهای هدفمند علیه فرماندهان مستقیم نقض حقوق بشر دارد. تا زمانی که رهبران طالبان احساس نکنند که نقض حقوق زنان هزینه شخصی و سیاسی برایشان دارد، تغییر رفتار از طریق فشارهای عمومی غیرممکن است.

در نهایت، امید به عنوان یک عمل مقاومت، نه یک احساس عاطفی، پیامی قدرتمند دارد. یوسفزی تعریف مجددی از امید ارائه می‌دهد؛ امیدی که نه یک حس غریزی یا هدیه‌ای از سوی دولت‌های غربی، بلکه یک انتخاب آگاهانه و نوعی سلاح است. این نگاه، فعالان حقوق زنان در داخل افغانستان را از جایگاه قربانیان منفعل خارج کرده و به عنوان قهرمانانی فعال معرفی می‌کند که با وجود خطرات جانی، شبکه‌های آموزشی مخفی را حفظ می‌کنند. این پیام برای دختران افغانستان حیاتی است: آن‌ها تنها نیستند و مبارزه‌شان، حتی اگر نامرئی باشد، ارزشمند و مؤثر است.

سخنان ملاله یوسفزی هشداری است برای جهان که اگر حقوق زنان در افغانستان قربانی بازی‌های سیاسی و ملاحظات امنیتی شود، پایه‌های اخلاقی حقوق بشر جهانی تکان خواهد خورد. راه حل، نه در سکوت تحقیرآمیز و نه در مداخلات نظامی پرهزینه، بلکه در ایجاد فشارهای دیپلماتیک هوشمند، حمایت از شبکه‌های آموزشی مخفی، و متوقف کردن هرگونه عادی‌سازی رابطه با حکومتی است که زنان را از جامعه طرد می‌کند. تا زمانی که دختران افغان نتوانند آزادانه به مدرسه بروند، جهان نتوانسته است تعهد خود را به عدالت و برابری ادا کند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x