روز جهانی کودک؛ شریعتی که فراموش شد و نسلی که سوخت

طوفان فقر، طلوع تلخی؛ کودکان کابل نه «روز جهانی» می‌شناسند و نه «رحمت الهی» را می‌بینند
روز جهانی کودک؛ شریعتی که فراموش شد و نسلی که سوخت

نویسنده: ز. نظری

همزمان با نخستین روز ماه جون، جهانیان به استقبال «روز جهانی کودک» می‌روند؛ اما در پایتخت افغانستان، کودکان به سختی معنی این روز را می‌فهمند، چرا که مشغول کار در سطح شهرهستند.

کودکان، آینه تمام نمای سلامت یا سقوط یک جامعه هستند. هرچند سازمان ملل اول ژوئن را به نام «حمایت از کودکان» نامگذاری کرده، اما در افغانستان، هر روز برای میلیون ها کودک، روز «مبارزه برای بقا» است.

واقعیت تلخ آن است که کودکان افغانستان نه در دورانی که «جمهوریت» نام داشت و نه اکنون که «امارت اسلامی» پنج سال از حاکمیت آن می‌گذرد، طعم شیرین کودکی را نچشیده است. اما تفاوت اساسی در این است که در دوران پیشین، فقر بزرگ ‌ترین دشمن کودک بود، اما امروز، علاوه بر فقر، یک دستگاه ایدئولوژیک حاکم بر کشور نیز پا را فراتر از بی‌عدالتی اقتصادی گذاشته و محرومیت سیستماتیک از آموزش (به ویژه برای دختران) و کودک ‌کاری اجباری را نهادینه کرده است. این یک عقبگرد تاریخی و اخلاقی است که نیازمند واکاوی ریشه‌ای دارد.

ما نمی‌خواهیم از گذشته «آرمان ‌شهری» بسازیم. در دوران جمهوریت، فقر ساختاری و بی‌برنامگی مزمن نیز کودکان را به خیابان‌ها کشانده بود. آمار سازمان های بین‌المللی همواره نشان می‌داد که افغانستان یکی از خطرناک ‌ترین نقاط جهان برای رشد کودک است. اما آنچه در پنج سال اخیر رخ داده، یک «نظام‌مند شدن وحشت» است.

خبر می‌گوید که وزارت کار و امور اجتماعی طالبان از رسیدگی به 40 هزار «قضیه» خبر می‌دهد. این آمار در نگاه اول شاید امیدوارکننده باشد، اما سوال این است: مگر قرار نبود با آمدن «نظام اسلامی»، ریشه فقر و بی ‌سرپرستی خشکانده شود؟ چرا پس از پنج سال، همچنان با «کودکان دیپورت شده» و «بازداشتی» مواجهیم؟ متاسفانه درک طالبان از «حمایت» عمدتا محدود به «پرورشگاه‌ها» و نگهداری فیزیکی است، در حالی که آنها از طریق سیاست‌های انزواطلبانه، اقتصاد ویران شده خانواده‌ها را نابود کرده‌اند. تحریم‌های بین‌المللی ناشی از سیاست‌های جنسیتی و امنیتی طالبان، مستقیما سفره نان خانوارها را خالی ‌تر کرده و در نتیجه، کودک برای تامین نان، ناچار از ترک مکتب و روی آوردن به کارهای سخت شده است. شرایط کودکان نه تنها بهتر نشده، بلکه لایه‌ای از محرومیت شرعی و سیاسی به آن اضافه شده است.

وقتی از رسانه ها می شنویم که کودک 10 ساله مکتب را بخاطر فقر ترک کرده و در خیابان های کابل به فروش تخم مرغ رو آورده و پسر هفت ساله به مکتب نرفته در سطل های زباله دنبال غذا می گردد، مصداق بارز نقض آشکار حقوق کودکان در اسلام هستند. وزارت کار وعده می‌دهد «جلو کار شاقه اطفال را بگیرد»، اما این وعده در برابر واقعیتی به نام «نیاز معیشتی» رنگ می‌ بازد.

در جوامع سنتی افغانستان، طفل از نان «حرام» یا کار سخت در امان بود، اما امروز حاکمیت به دلیل عدم مشروعیت بین‌المللی، قادر به جذب سرمایه برای ایجاد اشتغال برای پدران نیست. از سوی دیگر، تفسیر خشک و قبیله‌ای طالبان از «جهاد» و «امر به معروف»، تمام بودجه کشور را صرف امنیت نظامی و سرکوب فکری می‌کند تا صرف توانمند سازی اقتصادی. نتیجه آن می‌شود که پدر بی‌کار، تنها راه نجات را فرستادن فرزند به خیابان می‌بیند. اینجا نه تنها کودک، بلکه کرامت انسانی قربانی یک ایدئولوژی حاکمیتی ناکارآمد شده است..

اینجا حساس‌ترین نقطه چالش است. طالبان خود را پرچم ‌دار «شریعت» می‌دانند، اما در عمل از اساس ‌ترین تعالیم رحمانی اسلام در قبال کودکان فاصله گرفته‌اند. اسلام «کار» را برای کودک نه به عنوان منبع درآمد، بلکه به عنوان «تمرین زندگی» و «آموزش مهارت» تعریف می‌کند، نه استثمار.
در منابع معتبر فقهی و حدیثی، حقوق متقابلی بر گردن والدین و حاکمیت اسلامی نهاده شده که طالبان به صراحت آن را نقض می‌کنند.

قرآن کریم در سوره اسراء، آیه 31 به صراحت قتل و آزار کودکان به دلیل فقر را حرام اعلام می‌کند. قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ»، یعنی: و فرزندانتان را از ترس فقر (و تنگدستی) نکشید؛ ما آنان و شما را روزی می‌دهیم.

کودک کار اجباری مدرن، نوعی «قتل تدریجی» روح و جسم کودک است. خداوند صراحتاً فرموده که او روزی ‌رسان است، نه اینکه کودک باید در خیابان دنبال روزی برود. طالبان که مدعی اجرای حدود الهی هستند، چرا این آیه را در توزیع بودجه و ایجاد اشتغال رعایت نمی‌کنند؟

پیامبر اکرم (ص) در حدیثی شریف حقوق فرزند بر پدر را اینگونه  برشمرده است: «حق فرزند بر پدرش این است: نام نیکو برایش انتخاب کند، ادبش را نیکو گرداند و نوشتن (علم و دانش) را به او بیاموزد.»

امروز طالبان به روی دختران بالاتر از کلاس ششم درهای مکاتب را بسته‌اند. این عمل نه تنها خلاف کنوانسیون‌های جهانی، بلکه خلاف صریح فرمان نبوی در مورد «تعلیم کتابت» است.

پیامبر (ص) به صراحت بر تغذیه حلال تاکید کردندک حق فرزند بر پدرش این است که به او جز خوراک پاکیزه و حلال نخوراند.  کودکی که در چهارراه های شهر که پر از گرد و غبار، و از ترس گرسنگی خود در سطل های زباله دنبال غذا می گردد، از نعمت «طیّب» و «حلال» محروم است. طالبان مسئولند امنیت غذایی را تامین کنند نه اینکه با جنگ‌های غیرضروری اقتصادی، جامعه را به سمت مصرف مشکوک سوق دهند.

روز جهانی کودک امسال، در افغانستان روز شرمساری است. شرمساری برای ما به عنوان امتی که در زیر سایه شمشیرهای مدعیان «خلافت»، فریاد مظلومیت کودکان بی سرپرست و فقیر را می‌شنویم و تنها به «پرورشگاه‌های» حداقلی دلخوش می‌کنیم.
جامعه‌ای که «روز کودک» را صرفاً به وعده‌های کلی وزارت کار و لبخندهای تشریفاتی برخی مقامات محدود می‌کند، نه تنها از تمدن بشری، که از جوهره اسلامی خود نیز تهی شده است. تا زمانی که طالبان قدرت را به مثابه «غنیمت» می‌بینند نه «امانت الهی»، تا زمانی که بودجه کشور صرف تقویت نظامیان متعصب می‌شود به جای مکتب ‌سازی و کارگاه‌های آموزشی برای خانواده‌های بی‌سرپرست، تا زمانی که آوای «الله اکبر» آنها با گریه های گرسنگی کودکان در چهارراه های کابل عجین می‌شود، «امارت اسلامی» نه یک حکومت دینی، بلکه بزرگ ‌ترین تهدید علیه آینده «امت» است.

ما از حاکمیت فعلی نمی‌خواهیم کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل را امضا کند؛ چون به آن اعتقاد ندارند. ما از آنها می‌خواهیم کتاب «میزان الحکمه» و «نهج البلاغه» را مطاله کنند و ببینند که امیرالمومنین علی(ع) در مورد تربیت و احترام به کودک چه فرموده‌اند. و قرآن را با تفسیرش بخوانند که به عنوان مسلمان آن افتخار نیز می‌کنند، اگر نمی‌توانند «رفاه» ایجاد کنند، لااقل «آسیب» را متوقف کنند. مکتب دختران را باز کنند تا دختران کشور مادران بیسواد فردا نباشند و روزی معلمان پدران آینده این دیار شوند.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x